پرسش:
اگر دل و قلب انسان را همچون صفحه سفیدی، در نظر بگیریم و گناه همچون قطره‌ای سیاه روی این صفحه سفید باشد؛ حال اگر نیمی از صفحه سیاه و نیم دیگر سفید باشد آیا می‌شود ایمان به خدا را در این نیمه سفید جا داد؟
پاسخ:
بله ممکن است، اما طبیعتاً چنین ایمانی در معرض خطر بیشتری قرار دارد؛ همان‌طور که در روایات درباره تأثیر گناه در قلب آدمی و ضعف ایمان و دور ماندن از رستگاری بر این موضوع تأکید شده است:
امام باقر(ع): «هنگامى که بنده گناه کند نقطه سیاهى در دل او پیدا می‌شود، اگر توبه کند و از گناه دست برداشته و استغفار نماید قلب او صیقل می‌یابد و اگر باز هم به گناه برگردد سیاهى افزون می‌شود، تا تمام قلبش را فرا می‌گیرد، این همان زنگارى است که در آیه‏ “کَلاَّ بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یَکْسِبُونَ”[1] به آن اشاره شده‏ است».[2]
امام صادق(ع): «هنگامى که انسان گناهى انجام دهد، نقطه سیاهى در صفحه دلش ظاهر می‌گردد. پس اگر توبه کرد، آن نقطه، پاک می‌شود و اگر بر گناه خود افزود، نقطه سیاه افزوده می‌شود، تا این‌که تمام دل را فرا بگیرد و پس از این‌که سیاهى تمام دل را فرا گرفت، دیگر هرگز انسان رستگار نخواهد شد».[3]
درباره پرسش مطرح شده که درباره این دسته از روایات است، باید به نکاتی توجه داشت:
1. ایمان، تنها علم و معرفت نیست، بلکه علمى است که به زیور تسلیم و اطاعت آراسته شده و التزام قلبى و تسلیم درونى نیز با آن معرفت توأم می‌باشد؛ از این‌رو ایمان درجاتی دارد؛ به همان مقدار که دل پاک است، نور ایمان به همان مقدار بر قلب انسان می‌تابد، و این‌گونه نیست که شخص با گناه، صفحه‌ای از دل او سیاه شود، و در طرف دیگر، سفیدی نور ایمان به خدا به طور کامل وجود داشته باشد، بلکه ایمان حالتى قلبى و روانى است که به واسطه اعمال انسان، دارای شدت و ضعف بوده و کمال و نقص می‌پذیرد. پس در واقع از سویی؛ گناه نور ایمان را کم می‌کند و به تدریج، انسان را از طریق هدایت منحرف می‌سازد، و از سوی دیگر؛ هر سلوک عملى که به طهارت و تزکیه قلب منجر گردد، در توسعه و تعمیق ایمان مؤثر خواهد بود، به دیگر سخن؛ ایمان، عمل‌زا و عمل، ایمان افزا است. البته زمانى عمل صالح پدید می‌آید که ایمان در حد قابل پذیرش وجود داشته باشد و هنگامى عمل صالح موجب افزایش ایمان می‌شود که با رفتار نیک و تهذیب نفس، همراه گردد.
2. قلب در صورتى براى پذیرش حقیقت و راه زندگى الهی آماده می‌شود که به زیبایی‌هایى آراسته و از زشتی‌هایى دور گردد؛ ابان بن سوید می‌گوید: امام صادق(ع) را گفتم: آنچه ایمان را در دل بنده استوار می‌سازد چیست؟ فرمود: «آنچه ایمان را در او پا برجا می‌کند پرهیز از گناه است و آنچه آن‌را از دل او بیرون می‌کند طمع است».[4]
همچنین امام باقر(ع) می‌فرماید: «دل‌ها سه گونه‌اند: دل نگونسار که هیچ خیرى در آن نیست و آن دل کافر است. دلى که در آن نقطه‌اى سیاه وجود دارد؛ در این دل خوبى و بدى با یکدیگر می‌ستیزند و هر کدام نیرومندتر بود بر دیگرى چیره می‌آید. و دلى گشاده که در آن چراغى می‌درخشد و نورش تا روز قیامت خاموش نمی‌شود و آن دل مؤمن است».[5]
بنابراین، ایمان درجاتى دارد که برخى از آنها ممکن است با تزلزل همراه باشد. ولى مقام والاى ایمان همان طمأنینه است و راه رسیدن به این درجه والا هم گناه نکردن است.

پی نوشت:

[1]. «نه چنین است، بلکه آنچه مرتکب می‌شدند زنگار بر دل‌هایشان بسته است»؛ مطففین، 14.
[2]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج ‏2، ص 273، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
[3]. همان، ص 271.
[4]. صدوق، محمد بن على‏، خصال، محقق، غفارى، على اکبر، ج ‏1، ص 9، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1362ش.
[5]. صدوق، محمد بن على‏، معانی الاخبار، ص 395، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1403ق.

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=63706

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب