پرسش:

برخی اعجاز علمی قرآن کریم را5مورد و برخی14مورد بیان داشته‌اند! بالاخره کدام صحیح است؟!
پاسخ:

قرآن مجید، فقط سطوری نوشته شده روی چند صفحه کاغذ و بین دو جلد نیست، بلکه کلام الله و تجلی علم خداوند سبحان می‌باشد – قرآن کریم، نه تنها تعلیمِ علم و حکمت است، بلکه خودش حکیم است «يس * وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ» – قرآن کریم، برای تمامی انسان‌ها تبیین حقایقِ عالم هستی و برای متقیان هدایت کننده می‌باشد: «هَذَا بَيَانٌ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ – اين بيانی است برای عموم مردم؛ و هدايت و اندرزی است برای پرهيزكاران!» (آل عمران، 138) – قرآن کریم، پس از معرفی اول و آخر، پس از تبیین و شناساندن معادش، نقشۀ راه و برنامۀ سالم رسیدن به مقصد را ایفاد نموده است.

قرآن کریم، سراسر تعلیم خداشناسی، معاد شناسی، ولایت شناسی، جهان‌شناسی، انسان‌شناسی، جامعه‌شناسی، دوست و دشمن شناسی، اخلاق، حقوق، فلسفه، عرفان و تاریخ می‌باشد؛ آن هم در والاترین و کامل‌ترین حدی که انسان می‌تواند بشناسد!

حال، کدام کلام خداوند متعال در این کتاب عظیم، علمی یا معجزه علمی نیست؟!

“معجزه”، یعنی: “کاری که خداوند متعال به انجام برساند و آن را آیه [نشانۀ هدایت کننده به سوی خود] قرار دهد و دیگران از انجام آن ناتوان (عاجز) باشند! حال آیا کسی می‌تواند از سوی خداوند متعال، کتاب دیگری نازل کند – یا خودش کتابی، یا حتی سوره‌ای بیاورد که علمی‌تر، بهتر و کامل‌تر باشد؟! فرمود: «اگر راست می‌گویید و می‌توانید، بیاورید!»

معجزات علمی

مقصود برخی از اساتید و مفسران از “علمی”، فقط همین “علوم طبیعی” می‌باشد و فقط به علومی اشاره دارند که بشر پیش از وحی، بدان علم نداشته و اکنون کشف کرده است؛ اما در یک نگاه کلی، بدین لحاظ نیز تمامی آیاتی که به طبیعت اشاره دارند، همه علمی و معجزه می‌باشند.

آیا این که بدانیم بذر کاشته شده به گیاه تبدیل می‌شود، یا نطفه انسان و حیوان، به مولود زنده مبدل می‌گردد، و این سیر تحول از نطفه تا جنین کامل و تولد را بدانیم، “علم” است، اما دانستن این سیر تحول، از آن که خلق نمود، آن که ربوبیّت نمود، آن که رشد داد و به سوی مقصد و مقصود هدایت می‌کند، علم و معجزۀ علمی محسوب نمی‌گردد؟!

آیا اگر در روانشناسی یا بدن شناسی، به چگونگی کارکرد سلسله عصب‌ها و ترشحات شیمایی بدن هنگام خوشحالی یا ناراحتی، امید یا نگرانی، غم یا شادی، پی ببریم علم است، اما این که بدانیم “اساساً انسان کم ظرفیت آفریده شده و ضعیف است، مگر آن که با ریسمان الهی، به قوی وصل شود»، علم و معجزۀ علمی در انسان‌شناسی نیست؟!

«إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا * إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا * وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا * إِلَّا الْمُصَلِّينَ» (المعارج، 19 تا 22)

– همانا انسان كم طاقت (کم ظرفیت) آفريده شده * هنگامی كه بدی به او رسد بيتابی می‏كند * و هنگامی كه خوبی به او رسد مانع ديگران می‏شود * مگر نمازگزاران (متصل شدگان به رحمت واسعۀ الهی).

*- کشف بشر از قانون “ظروف مرتبطه” در فیزیک چیست؟ می‌گوید: «اگر یک استخر با ظرفیت چند میلیون لیتر، در کنار دریا باشد، ولی متصل نباشد، حجم آبش با یک لیتر برداشت یا افزایش، کم و زیاد می‌شود؛ اما اگر یک ظرف یک لیتری کنار دریا باشد و با خط باریکی به دریا وصل شده باشد، سطحش با یک میلیون لیتر برداشت یا افزایش نیز تغییر نمی‌کند»؛ فرمود: انسان متصل با نماز، اینگونه است.

*- این که گاه می‌گویند: «خداوند متعال، این نکته علمی از طبیعت را هنگامی بیان نمود که کسی به آن علم نداشت و امروزه به اثبات علمی رسیده است، لذا این یک معجزه است» درست است، اما کامل و جامع نیست؛ چرا که می‌پرسیم: «آیا امروزه که بشر چگونگی آن را کشف و فهم نموده، دیگر معجزه نیست؟!» با چنین توصیفاتی باید بگویند: «این دسته از آیات، در آن زمان معجزه بودند، ولی اکنون دیگر معجزه نیستند!» در حالی که تمامی آیات قرآن حکیم، همیشه علمی و معجزه بوده و می‌باشند.

کشفیات علمی

خداوند سبحان، پس از موهبت عقلی که به نور علم می‌بیند و می‌شناسد و تمیز می‌دهد، دو کتاب خلقت و وحی (قرآن کریم) را پیش روی انسان گشود و امر به مطالعۀ با دقت، تفکر و تعقل در هر دو نمود.

بنابراین، مطالعۀ هر دو کتاب، سبب دستیابی انسان به علوم جدیدتر و کشفیات بیشتر می‌گردد؛ خواه انسان علوم هسته‌ای یا کهکشان‌ها را کشف نماید، یا فهم کامل‌تری از آیات قرآن کریم بنماید، چنان که حضرت امام سجاد علیه السلام فرمودند:

«خداوند عزّوجلّ می‌دانست در آخرالزّمان مردمانی ژرف‌اندیش خواهند آمد، پس سورۀ اخلاص و شش آیۀ اوّل سورۀ حدید را نازل فرمود، هر کس ورای آن را طلب کند، هلاک شود.» (اصول کافی؛ ج 1، ص 91، «کتاب التوحید)

●- اما، برخی تا یک کشف علمی در طبیعت صورت می‌پذیرد، به جای آن که خداوند علیم، حکیم و خالق را بهتر و بیشتر بشناسند، با همان به جنگ خدا می‌روند و به انکار و تکذیب می‌پردازند، گویی که کار خدا باید غیر علمی باشد و اگر علم بشر چیزی در طبیعت را کشف نمود، آن دیگر کار خدا نیست! در حالی که هر چه هست، تجلی علم و قدرت اوست.

*- باید دقت شود که “کاشف علم”، به هیچ وجهی و به هیچ مقداری، “خالق معلوم” نیست، بلکه به بخشی از آن چه خلق شده، آگاهی یافته است؛ چنان که فرمود: «اگر تمامی علوم و دانشمندان و امکانات خود را جمع کنید، حتی نمی‌توانید یک مگس بیافرینید و اگر آن مگس چیزی از شما برباید، نمی‌توانید پس بگیرید!» (الحج، 73)

●- بنابراین، تمامی آیات قرآن کریم دربارۀ طبیعت، مانند: چگونگی پیدایش عالم ماده از دخان [که امروزه به انفجار بزرگ تعبیر می‌شود] – خلقت خورشید، ماه، ستارگان و زمین و قرار گرفتن آنها در مدار خودشان – پیدایش شب و روز و فصول – چگونگی خلقت اولین آدم از خاک و نسل او از نطفه – سیر تکاملی نطفه در رَحِم مادر – رشد طبیعی انسان از نوزادی تا پیری و سپس مرگ و بازگشت – نصب کوه‌ها – قرار دادن دریاها و به جریان انداختن رودخانه‌ها – پدید آوردن میوه‌های گوناگون با طعم‌های متفاوت، از یک خاک و آب و خلاصه هر آن چه درباره طبیعت آمده، همه علمی می‌باشند و به گونه‌ای هدایت کننده بیان شده‌اند، یعنی با تذکر به خالق، مالک و ربّ آنها. لذا به تمامی این آیات نیز “معجزات علمی قرآن مجید” گفته می‌شود؛ حال چه مردمان پیش از آن نمی‌دانستند، اما اکنون می‌دانند و چه هنوز کشف علمی نشده باشد. مانند: حشر انسان‌ها، از اولین تا آخرین، از همین قبور.

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=62193

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب