پرسش:
اگر زن غیر مسلمانی که همسر غیر مسلمان است، اسلام بیاورد، هر چقدر هم که عاشق یکدیگر باشند، باید از همسرش جدا شود! آیا چنین فتوایی از منظر اخلاقی و همچنین شرایط رئال (واقعی) مشکل ساز نیست؟ راه حل شما چیست؟

پاسخ:

نظر به این که اذهان عمومی را پیش و بیش از آن که اصول را شناخته باشند، مشغول به فروع می‌کنند (1)، و با توجه و تأمل در این که برای هر امری [به ویژه در عرصه، حقوق، داوری و قضا – اگر چه برای فوتبال باشد]، تحصیلات تخصصی را شرط لازم می‌دانند، اما نوبت به احکام و فقه اسلام که می‌رسد، چنین جلوه می‌دهند که در چند خط و آن هم در فضای مجازی، قابل بحث، چالش، نقد و … می‌باشد، لازم است ابتدا به نکات ذیل توجه شود:

الف – آن چه که از آن به عنوان «چنین فتوایی» یاد نمودید، حکم خداوند سبحان در قوانین (شریعت) اسلام می‌باشد؛ در واقع صاحب فتوا، خداوند علیم و حکیم است.

ب – شریعت اسلام، دین خداست و متشکل از نظرات شخصی افراد نمی‌باشد که پرسیده شود: «راه حل شما چیست؟». اگر قرار باشد که هر شخصی در هر زمان و مکانی، از خودش احکام در بیاورد و راه‌حل شخصی ارائه دهد که دیگر از اسلام چیزی باقی نمی‌ماند.

ج – در حقوق، فقه، احکام، شریعت، یا هر چه که نامش را بگذارند، اما موضوعش مفاد قانونی باشد، هیچ جایی برای “احساسات” وجود ندارد. حال خواه احکام اسلامی باشد، یا قوانین مدنی، کیفری، جزایی و … در سایر حقوق و قوانین موجود در جهان. چنان که اگر کسی محکوم به اعدام، حبس، تبعید و … شد، دیگر کاری ندارند که چقدر عاشق همسر و فرزندان خویش است – یا اگر در حال خدمت نظام وظیفه، لازم شد به جنگ برود، با وابستگی‌ها و مشکلات شخصی و عاطفی او کاری ندارند – یا اگر سازمان و نهاد ذیربطی تشخیص دهد که پدر و مادری صلاحیت ندارند، (حتی اگر تشخیص آنها غلط باشد)، فرزند را از خانواده‌ی اصلی گرفته و به مراکز نگهداری کودکان و یا حتی خانواده‌های دیگر می‌سپارند و در اینجا کاری به میزان عواطف یا احساسات پدر، مادر و فرزندان ندارند و … .

اما، اگر دقت کنید، همیشه، هر پرسشی در چارچوب احکام اسلامی، با یکی دو مثال و شعار احساسی همراه می‌شود، تا خواننده بدون مطالعه‌ی پاسخ یا اندیشه در آن، اصل حقوقی را نقد و محکوم نماید!

منظر اخلاقی:

“اخلاق” یعنی چه و منظر اخلاقی کدام است؟! نظریه‌پردازان شرق که تعریف جامعه‌ای در مورد “اخلاق” نداده‌اند، و نظریه‌پردازان غرب نیز به طور کلی منکر و مکذب مقوله‌ای به نام “اخلاق” هستند و آن را اعتباری و تابع منافع شخصی و نیز عادت‌ها و قبول‌های جاری اجتماعی می‌دانند!

پس، اخلاق چیست؟ یعنی چه؟ چه کسی آن را تعریف کرده و چه کسی جز خداوند متعال که انسان را خلق نموده، حق دارد تعریف کند که “اخلاق” چیست، یعنی چه و موازین اخلاقی کدامند؟!

●- “اخلاق” در منابع و آموزه‌های اسلامی، یعنی “موضع‌گیری”، درباره هر کسی یا هر چیزی یا هر اتفاقی، هر جریانی، هر رفتاری و … . حال خواه موضع‌گیری (اخلاق) در برابر توحید و معاد و قرآن و ولایت باشد، یا در برابر پدر و مادر، یا حتی در برابر یک جرعه آب برای نوشیدن.

بنابراین، اگر موضع‌گیری به “حق” بود، می‌شود “اخلاق خوب یا حسنه” و اگر موضع‌گیری به “باطل” بود، می‌شود “اخلاق بد یا رذیله و سیئه”؛ پس آن اخلاق و مواضعی بر حق شمرده می‌شود که “از حق و به حق” باشد، و حق، فقط حق تعالی می‌باشد. «هُوَ الحَقّ».

مشکل‌ساز بودن:

مگر شرط صحت و حقانیت یک قانون این است که اجرایش مشکل نباشد؟! کدام کاری برای بشر مشکل نیست؟! به دنیا آمدن، هم برای نوزاد مشکل است و هم مادر – از دنیا رفتن نیز هم برای راحل مشکل است و هم برای بازماندگان – و بین این دو نیز هر کاری مشکل است، حتی نفس کشیدن، نوشیدن یک جرعه آب گوارا، یا خوردن یک لقمه‌ی سالم و حلال.

بزرگ شدن مشکل است، تحصیل، اشتغال، ازدواج، صاحب اولاد شدن، مسئولیت‌های خُرد یا کلان اجتماعی و سیاسی، ورود در عرصه‌ی اقتصاد یا فرهنگ و هنر و …، خلاصه همه کار مشکل است.

حال چه باید کرد؟ آیا هیچ قانونی نباید باشد، چرا که در عمل مشکل یا ایجاد مشکل می‌کند؟! یا فقط قوانین و احکام اسلامی نباید باشند؟!

واقعیت و رئال:

خب، حالا وارد موضوع شده و کمی واقع‌بینانه (رئالیستی) به موضوع نگاه کنیم.

خانواده، یک نهاد تشکیلاتی بسیار مقدس و معظمی است، چرا که “کارگاه تولید انسان و مدرسه‌ی انسان‌سازی” می‌باشد. بنابراین هویت، جایگاه، نقش و حقوق هر یک از اعضای این نهاد، باید با قوانین منطبق با عقل و فطرت (حق)، تبیین شده باشد، نه صرفاً قوانین اعتباری که در هر زمان یا عصر و جامعه‌ای می‌تواند متغیر گردد.

حال فرض بگیرید که اگر زنی به اسلام گروید و همسرش مسلمان نشد، در واقع و رئال، چه مشکلاتی پیش می‌آید (اگر چه کاملاً عاشق یک دیگر باشند)؛

اعتقادی (نظری):

●- یک مسلمان، تحت قیمومیت یک غیر مسلمان در می‌آید، که جایز نیست.

●- یک مسلمان، به یک غیر مسلمان عشق می‌ورزد، محبت و مودت دارد که با اصل “ولایت و بالتبع تولا و تبرا” مغایرت دارد، پس با اصل اصول اعتقادی منافات دارد.

●- یک مسلمان، یک غیر مسلمان را در تمامی اهداف، برنامه‌ها، شئون و امورش همراهی می‌کند.

●- یک مسلمان، به خاطر محبت و مودت و نیز ضرورت حفظ تحکیم خانواده، اعتقادات غیر اسلامی را ارج می‌نهد که با تمامی چارچوب‌های یک “اعتقاد” مغایرت دارد.

اخلاقی، حقوقی (احکام):

●- اگر زن بگوید: چون من مسلمان شده‌ام، همسری‌ام با تو، فقط با جاری شدن “عقد نکاح” محقق می‌گردد، و مرد بگوید: من چنین کاری نمی‌کنم، چون مسلمان نیستم! حال چه محرمیتی محقق می‌گردد؟!

●- اگر همسر نا مسلمان بگوید: راضی نیستم در خانه‌ی من نامی از “الله” بیاوری، قرآن داشته باشی یا بخوانی، و یا نماز بخوانی، یا روزه بگیری، چه می‌شود؟!

●- اگر بگوید: راضی نیستم با درآمد من چادر نماز و سجاده‌ای بخری، یا بر اساس احکام اسلامی طهارت را رعایت کنی، گوشت ذبح اسلامی بخری، گوشت خوک نخری، نپزی و نخوری و … چه می‌شود؟!

●- اگر بگوید: من نه تنها دوست دارم که همیشه در خانه‌ی من شراب باشد، بلکه سر میز غذایم نیز باشد و تو هم از من پذیرایی کنی، تا لذتش دو چندان شود؛ زن چه کند؟!

●- اگر بگوید: راضی نیستم با ظاهر اسلامی (رعایت حجاب)، در میان خویشان من بگردی، با نامحرم (مثل برادرم) دست ندهی، در میهمانی بگویی این را نمی‌خورم و آن را نمی‌آشامم و …، چه می‌شود؟!

تربیتی:

●- اگر بگوید: راضی نیستم در گوش فرزندان‌مان اذان خوانده شود – راضی نیستم یک کلمه از اسلام و قرآن به آنها آموخته شود – راضی نیستم به پسر یا دخترم، بر اساس موازین اسلامی، چیزی از واجب و حرام، یا حلال و حرام بیاموزی و …، چه می‌شود؟!

●- اگر بگوید: نه تنها تو و فرزندان من حق ندارید در هیچ مراسم دینی و مذهبی (از مسجد و نماز جماعت در محل گرفته، تا شب قدر، نماز عید فطر و …) حاضر شوید، بلکه باید همراه با من به معابد کفار، معبد زرتشتیان، کنیسه یا کلیسا بیایید و مراسم ما را انجام دهید، چه می‌شود؟!

●●●- حال در واقعیت (رئال)، کدام مشکل‌تر و مشکل‌سازتر می‌گردد؟! کدام خانواده‌ای مستحکم و کدام عشقی پایدار می‌ماند؟!

پس، در چنین حالتی، یا زن باید از اسلامش دست بکشد [که اگر می‌خواست چنین کند که اصلاً اسلام نمی‌آورد] و یا باید از شوهرش جدا شود و یک خانواده اسلامی تشکیل دهد.

ملاحظه:

اینها فقط مربوط به زنان نیست، برای مردان نیز مصداق دارد، لذا ازدواج مسلمان [چه مرد و چه زن) با غیر مسلمان، جایز نمی‌باشد.

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=80051

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب