پرسش:
اگر طبق قرآن شفاعتها به اذن خدا انجام میشوند، پس چرا ما برای طلب شفاعت یا علی و یا حسین میگوییم؟ چرا نمیگوییم یا الله تا خدا مسبب شفاعت معصومین برای ما شود؟
پاسخ:
ابتدا یقین نمایید که «یا الله» نمیگوییم تا خداوند منّان مسبب شفاعت شود، سپس بپرسیم: «چرا؟»؛
آیا وقتی برای طلب رزق حلال، «اللّهم» میگویید، دیگر کار نمیکنید؛ تمامی ارتباطات و تعاملات را قطع میکنید و از هیچ کسی چیزی نمیخواهید؟!
الف – ربوبیت از آن خداوند متعال است که تا حدودی در مربیگری پدر و مادر و سایر مربیان تجلی مییابد و ما در هر امری، به مربیانش رجوع میکنیم – رزاق، فقط خداوند سبحان است و ما برای کسب رزق حلال، کار میکنیم – علیم فقط خداوند جلیل است و اوست که تعلیم میدهد، اما برای کسب علم، به مدرسه و دانشگاه و حوزه میرویم، چنان که شافی فقط اوست، و ما از انسانهای پزشک گرفته تا بیجانهایی چون دارو را اسباب بهبودی قرار میدهیم.
ب – اینها همه به این دلیل است که عالَم، عالَمِ اسباب است و نظامی علیّ (علت و معلول) بر آن حاکم است، چنان که وحی را نیز خداوند متعال نازل مینماید، اما به وسیلۀ حضرت جبرئیل و فرشتگان وحی علیهم السلام – جان را نیز خدا میگیرد، اما به وسیلۀ حضرت عزرائیل و فرشتگان مرگ علیهم السلام – قصد از هر کاری باید قربة الی الله باشد، اما نماز، تلاوت قرآن، جهاد و هر عمل صالحی را اسباب آن قرار داد؛ لذا به بندگان مؤمنش فرمود:
«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ وَجَاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (المائدة، 35)
– ای كسانی كه ایمان آوردهاید پرهیزگاری پیشه كنید و وسیلهای برای تقرب به خدا بجویید و در راه او جهاد كنید باشد كه رستگار شوید.
اذن و دعا
فرق است بین معنای «اذن – اجازه» با «دعا – خواندن و خواستن». یا الله، یا محمد، یا علی، یا فاطمه علیهم السلام گفتن، همه دعاست، یعنی آنها را میخوانیم و از آنها چیزی میخواهیم؛ اما «اذن»، یعنی اجازۀ انجام کاری از سوی مافوق داده شده باشد.
یک وقت از خدا میخواهید که توفیق زیارت حرم شریف امام رضا علیه السلام را به شما عنایت فرماید و از حضرتش نیز تمنا مینمایید که شما را دعوت کند؛ این دعاست. اما هنگام ورود به صحن مبارک، «اذن دخول» میخوانید، این اجازه خواستن است.
در صحنۀ قیامت، خداوند سبحان به همگان، اعم از فرشتگان، انسانها و جنّیان، امر به سجده مینماید و بدیهی است که هر کسی سجده کند، مشمول رحمت و مغفرت او واقع میشود، اما به همگان اجازۀ سجده نمیدهد! عدهای میخواهند در اطاعت امر سجده کنند، اما نمیتوانند؛ چرا که در دنیا، وقتی سالم بودند، این امر را اطاعت ننمودند.
«يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ سَاقٍ وَيُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ * خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَقَدْ كَانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سَالِمُونَ» (القلم، 42 و 43)
– به خاطر بياوريد روزی را كه ساق پاها از وحشت برهنه میگردد و دعوت به سجود میشوند اما قادر بر آن نيستند * اين در حالی است كه چشمهای آنها (از شدت ندامت و شرمساری) به زير افتاده و ذلت و خواری وجود آنها را فرا گرفته، آنها پيش از اين دعوت به سجود میشدند در حالی كه سالم بودند!
آنها هنگامی که امر شدند:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (الحج، 77)
– اى كسانى كه ايمان آوردهايد ركوع و سجود كنيد و پروردگارتان را بپرستيد و كار خوب انجام دهيد باشد كه رستگار شويد.
با نخوت، تکبر و تنفر مخالفت و تمرد کردند:
«وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمَنِ قَالُوا وَمَا الرَّحْمَنُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا وَزَادَهُمْ نُفُورًا» (الفرقان، 60)
– هنگامی كه به آنها گفته شود برای خداوند رحمان سجده كنيد؛ میگويند: رحمان چيست؟! (ما اصلا رحمن را نمیشناسيم)، آیا ما برای چيزی سجده كنيم كه تو به ما دستور میدهی؟! (اين سخن را میگويند) و بر نفرتشان افزوده میشود!
●- مجرمان، به محض این که میمیرند و چشمشان به حقایق بازمی شود، میگویند: «خدایا! ما را برگردان تا اصلاح کنیم» اما پذیرفته نمیشود و اجازۀ بازگشت به آنان داده نمیشود:
«حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ» (المؤمنون، 99 و 100)
– چون زمان مرگ یکی از آنها فرا رسد، میگويد: پروردگار من! مرا باز گردانيد * شايد در آنچه ترك كردم (و كوتاهی نمودم) عمل صالحی انجام دهم (به او میگويند) چنين نيست؛ اين سخنی است كه او به زبان میگويد (برگشتی نیست و اگر باز گردد نیز برنامهاش همچون سابق است) و پشت سر آنها برزخی است تا روزی كه برانگيخته میشوند.
شفاعت
در قرآن کریم فرمود: در قیامت هیچ شفاعتی، جز به اذن خداوند متعال صورت نمیپذیرد؛ مگر از کسانی که خداوند متعال به آنها اذن شفاعت داده باشد و از سخن آنان راضی باشد:
«يَوْمَئِذٍ لَا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلًا» (طه، 109)
– در آن روز شفاعت (هيچكس) سودی نمیبخشد، جز كسی كه خداوند رحمان به او اجازه داده و از گفتار او راضی است.
این، اجازه شفاعت است، اما این که آنان چه کسانی را شفاعت کنند، در اختیار خودشان میباشد و البته کسانی را شفاعت میکنند که خداوند متعال از این که مورد شفاعت قرار گیرند، راضی است؛ لذا ما از آنان میخواهیم که لطفاً ما را نیز مشمول شفاعت خود قرار دهید.
در امر شفاعت، گاه از خداوند متعال مسئلت مینماییم که به ما توفیق دهد تا مورد شفاعت اهل بیت علیهم السلام قرار گیریم، یعنی اجازه دهد که آنان ما را شفاعت نمایند، چنان که در ذکر سجدۀ زیارت عاشورا از خداوند منّان مسئلت مینماییم: «اللّٰهُمَّ ارْزُقْنِي شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِ – خدایا شفاعت حسین را در روز ورود [به قبر و برزخ و قیامت] روزی من گردان».
سپس، با علم به این که خداوند کریم به آن بزرگواران اجازۀ شفاعت داده است، به خودشان عرض میکنیم: «حال که اجازۀ شفاعت دارید، مرا نیز شفاعت نمایید»؛ چنان که در زیارت قبر مطهر امیرالمؤمنین علیه السلام، میگوییم:
«يَسْأَلُكَ أَنْ تَشْفَعَ لَهُ إِلَى اللَّهِ فِي قَضَاءِ حَاجَتِهِ وَ نُجْحِ طَلِبَتِهِ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ * فَإِنَّ لَكَ عِنْدَ اللَّهِ الْجَاهَ الْعَظِيمَ وَ الشَّفَاعَةَ الْمَقْبُولَةَ …»
– از تو درخواست مىكند كه او [زائر و روی آورنده به قبرت] را نزد خدا شفاعت كنى بر قضاء حوايج و انجام مقاصدش در دنيا و آخرت * كه همانا تو را نزد خدا جاه و منزلت بزرگ است و شفاعت تو مقبول واقع میشود.
یا در دعای توسل، تک اهل عصمت علیهم را نام میبریم، آنان را میخوانیم و میگوییم:
«يَا سَيِّدَنا وَمَوْلَانَا إِنَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ إِلَى اللّٰهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَيْ حَاجاتِنا، يَا وَجِيهاً عِنْدَ اللّٰهِ اشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّٰه»
– ای آقا و مولای ما، به تو رو آوردیم و تو را شفیع قرار دادیم و به سوی خدا به تو متوسل شدیم و تو را پیش روی حاجاتمان نهادیم، ای آبرومند نزد خدا، برای ما نزد خدا شفاعت کن.
●- بنابراین، فرق است بین دعا و درخواست، با اذن یا اجازه؛ لذا پس از صدور اجازه، رویکرد و درخواست نیز لازم است؛ چنان که خداوند متعال، نه تنها اذن داده، بلکه امر نموده که علم بیاموزیم، اما باید نزد معلم برویم و از او بخواهیم که ما را تعلیم دهد. لذا از یک سو، از خداوند منّان میخواهیم که اجازه دهد مورد شفاعت قرار گیریم، و از سویی دیگر از شفیعان میخواهیم که ما را نیز در زمرۀ شیعیان، پیروان و محبان قرار دهند و شفاعت نمایند.

