پرسش:
در آیه‌ای فرموده که زمین و آسمان و هر چه هست را برای بازی خلق نکرده‌ام؛ و در آیۀ دیگری فرموده که این حیات دنیا به جز لهو و لعب نیست! این دو آیه چطور قابل جمع می‌باشند؟

پاسخ:

دو آیه‌ای که در پرسش به آنها استناد شده، به شرح زیر می‌باشند:

«وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ * مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ» (الدخان، 38 و 39)

– ما آسمانها و زمين و آنچه در ميان اين دو است را به بازی (بی‌هدف) نيافريديم * آنها را جز به حق نيافريده‏‌ايم؛ ليكن بيشترشان نمى‌دانند.

«وَمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ» (العنکبوت، 64)

– اين زندگی دنيا جز لهو و لعب چيزی نيست، و زندگی واقعی سرای آخرت است، اگر آنها می‏دانستند.

برای فهم و درک درست هر متنی، به ویژه آیات قرآن مجید و احادیث، باید به موضوع بحث و نیز کلمات و معانی صحیح آنها دقت نماییم، تا ذهن دچار خلط مبحث نگردد و بتواند پیام را درست و کامل دریافت و درک نماید.

در یک آیه، بحث از “خلقت زمین و آسمان‌ها و هر چه در آنهاست” می‌باشد، و در آیۀ دیگر، بحث از “حیات دنیوی” می‌باشد؛ بنابراین موضوع واحد نیست که پرسیده شود: «چگونه قابل جمع است؟!» مثل این است که گفته شود: «دریا و رود، برای شنا و مسابقات آبی آفریده نشده‌اند – هر چند که انسان در آنها شنا می‌کند و مسابقات برگزار می‌نماید و کودکان نیز در آن یا در کنار آن، آب‌بازی می‌کنند!»

خلقت

فرمود که «زمین و آسمان‌ها را به بازی، یعنی همینطوری و بی‌هدف نیافریدم»!

اگر حق تعالی موجوداتی را بی‌هدف و حکمت خلق نماید، سپس آنها را معدوم سازد، دوباره خلق نماید و معدوم سازد، کار بیهوده، عبث، بی‌هدف و بازیگری می‌باشد که خداوند علیم و حکیم، منزه (سبحان) از انجام کار بیهوده و بازی می‌باشد.

الف – این آیه، از دلایل محکم بر حقانیت و وجود “معاد – بازگشت به سوی او” می‌باشد؛ می‌فرماید: «تمام عالَم خلقت، در حرکت است، لذا یقیناً به سوی مقصدی روان است»؛ و نمونۀ جهت داشتن حرکت به سوی مقصدی معلوم را در هر ذره در همین جهان ماده، نشان داده و می‌دهد؛ مانند بذری که گیاه می‌شود و محصول می‌دهد، یا آب رودی که به اقیانوس یا دریا می‌ریزد، یا هر اتمی که اندازه‌ها، نقش و آثار خودش را دارد.

ب – این آیه، در عین حال تذکر است. می‌فرماید: «این عالَم و هر چه در آن هست و از جمله خود شما، بی‌هدف، بی‌سرانجام و برای بازی خلق نشده‌اید؛ پس به بازی سرگرم نشوید و متوجه مقصود از خلقت و مقصد خود باشید».

حیات

در آیۀ دوم، دو بار به واژۀ “حیات” تصریح شده است: «الْحَيَاةُ الدُّنْيَا‌» و نیز «الْحَيَوَانُ»؛ و مقصود از “حیات”، فقط “زنده بودن” نیست، بلکه “زندگی کردن” می‌باشد.

فرمود: «حیات دنیوی، تماماً سرگرمی و بازی است»؛ یعنی: «زندگی برای دنیا، پوچ است، یک سرگرمی و بازی است که عمر شما را تلف می‌کند، سرمایه‌های شما را هدر می‌دهد و شما را به خسران (زیان) می‌اندازد؛ چرا که دنیا فانی است و هر چه برای آن باشد نیز فانی است.

خلقت دنیا، بازی نیست و به سوی آخرت روان است، اما عده‌ای در آن، غافل از مقصد، به کارهای بیهوده، وقت گذراندن و بازی مشغولند!» و حال آن که عالَم هستی، این جهان ماده و طبیعت و هر چه در آن است و از جمله انسان، به بازی خلق نشده که عده‌ای در آن به بازی مشغول شوند و عمر خود را برای به دست آوردن ناپایدارها تلف نمایند.

پایداری، وقتی حاصل می‌شود که فانی، به باقی وصل شود تا باقی بماند؛ چنان که جان و مال، همه فانی می‌باشند، اما اگر در راه خدا سرمایه‌گذاری و هزینه شوند، باقی می‌مانند. فرمود:

«وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ» (القصص، 88)

– و إله ديگری را با الله مخوان كه هيچ إلهی جز او نيست، همه چيز جز آن چه در جهت اوست، فانی می‏شود، حاكميت از آن اوست و همه به سوی او بازمی گرديد.

امیرالمؤمنین، امام علی علیه السلام، به کمیل فرمود: «هَلَكَ خُزَّانُ الْأَمْوَالِ وَ هُمْ أَحْيَاءٌ – مال‌اندوزان، مُرده‌اند، در حالی که [به ظاهر] زنده‌اند» (نهج البلاغة‌: الحكمة 147) – چرا که مال فانی است و هر کس بندۀ مال شود، به مال وابستگی پیدا کند، مال را اول و آخر و إله و ربّ خود بداند نیز فانی و هلاک می‌گردد.

بنابراین، زندگی مبتنی بر جهان‌بینی مادی و برای رفاه و لذت گذرای حیات دنیوی، بی‌هدف، پوچ، فانی و بازی می‌باشد؛ و متذکر گردید که زندگی حقیقی، همان حیات اخروی می‌باشد: «وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ».

●- بنابراین، موضوعیت دو آیه یکی نیست که با هم جمع شوند، بلکه در راستای یکدیگر قرار دارند. در این دو آیه می‌فرماید: «زمین و آسمان و هر چه در آنهاست، به بازی خلق نشده – پس شما نیز با دنیاگرایی، به بازی و بازیگری مشغول نشوید که مقصد نهایی و زندگی جاوید، و سعادت پایدار، در حیات اخروی محقق می‌گردد.»

آگاهی

در انتهای هر دو آیه، به ضرورت و نقش “علم” توجه داده است. مطلق “علم” یعنی: دانستن و آگاهی. یعنی آدمی باید با خواندن کتاب خلقت و نیز فهم آیات در کتاب وحی، بداند و آگاه باشد که این عالَم به بازی خلق نشده و به سوی مقصدی معین روان است، لذا ظاهرنگری و زندگی دنیوی و دنیاگرایی، بدون توجه به مقصد (معاد)، یک سرگرمی و بازی پوچ و خسران‌آور می‌باشد.

خاطره:

دوستی می‌گفت: در نماز جماعت به امامت مرحوم آیت الله بهاء الدینی، رحمة الله علیه شرکت نمودم؛ پس از پایان نماز، مانند دیگران در صف دست دادن با ایشان ایستادم، اما ذهنم نسبت به کاری دغدغه داشت که انجام بدهم یا ندهم و آیا ثوابی دارد یا ندارد؟ ایشان که ذهن را می‌خواندند و گاه بدون پرسش، پاسخ می‌دادند، دست مرا در دستانش نگه‌داشت و فرمودند: «اینها فایده ندارد آقا؛ [به سینه‌ و قلب اشاره نمود و فرمود:] اینجا باید درست شود» و سپس افزودند: «شما بازیگری را کنار بگذارید، کارها درست می‌شود»!

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=59486

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب