پرسش:
با کسانی که به شکل علنی به مقدسات توهین و فحاشی می‌کنند چه باید کرد؟ از جمله کسانی که اساساً با دین اسلام مخالفند و به پیشوایان و فقهای اسلام بی‌حرمتی یا اهانت می‌کنند.

پاسخ:

بدیهی است که همگان موافق نخواهند بود و مخالفت‌ با مقدسات نیز علل می‌تواند علل متفاوتی داشته باشد که عمدتاً ریشه در عدم اطلاع کافی از یک سو و هوای نفس از سوی دیگر دارد. اما «اهانت و فحاشی» با مخالفت، انتقاد، سؤال و شبهه متفاوت است که به غیر از جهل و هوای نفس، نمود بی‌تربیتی، بی‌حرمتی، لجاجت، عناد و بغض نیز می‌باشد.

خداوند متعال خود راجع به برخی از بندگانش می‌فرماید، آن قدر بغض دارند که هر گاه سخن از خدای واحد و احد به میان می‌آید، قلب‌شان مشمئز می‌گردد:

«وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ» (الزّمر، 45)

ترجمه: چون خدا به تنهايى (به وحدانیت) ياد شود ،دل‌هاى كسانى كه به آخرت ايمان ندارند منزجر مى‏گردد و چون كسانى غير از او ياد شوند بناگاه آنان شادمانى مى‏كنند.

و نیز می‌فرماید: افسوس بر این بندگانی که هر گاه برای آنان پیامبری، راهنمایی، روشنگری، هدایت کننده‌ای و خبری کمال‌بخش می‌آید، فقط مسخره می‌کنند:

«يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون» (یس، 30)

ترجمه: دريغا بر اين بندگان هيچ فرستاده‏اى بر آنان نيامد مگر آنكه او را ريشخند مى‏كردند.

*- بدیهی است که نمی‌توان یک روش یا نسخه‌ی ثابت جهت برخورد با این گونه افراد یا موارد بیان داشت، چرا که هر شخصی، هر جمعیتی، هر موقعیتی، هر هدفی و … متفاوت است، به ویژه با توجه به این که ما نباید در مواجه با مخالفت‌ها و احیاناً بی‌ادبی‌ها و اهانت‌ها، متقابلاً اسیر هوای نفس خودمان بشویم.

الف – گاه ممکن است لازم باشد که انسان با سعه‌ی صدر، متحمل این شنیده‌ها گردد و با منطق و نرمی او را از فحاشی باز دارد تا مرتکب گناه بیشتری نشود. و ابتدا به او متذکر گردد که مخالف بودن با فحاشی، هتاکی و مسخره کردن متفاوت است و البته عواقب سختی دارد که دامنگیر خواهد شد.

ب – گاه ممکن است لازم باشد که انسان به شدت برخورد کند و شخص بی‌ادب، هتاک، مفتر و لجوج را سر جایش بنشاند. البته نه با انجام خلافی متقابل.

ج – گاهی لازم است انسان، فرد یا جمع را از موضع فحاشی، به بحث بکشاند و چون لجاج دارند، بحث به جدل کشیده می‌شود. در اینجا لازم است به بهترین شکل و منطقی با او جدل شود و البته قصد و جهت جدل باید به سمت دعوت او به حق باشد.

«ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ» (النّحل، 125)

ترجمه: با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن و با آنان به [شيوه‏اى] كه نيكوتر است مجادله نماى در حقيقت پروردگار تو به [حال] كسى كه از راه او منحرف شده داناتر و او به [حال] راه‏يافتگان [نيز] داناتر است.

د – گاهی در جمعی که مشغول به فحاشی و مسخره کردن شده‌اند، باید تذکر داده شود و اگر نشد، انسان سعی کند موضوع بحث را عوض کند تا از این فضای معصیت خارج شوند و اگر نشد، خودش مجلس را به اعتراض ترک نماید:

«وَإِذَا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آيَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُواْ فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ وَإِمَّا يُنسِيَنَّكَ الشَّيْطَانُ فَلاَ تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرَى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ» (الأنعام، 68)

ترجمه: و چون ببينى كسانى [به قصد تخطئه] در آيات ما فرو مى‏روند از ايشان روى برتاب تا در سخنى غير از آن درآيند و اگر شيطان تو را [در اين باره] به فراموشى انداخت پس از توجه [ديگر] با قوم ستمكار منشين.

بدیهی است اگر کسی به فحاش و دشمن احترام گذاشت و یا بر اثر خود کم بینی با آنان همراهی کرد و یا به خاطر روی دربایستی سکوت کرد و در جمع آنها باقی ماند، خودش نیز از آنان خواهد بود»

«وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللّهِ يُكَفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلاَ تَقْعُدُواْ مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُواْ فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذًا مِّثْلُهُمْ إِنَّ اللّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا» (النساء، 140)

ترجمه: و البته [خدا] در كتاب [قرآن] بر شما نازل كرده كه هر گاه شنيديد آيات خدا مورد انكار و ريشخند قرار مى‏گيرد با آنان منشينيد تا به سخنى غير از آن درآيند چرا كه در اين صورت شما هم مثل آنان خواهيد بود، خداوند منافقان و كافران را همگى در دوزخ گرد خواهد آورد.

ﻫ – گاهی شخص هتاک، آن قدر جاهل است که هیچ گونه عکس‌العملی، جز نتیجه‌ی سوء، حاصلی نخواهد نداشت؛ در چنین شرایطی باید اصلاً محل نگذاشت و رد شد و برای نجات‌شان دعا کرد. این از ویژگی‌های «عباد الرّحمن» است و هر کسی توفیق و توان آن را ندارد؛ چنان چه شخصی که مالک اشتر را نمی‌شناخت، به او فحش داد و بعد فهمید کیست و از ترس دنبالش رفت تا عذر خواهی کند، اما دید او در مسجد است و این جاهل و فحاش را دعا می‌کند:

«وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا» (الفرقان، 63)

ترجمه: و بندگان خداى رحمان كسانى‏اند كه روى زمين به فروتنى راه مى‏روند، و چون جاهلان [به ناروا] خطابشان كنند، سلام گويند [و در گذرند].

مرحوم علامه طباطبایی (ره) در ذیل این آیه: «صفت دومى كه براى مؤمنين آورده اين است كه، چون از جاهلان حركات زشتى مشاهده مى‏كنند و يا سخنانى زشت و ناشى از جهل مى‏شنوند، پاسخى سالم مى‏دهند، و به سخنى سالم و خالى از لغو و گناه جواب مى‏گويند، شاهد اينكه كلمه سلام به اين معنا است آيه «لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً إِلَّا قِيلًا سَلاماً سَلاماً – (الواقعه، 26)» مى‏باشد، پس حاصل و برگشت معناى اين كلمه به اين است كه: بندگان رحمان، جهل جاهلان را با جهل مقابله نمى‏كنند.» (المیزان)

و – خلاصه آن که افراد و اهداف متفاوت هستند و نمی‌شود یک روش بیان نمود. گاهی کسی در حال فتنه است و البته هتاکی و فحاشی نیز می‌کند و افترا هم می‌بندد و ممکن است حکمش از طرف حاکم شرع، قتل باشد (مثل سلمان رشدی)، گاهی ممکن است کسی از بد روزگار به تنگ آمده است و جوّسازی‌های دشمنان سبب گردیده تا دوستان را دشمن و عامل گرفتاری‌های خود دیده باشد، خُب باید صرف نظر از فحاشی‌اش، دید مشکل او چیست و در حد امکان برطرف نمود.

یک حکایت:

به امام حسن مجتبی علیه‌السلام در زمان حکومتش خبر دادند که یک کشاورزی ورد زبانش فحش به علی و آل او (علیهم السلام) است. فرمود: برویم ببینیم چه می‌گوید و چرا؟ همه گمان کردند که لابد اگر به حکم صبّ معصوم به قتل نرسد، دست کم به خاطر فحاشی و اهانت به ولایت و حاکم و خلیفه، به شدیدترین وجه مجازات و عقوبت خواهد شد.

حضرت تا به او رسیدند خود را معرفی کردند: «من حسن بن علی هستم»؛ و آن کشاورز عوام و جاهل شروع کرد به فحش دادن. حضرت دلجویی کردند که چه می‌کنی؟ کسب و کارت چگونه است و …؟ او نیز از کمی باران، بدی محصول، خرابی بازار گفت و گرفتاری‌هایش را بر شمرد.

حضرت پرسیدند: اگر همه محصولت را بخرند، به چند راضی هستی و مشکلات تو مرتفع می‌شود؟ قیمتی داد و حضرت همه محصولش را خرید. او هم شروع کرد به گریه، عذرخواهی، ندامت و … .

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=68784

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب