پرسش:
اصول عقاید – سطح دو: توکل بر خدا یعنی چه؟ آدمی ناچار است “توکل” کند، و به طور حتم، هر کس بر خدا توکل نکند، بر دیگران توکل خواهد کرد و شکستش حتمی است!

پاسخ:

از ویژگی‌های مؤمن، “توکل بر خداوند متعال” می‌باشد؛ و البته همانگونه که هر کس او را نپرستد و بندگی نکند، حتماً دیگری و دیگران و حتی هوای نفس خودش را جایگزین می‌کند، می‌پرستد و بندگی می‌کند، هر کسی هم بر خدا توکل نکند، حتماً بر دیگران توکل می‌کند؛ و چون دیگران همه مانند خودش مخلوق، فقیر و نیازمند می‌باشند و نمی‌توانند برای او کاری انجام دهند، حتماً با شکست مواجه خواهد شد!

به طور کلّی، هر آن چه خداوند متعال در وجود آدمی نهادینه کرده، همین‌گونه است، یعنی اصلش هست، اما آدمی می‌تواند برای مصداقش، جایگزین‌های دروغین و واهی بگذارد؛ مانند جایگزینی إله‌ها و ربّ‌های دروغین، جایگزینی ادیان و مکاتب غیر إلهی، جایگزینی امامان باطل، به جای امامان حق و پیروی از آنها؛ و حتی جایگزینی محبوب‌های غایی جعلی، به جای محبوب غایی حقیقی که فطرت به سوی آن می‌خواند.

«وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْدَادًا يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ …» (البقره، 165)

– و برخى از مردم، در برابر خدا همانندهايى [براى او] برمى‏ گزينند و آنها را چون دوست داشتن خدا دوست مى‌دارند ولى شدت محبّت (محبوب غایی) کسانی که ایمان آورده‌اند، الله می‌باشد … .

“توکل” نیز همین گونه است، آدمی ناچار است بر دیگری یا دیگران توکل نماید، چرا که از خودش چیزی ندارد تا بتواند مشکلاتش را مرتفع سازد و خودش را رشد دهد؛ لذا اگر بر خداوند منّان توکل ننماید، حتماً بر دیگران توکل می‌کند و البته دچار خسران می‌گردد؛ لذا فرمود: «مؤمنان فقط بر او توکل می‌کنند»:

«اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ» (التغابن، 13)

– الله است که إلهی (معبودی) جز او نیست؛ و مؤ‌منان بايد فقط بر او توكل كنند.

توکل یعنی چه:

“توکل” را «واگذری کار به دیگری» معنا کرده‌اند؛ درست هم هست، اما آیا یعنی عقب کشیدن و دست روی دست گذاشتن و حوالۀ انجام کار به دیگری؟!

اگر دقت شود که در “توکل”، کار وکالت به وکیل سپرده می‌شود، نه کار “موکل”، با این توجه و دقت، شائبۀ ذهنی یا حتی شبهه نیز برطرف می‌گردد.

مانند این است که شما کار کردید، پولی جمع کردید، سرمایه‌ای اندوخته ساختید و اکنون قصد دارید که واحد ساختمانی را خریداری نمایید؛ باز این شمایید که واحد مناسب را انتخاب می‌کنید، با مالک صحبت می‌کنید، بر سر نرخی به توافق می‌رسید و عزم خود را برای خرید جزم می‌نمایید و پولش را هم خودتان می‌دهید؛ اما کارهای حقوقی، چون تنظیم قولنامه و قرارداد و انجام حقوق محضری را به “وکیل” می‌سپارید تا معامله تثبیت گردد و شما رسماً مالک آن واحد شوید.

کار و نتیجه

هر کسی، از هر کاری که انجام می‌دهد، هدفی دارد؛ یعنی کار را برای رسیدن به نتیجۀ مطلوب به انجام می‌رساند؛ اما باید دقت شود که ما کار را به امید رسیدن به نتیجۀ مطلوب انجام می‌دهیم، اما رسیدن به چه نتیجه‌ای و نرسیدن به نتیجۀ مطلوب، در اختیار ما نمی‌باشد.

فرض کنید که تشنه‌ای، جرعه آب گوارایی می‌نوشد، به امید این که تشنگی او برطرف گردد، اما چه می‌داند که همین جرعه آب، پس از آن که از دهان فرو برده شد، چه نتایج و اثراتی دارد؟!

کشاورز، بذر را به امید رشد و به بار نشستن و ثمر دادن در زمین می‌کارد، اما نه بذر را او خلق کرده، نه زمین، خورشید و آب را او خلق نموده و نه آثار آنها بر بذر کاشته شده را او مقدر نموده، و نه اوست که بذر را در زمین می‌رویاند و به بار می‌نشاند؛ چنان که فرمود:

«أَفَرَأَيْتُمْ مَا تَحْرُثُونَ * أَأَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ» (الواقعة، 63 و 64)

– آيا هيچ درباره آنچه كشت می‏كنيد انديشيده‌ايد؟ * آيا شما آن را می‏رويانيد، يا ما می‏رويانيم‌؟

آیا پدری که نطفه‌ای به رحِم مادر می‌نهد و مادری که آن را دریافت می‌دارد، می‌داند چه تحولاتی در رشد آن رخ می‌دهد و چه نتیجه‌ای خواهد داشت؟!

آیا کسی که برای تولید کالایی سرمایه‌گذاری می‌کند و بر اساس نقشه و محاسبات عمل می‌کند، یقین دارد به چه نتیجه‌ای می‌رسد، یا فقط امیدوار است؟!

توکل و نتیجه

از این‌رو، “توکل” یعنی: «تو به تکالیف خود عمل کن، تو وظایفت را به انجام برسان، و در رسیدن به نتایج مطلوب، بر او توکل نما، کارِ به نتیجه رساندن را به او وگذار کن و مطمئن باش که او تو را یاری می‌نماید، کارت را به ثمر می‌نشاند و به نتایج مطلوب می‌رساند؛ اوست که برای هر چیزی، اندازه‌ای ‌گذاشته (مقدر نموده) و بر همان اساس هدایت می‌نماید: «وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى – همان که اندازه گذشت و هدایت نمود» (الأعلی، 3)

پس، یقین داشته باش که او برای وکالت تو کافیست:

«وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا» (الطلاق، 3)

– و او را از جائی كه حسابش [گمانش] را نمی‌کند روزی می‏دهد، و هر كس بر خداوند توكل نماید كفايت امرش را می‏كند، خداوند فرمان خود را به انجام می‏رساند، و خدا برای هر چيزی اندازه‏‌ای قرار داده است.

اشتغال ذهن و دل به نتیجه

خطای آدمی اینجاست که آنقدر ذهن و قلبش متوجه “نتیجه” می‌شود که کاری را که باید به انجام رساند تا خدا او را به نتایج مطلوب برساند، فراموش می‌کند!

به عنوان مثال: آنقدر ذهنش متوجه قیامت و نتیجۀ اخروی‌اش می‌گردد که فراموش می‌کند برای عاقبت به خیری و ورود به بهشت جاوید خدا، چه باید بکند و چه نباید بکند! و حال آن که اگر آدمی از صبح تا شب مطالعه کند، از شب تا صبح عبادت کند، بارها تمام وقت قرآن مجید را تلاوت نماید، و حتی در راه او مجاهدت نماید، خودش قادر نیست حتی یک قدم خودش را رشد دهد و مقرب او سازد، بلکه او خودش را در مسیر هدایت الهی قرار می‌دهد و این خداست که ولایت (سرپستی) او را بر عهده می‌گیرد، وکالت او را می‌پذیرد، او را از ظلمات به سوی نور بیرون می‌برد و به عبادت، کار، تلاش و جهادش [تلاش دشمن ستیزش]، نتیجۀ مطلوب می‌دهد و او را وارد بهشت جاوید خود می‌نماید و از نعمات مادی و معنوی آن، بهره‌مندش می‌گرداند: «اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ – خدا، سرپرست مؤمنان است و آنها را از ظلمات به سوی نور خارج می‌سازد» (البقره، 257) – فاعل خداست.

*- همگان به امید رسیدن به نتیجه کار می‌کنند، اما اگر کسی صرفاً برای رسیدن به نتیجه کار کند، حتماً شکست می‌خورد و حتی ناامید می‌شود!

چه کسی تا کنون تمامی نتایج کارهایش را در این دنیا دیده است؟! حتی پیامبران و امامان علیهم السلام نیز نتایج دعوت، رهنمود، رهبری و آن همه زحمت خود را ندیدند! پدر و مادر، نتایج زحمات و جانفشانی‌های خود را کامل نمی‌بینند – معلم دورۀ دبستان، آیندۀ دانش‌آموزانش را نمی‌بیند – وقتی کار خوبی انجام می‌دهد، تمام نتایج ظاهری و باطنی آن کار و نیز آثارش تا قیامت را نمی‌بینید؛ و اساساً “نتایج” در اختیار ما نیست که آنها را مقدر نماییم و ببینیم؛ لذا مکلفیم که به وظایف عمل نماییم و کارمان را با یاری طلبی از او به انجام برسانیم و نتیجه را از او بخواهیم و بر او توکل نماییم.

امام خمینی رحمة الله علیه:

«همه ما مأمور به ادای تکلیف و وظیفه‌ایم نه مأمور به نتیجه. اگر همه انبیا و معصومین – علیهم السلام – در زمان و مکان خود مکلف به نتیجه بودند، هرگز نمی‌بایست از فضای‌ بیشتر از توانایی عمل خود فراتر بروند و سخن بگویند و از اهداف کلی و بلند مدتی که هرگز در حیات ظاهری آنان جامه عمل نپوشیده است ذکری به میان آورند.» (صحیفه امام خمینی، جلد 21، صفحه 285)

بنابراین، “توکل”، نه توهمات است و نه تنبلی، بلکه یعنی تو وظایف خود را در هر امری بشناس، و به حد توان و امکان، به تکلیف خود عمل کن، اما نتیجه را بر او واگذر نما که وعده داده تو را نصرت می‌دهد تا در انجام تکلیف موفق شوی و به کارت نتیجه و ثمر می‌بخشد.

تو باید به قصد انجام تکلیف در راه جلب رضایت او و قُرب به او، در میادین جنگ سخت و جنگ نرم، بیایی و با جان و مال در راه او مجاهدت نمایی، و او وعدۀ نصرت داده است و تلاش تو را به نتیجه می‌رساند.

این یعنی: «توکل بر خداوند متعال».

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=69704

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب