پرسش:
اگر پیامبر اکرم (ص) برای مکارم اخلاق مبعوث شده است «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ»؛ پس اهتمام به حکومت و اداره جامعه برای چه بود؟
پاسخ:
آیا سیاست و حکومت، امری خارج از جامعیت دین و حیطۀ اخلاق میباشند؟! آیا سیاست و حکومت، اخلاق نمیخواهند؟! خروجی دین اسلام، سیاست و حکومت مبتنی بر عدل و قسط میباشد و سیاست و حکومت کفار، مستکبران، ظالمان و جانیان نیز عین دیانت شیطانپرستی و اخلاق حیوانی آنان میباشد!
*- آیا “اخلاق” یعنی همیشه لبخند زدن و مماشات نمودن و مدارا کردن؛ حتی با دشمنان خونخوار و جنایتکار؟! این تعریف نادرست را خودشان ارائه دادهاند تا مردم مقابله و ایستادگی را خلاف اخلاق بدانند!
این که به ویژه در رسانۀ ملی، سعی میشود از پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله، فقط تحت عنوان «پیامبر مهربانیها» یاد شود، دروغ و القایی هدفدار میباشد؛ چرا که ایشان هم “رحمة للعالمین” و مظهر رأفت (مهربانی) بودند و هم علیه کفار و دشمنان، موضعگیریها و برخوردهای بسیار محکم و سختی داشتند، چنان که در زیارت ایشان تصریح شده: «وَأَنَّكَ قَدْ رَؤُفْتَ بِالْمُؤْمِنِينَ، وَغَلَظْتَ عَلَى الْكَافِرِينَ – و همانا تو به مردم مؤمن بسیار مهربانی داشتی و بر کافران سخت گرفتی» (زیارت روز شنبه).
●- “اخلاق”، یعنی “چگونگی موضعگیری” و تمامی مواضع ایشان، چه در مهربانیها، چه در شدتها، چه در امور به ظاهر شخصی و چه اجتماعی، چه سیاسی و چه حکومتی، همان “اخلاق” ایشان بوده است.
الف – جملهی «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ» که منسوب به پیامبر اعظم صلوات الله علیه و آله شده است، در هیچ یک از منابع حدیثی شیعی، به عنوان حدیث صحیح و محکم نیامده است، بلکه در منابع اهل تسنن آمده است، لذا این جمله، “حدیث مرسل”، یعنی حدیث با سند ضعیف قلمداد میگردد. اولین منبع شیعی در این حدیث، تفسیر مجمع البیان و کتاب مکارم الاخلاق، از مرحوم شیخ طبرسی میباشد که در آن نیز به هیچ مصدری اشاره نشده، لذا احتمال داده میشود که از همان منابع اهل سنت اخذ نموده باشند.
* – در عین حال، بزرگان، اگر چه این بیان را به عنوان “حدیثِ مرسل (سند ضعیف)” میدانند، اما محتوای آن را غلط نمیدانند، بلکه راجع به آن بحث دارند و برگرفته از بیانات دیگر ایشان میدانند.
ج – به فرض صحیح دانستن حدیث نیز باید دقت کنیم که وقتی کسی به طور کلی میگوید: «من برای این کار برگزیده شدهام، یا به این کار مأمور شدهام، یا برای این کار آمدهام و …»، معنایش این نیست که هیچ وظیفه، مأموریت و کار دیگری ندارم؛ لذا باید دید که چه اظهارات دیگری در مورد خودش، کارش و مأموریتهایش دارد.
خداوند سبحان، در آیات متعددی، به رسالت و اهداف فرستادن پیامبران تصریح نموده است، از جمله آن که فرمود:
«لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ …» (الحدید، 25)
– ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم، و با آنها كتاب (آسمانى) و ميزان (شناسايى حقّ از باطل و قوانين عادلانه و وسیله سنجش – که اصل و حقیقت آن امام است) نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند … .
پس اگر رسولان الهی، صلوات الله علیهم اجمعین، در مواضع گوناگون بگویند: ما برای خواندن نشانههای الهی در کتاب خلقت و کتاب وحی برای شما آمدهایم – یا بگویند: برای تزکیه شما آمدهایم – یا بگویند: برای تعلیم کتاب و حکمت آمدهایم – یا بگویند: برای قیام شما جهت برپایی قسط آمدهایم – یا بگویند: آمدهایم تا شما از بهترین الگوی انسانی برخوردار گردید و اخلاق شما را کامل نماییم، که به همۀ آنها در آیات قرآن مجید تصریح شده است، نه تنها همه درست است، بلکه در یک راستا و لازم و ملزوم یکدیگر میباشند.
اخلاق:
برای “اخلاق” تعاریف گوناگونی شده است و دست کم تعاریف تدوین شدهای، از زمان ارسطو به بعد وجود دارد و در علم اخلاق، مباحثی چون: «اخلاق نظری و اخلاق عملی»، مورد شرح و بحث قرار گرفته است؛ اما اگر کسی بپرسد: «اخلاق یعنی چه و چیست؟»، پاسخ ما چه خواهد بود؟ آیا میگوییم: بروید از اخلاق ارسطویی تا کنون را مطالعه نمایید! خیر؛ بلکه یک پاسخ و تعریف کوتاه، ولی جامعه میخواهیم.
شاید بتوان گفت که بهترین، جامعترین و کوتاهترین تعریف را از حکیم الفقهاء، مرحوم آیت الله حائری شیرازی داریم که میفرمود: «اخلاق، یعنی: چگونگی موضعگیری». بنابراین، از مواضع نسبت به توحید و معاد گرفته، تا اسلام و قرآن مجید، تا ولایت و امامت، تا احکام، تا چگونگی تعامل با دیگران و هر کاری که انسان بر اساس مواضعی به انجام میرساند، میشود “اخلاق انسان”؛ خواه آدمی مواضع درست و برحقی اتخاذ کند، یا مواضع باطل و منحرفی اتخاذ نماید؛ هر کدام را برگزیند، میشود «اخلاق او»!
سیاست نیز تدبیر، برنامهریزی، سازماندهی و تلاش، برای تحقق اخلاق (مواضع) میباشد؛ خواه سیاست در ادارۀ زندگی شخصی و خانواده باشد، یا سیاست در ادارۀ جامعه، کشور و جهان!
دروغ القایی:
برخی بر اساس القائات دروغین، گمان میکنند که “اخلاق” یعنی همیشه نرمخو و خندان بودن! اما این درست نیست. آیا اگر امری سبب بروز نگرانی، غضب یا غم ما شد، یعنی “بداخلاقی” نمودهایم؟! در حدیث فرمود: «اگر کسی در مجلس عزای دیگری بخندد و شادی کند، نشانهی حماقت اوست!»
گفتهاند: «حضرت مسیح علیه السلام، سمبل اخلاق است؛ چرا که اگر این طرف او را سیلی میزدند، آن طرف صورت را میآورد و میفرمود: «لطفاً یکی هم این طرف بزنید» و این اخلاق و رفتار ذلتبار، مشهور شد به اخلاق مسیحیت!
این یک دروغ استعماری و تهمتی بزرگ به ایشان است، چرا که با عقل، فطرت، حکمت، عزت، شأنیت و امنیت فردی و اجتماعی منافات دارد! این یعنی اگر ذخائر و ثروتهای کشورت را خواستند، کل کشور را به آنها بده – اگر مالت را خواستند، نوامیس مادی و معنویت را نیز پیشکش کن – و اگر آنها را نیز خواستند، جاننثار باش و جانت را هم تقدیم کن، و اگر به آن نیز بسنده ننمودند، اول و آخر و دین و دنیا و آخرتت را به آنان بده، سپس یک لبخند رضایت و خشنودی هم بزن تا بگویند چقدر خوش اخلاق بود!
مگر میشود که پیامبر خدا [و هر انسان عاقل، سالم و مؤمن دیگری]، “حبّاً لله و بغضاً لله” نداشته باشد؟! مگر میشود کسی به دوست و دشمن، یکسان بنگرد و در مقابل هر دو یک موضعگیری (اخلاق) داشته باشد؟!
اخلاق سیاسی:
بنابراین، تمامی مواضع سیاسی انسان و جامعه، از حکومت گرفته تا ادراه جامعه، تا جنگ و صلح، تا مسائل اقتصادی [تولید و کار، تجارت]، تا تعاون … و خلاصه هر چه که در سایه “حکومت” محقق میشود، همه مشمول “اخلاق نظری و عملی” میشوند.
پس، تمامی آیات، احادیث و یا سیاستها و روشهای عملی اهل عصمت علیهم السلام، در مواضع گوناگون، از جمله در امر سیاست، حکومت و دولت نیز مشمول “اخلاق” آنان میگردد.
بدیهی است که این مواضع [اخلاق]، باید کامل گردد؛ حال چه کسی به جز خداوند متعال، میتواند بگوید که “بهترین مواضع (اخلاق) در هر امری و در هر موضعی چیست؟ لذا از کارهای اساسی انبیا، رسولان و اولیای الهی، همین اتمام و اکمال اخلاق (مواضع) در تمامی شئون فردی و اجتماعی میباشد.











