پرسش:
مگر قرآن مجید برای هدایت همگان نازل نشده است، پس چرا سبب هدایت عموم نمیگردد و برخی با خواندن آن منحرفتر میگردند و حتی دشمنی میکنند؟!
پاسخ:
اثرات متفاوت و حتی متضاد بر افراد گوناگون، اختصاصی به قرآن مجید ندارد؛ بلکه نسبت به همه چیز صدق میکند.
●- خورشید، ماه و ستارگان را همگان به یک شکل میبینند؛ اما یک عده اصلاً توجهی به آنها ندارند – یک عده آنها را إله و معبود فرض کردند – یک عده از فواید عمومی آنها بهرهمند میگردند؛ یک عده استفادههای علمی میبرند و یک عده نیز آنها را آیات [نشانههای هدایت کننده] میبینند.
●- خداوند سبحان، پیش از قرآن مجید و سایر کتب آسمانی، کتاب خلقت را به سوی انسان گشود و امر به مطالعۀ با تفکر و تعقل در خلقت نموده است؛ اما یک عده همین طبیعت را فقط در چارچوب علوم تجربی و برای استفادههای ابزاری مطالعه میکنند – یک عده به نظریه پردازیهای غیر علمی و مبتنی بر ظنّ و گمان پرداختند و گفتند: «این جهان، همینطوری، اتفاقی و تصادفی پدید آمده است!» یک عده گفتند: «به غیر از عالَم ماده چیزی نیست!» و یک عده از عظمت جهان ماده – برخورداری هر چیزی از اندازههای معین (مقدرات) و نیز نظم علمی و حکمیانۀ حاکم بر جهان و هدفمندی آن، نتیجه گرفته و میگیرند که این جهان، خالقی حیّ، علیم و حکیم دارد که عالَم هستی را بیهوده نیافریده و خودش ربوبیّت مینماید:
«الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ» (آل عمران، 191)
– همانها كه خدا را در حال ايستادن و نشستن و آنگاه كه بر پهلو خوابيدهاند، ياد میكنند، و در اسرار آفرينش آسمانها و زمين میانديشند، (و میگويند:) بار الها اين را بيهوده نيافريدهای، منزهی تو، ما را از عذاب آتش نگاه دار.
●- خداوند سبحان، پس از کتاب خلقت، از میان نوع بشر، انسانهای کاملی را برگزید و به آنها وحی و کتاب نازل نمود، تا نوع بشر را تزکیه کنند و به آنها علم و حکمت بیاموزند تا هدایت شوند و به کمال مطلوب خود برسند. یک عده به آنها ایمان آوردند و با تعلیم و تربیت نبوی، از این کتاب بهرهها بردند و میبرند – یک عده به پیامبران إلهی پشت کردند – یک عده با تمسخر و تهمّت، با آنها مخالفت کردند و میکنند – یک عده به دشمنی برخاستند و بسیاری از پیامبران را به قتل رساندند؛ چنان که امامان و حضرت فاطمة الزهراء علیهم السلام را به شهادت رساندند!
مواجهه با نعمات الهی
مواجهه افراد متفاوت، با سایر نعمات الهی نیز بسیار متفاوت و متضاد میباشد، چنان که عدهای از علم، ثروت، قدرت و شهوات گوناگون، به عنوان ابزاری برای رشد بهرهمی برند و عدهای همین نعمات را برای ظلم به خود و دیگران به کارمی گیرند!
علل رویکردها و نتیجههای متضاد
در چگونگی رویکردها و چرایی آنها، باید به دو عامل بسیار مهم و اساسی توجه نمود که یکی به کارگیری عقلی است که به نور علم میبیند و دیگری تمایلات، گرایشات و دوستداشتنیهایی که هدف قرار میگیرند.
1- “عقل”، ابزاری برای شناخت میباشد؛ چه “عقل نظری” باشد و چه “عقل عملی”؛ چه “عقل معرفتی و شناختی” باشد و چه عقل محاسبهگر و عقل معاش.
حال اگر عدهای، کلاً تفکر و تعقل را تعطیل کنند و با سطحینگری و ظاهرگرایی با هر حقیقت و واقعیتی مواجه شوند، چه اتفاقی میافتد؟!
خداوند متعال، در آیات متعددی، پس از اشاره به مواردی از خلقت، ارسال پیامبران و آن چه در طبیعت رخ میدهد، میپرسد: «أَفَلَا تَعْقِلُونَ – آیا نمیاندیشید – تعقل نمیکنید؟!»
2- “قلب” برای فهم، ایمان به حقایق و رد کردن و کفر به باطل و در نتیجه خوش آمدن (حبّ) و بد آمدن (بُغض) میباشد.
بدیهی است که “شناخت” به تنهایی کافی نیست؛ ابلیس لعین نیز خدا و معاد را میشناخت و میشناسد و حتی باور دارد که عالَم هستی خالق و ربّی دارد و معاد نیز برپا میشود؛ اما به خاطر تکبرش، ایمان نیاورد و نخواست خود را در چارچوب ایمان به حق تعالی در امان نگهدارد!
از اینرو، پس از “شناخت”، باید ایمان آورده شود و این “ایمان”، سبب “محبّت قلبی” میگردد و حرکت انسان به سوی محبوبش [دوست داشتنیهایش] میباشد، نه به سوی معروفش (شناختههایش).
حال اگر قلب کسی به خاطر کفر، شرک، نفاق، ظلم و ارتکاب به گناهان، بیمار شد، یا حتی پر از رسوبات شد و چنان مُهر شد که دیگر هیچ حقی به آن راه نیابد، چه میشود؟!
«وَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَتْهُمْ رِجْسًا إِلَى رِجْسِهِمْ وَمَاتُوا وَهُمْ كَافِرُونَ» (التوبه، 125)
– و اما آنها كه در دلهايشان بيماری است، پليدی بر پليديشان افزود و از دنيا رفتند در حالی كه كافر بودند.
اثر قرآن مجید
البته که قرآن مجید، برای هدایت همگان نازل شده است؛ اما تأثیر آن بستگی به چگونگی رویکرد به این کتاب الهی دارد؛ چنان که فرمود:
«هَذَا بَيَانٌ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ» (آل عمران، 138)
– اين [کتاب) برای عموم مردم، تبیین (روشنگری) است؛ و برای متقیان، هدایت و اندرز میباشد.
«وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا» (الإسراء، 82)
– و ما آنچه را براى مؤمنان مايه درمان و رحمت است از قرآن نازل مىكنيم و[لى] ستمگران را جز زيان نمىافزايد.
نکته:
دقت شود که نفرمود که کافران و مشرکان از آن بهره نمیبرند، چنان که در صدر اسلام، کفار هدایت شدند و امروزه نیز سالانه هزاران نفر در جهان، به اسلام میگروند؛ بلکه فرمود: «وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا – ستمگران را جز خسران نمیافزاید»؛ یعنی آنها که نه تنها به خود و دیگران ظلم میکنند، بلکه مواجهۀ آنان با قرآن کریم نیز ظالمانه است؛ آنها با پیش داوری، جبههگیری و برای تمسخر، تکذیب، یا مقابله و دشمنی قرآن میخوانند، لذا هر چه بیشتر بخوانند، گمراهتر میشوند.
دقت شود که “برخورد ظالمانه”، با هر حقی، سبب گمراهی و خسران (زیان) بیشتر میگردد، چنان که بسیاری در مواجهه با پیامبر اکرم و اهل بیت علیهم السلام، گمراهتر شدند – و هم چنین در مواجه با عالمان دینی، آگاهان و ناصحان، مجاهدان راه خدا، افراد با ایمان و متدین، یا رفتارهای عبادی، فرهنگی و سیاسی آنان، چون: حجّ، زیارت، حجاب، اعتکاف، روزه در ماه مبارک رمضان و هر کاری که صبغۀ دینی و عبادی داشته باشد، نه تنها هدایت نمیشوند، بلکه کفر، لجاج، عصبیت و دشمنی آنها شدت مییابد!

















