پرسش:

جنگ شناختی چیست؟ آیا همان رویایی ایمان و کفر است؟(1)

پاسخ:

این روزها، واژۀ «جنگ شناختی» را بسیار شنیده‌اید و خواهید شنید، حتی مقام معظم رهبری نیز به آن اشاره داشتند و فرمودند:

«امروز جنگ‌های دنیا، جنگ‌های ترکیبی است. می‌دانید؛ جنگ سخت و جنگ نرم و جنگ فکری و جنگ فرهنگی و جنگ با سلاح‌های گوناگون و جنگ شناختی و امثال اینها با همدیگر مایه‌ی تهاجم به یک ملّت یا یک کشور است.» (11/7/1401).

بنابراین، لازم است که همگان، دست کم به حدّ اجمال، با موضوع، اهداف و جوانب «جنگ شناختی» آشنایی بیشتری پیدا کنند.

موضوع جنگ شناختی

همانگونه که از نامش پیداست، موضوع «جنگ شناختی»، حمله به شناخت طرف مقابل، مغلوب ساختن آن و غالب نمودن «شناخت» خود می‌باشد؛ و از آنجا که «شناخت»، نه تنها به چند موضوع ختم نمی‌شود، بلکه حدّ و مرزی هم ندارد، این جنگ نیز در یک جبهۀ معین واقع نمی‌شود و انتهایی ندارد.

از مبانی و اصول اعتقادی و به اصطلاح ایدئولوژیکی گرفته، تا انسان‌شناسی، جامعه‌شناسی، رفتار شناسی، اخلاق و حتی تاریخ گذشتگان، تا نگاه و شناخت از عادات، رسوم و باورها و حتی جزئی‌ترین امور فردی و اجتماعی، می‌توانند موضوع «جنگ شناختی» باشند و هستند؛ چنان که شاهدیم دشمنان از هیچ جبهه‌ای غافل نیستند و در تمامی امور شخصی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اخلاقی، رفتاری و …، جنگ گستردۀ شناختی را به راه انداخته‌اند!

قدمت جنگ شناختی

به ویژه غربی‌ها، عادت دارند که علوم گوناگون را از دیگران بگیرند، کمی به آن بپردازند، جزئیات دیگری از آن را بیان دارند، و سپس آن را به نام خود و تحت عنوان کشفی جدید، به ثبت رسانند و از جمله این علوم که به نام خود ثبت کرده‌اند، «جنگ شناختی» می‌باشد.

اما در واقع، قدمت «جنگ شناختی»، به خلقت آدم علیه السلام و موضع‌گیری خصمانۀ ابلیس لعین می‌رسد. او مدعی شد که «من از آدم برتر و بهترم، پس نباید به او سجده کنم!»، در واقع یعنی شناخت و ترجیح خودش را درست‌تر و بهتر می‌دانست! لذا «جنگ شناختی» با خداوند سبحان را آغاز نمود. پس از آن، انسان را هدف گرفت تا از مسیر آدمیت و صراط مستقیم خارج کند و به خداوند سبحان گفت:

«قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ» (الحجر، 39)

– گفت پروردگارا به سبب آنكه تو مرا گمراه ساختى من [هم گناهانشان را] در زمين برايشان مى ‏آرايم و همه را گمراه خواهم ساخت.

او هم گناه تکبر و انحراف خودش را متوجه خداوند سبحان نمود، و هم رسماً اعلام جنگ با خدا و انسان نمود!

بدیهی است که فریب (اغوا)، فقط از طریق «جنگ شناختی» صورت می‌پذیرد. کار ابلیس لعین و سایر شیاطین جنّ و انس، فقط «بدل زدن» و جایگزینی بدلی‌ها و جعلی‌ها، به جای حقیقی‌ها و اصلی‌ها می‌باشد. یعنی می‌کوشند و از هر راهی وارد می‌شوند و از هر فرصت و حربه‌ای سوء استفاده می‌کنند، تا «شناخت» آدمی را نسب به حقیقی و جعلی، تغییر دهند و بدل بزنند!

دقت نماییم که عرصۀ «جنگ شناختی» توسط شیاطین جنّ و انس، فقط به توحید و شرک نظری محدود نمی‌باشد – فقط به جایگزینی إله‌ها و ربّ‌های دروغین به جای إله و ربّ حقیقی محدود نمی‌گردد! اگر چه ریشۀ تمامی انحرافات، مفاسد و ظلم‌ها، در دنیاگرایی به جای معادگرایی می‌باشد که در ادبیات عقلی و فلسفی، به آن «جهان‌بینی توحیدی و جهان‌بینی مادی (ماتریالیستی) می‌گویند؛ بلکه همه چیز را شامل می‌گردد.

به عنوان مثال: همین که سود مالی از ربا را جایگزین تجارت می‌کنند، نام گناه را تفریح می‌گذارند، نام زنا و فحشا را «ازدواج سفید» می‌گذارند تا زشتی‌اش پوشانده شود، همین که لاابالی‌گری و بی‌حیایی و بی‌عفتی را «آزادی» می‌نامند و قلمداد می‌کنند و همین که تمامی جنایات و جنگ‌ها را با شعار «دموکراسی، حقوق بشر، جنگ پیشگیرانه و …» توجیه و تطهیر می‌کنند؛ همه از موضوعات و میادینِ «جنگ شناختی» می‌باشد.

اسلام، قرآن و جنگ شناختی

هر جنگی، از دو حال خارج نیست، یا تهاجمی است و یا تدافعی. جنگ برای آن که حمله را آغاز می‌کند، «تهاجمی» است و برای آن که به دفاع برمی خیزد، «تدافعی» می‌باشد و البته توقف در حالت دفاعی، در نهایت منجر به شکست و پیروزی مهاجم می‌گردد.

اگر به آیات قرآن کریم و آموزه‌های اسلامی از این منظر توجه بیشتری شود، به روشنی معلوم می‌شود که اولاً آیات چه در اصول و چه در فروع، سراسر «جنگ شناختی» است و ثانیاً هم جنبۀ تهاجمی دارد و هم جنبۀ تدافعی.

●- همین که اصل و آغاز دعوت تمامی انبیاء و رسولان الهی، نفی إله‌ها و ارباب‌های دروغین و دعوت به توحید و توجه به معاد بوده است، یعنی: «جنگ شناختی»، هم در موضع تهاجمی و هم در موضع تدافعی.

شناخت و اعتقاد به «لا إله الّا الله» و البته عمل به آن در تمامی شئون فردی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و …، یک «جنگ شناختیِ» کامل، همه جانبه و مستمر می‌باشد.

ادعای اولوهیت و ربوبیّت فرعون، هم چنان استمرار دارد. هم اکنون نیز نظامات سلطه به رهبری امریکای جنایتکار، همین ادعا را دارند؛ می‌گویند: «ما برتر، بهتر و قوی‌تریم، پس مالکیت و ادارۀ جهان و جهانیان، باید در ید قدرت ما باشد – تمامی منافع، باید به منفعت ما ختم شود!» و نپذیرفتن و مقابله با سلطۀ آنها، چه در عرصۀ نظری و چه عملی، «جنگ شناختی» می‌باشد.

تمامی آیات قرآن کریم، در معرفی خداوند سبحان و نفی إله‌های جعلی، تماماً «جنگ شناختی» در دو موضع تهاجمی و تدافعی می‌باشد؛ چنان که تمامی آیات در مقولۀ «ولایتِ الله و ولایتِ طاغوت» و هم چنین تمامی آیات در دوست و دشمن شناسی نیز چنین است؛ چنان که هر گونه جهاد و مبارزه‌ای با جهل، خرافه، غفلت و انحرافات نظری و عملی نیز از بارزترین مصادیق «جنگ شناختی» در اسلام و قرآن مجید می‌باشد.

چه افراد یا گروه‌هایی درگیر جنگ شناختی می‌شوند

«شناخت»، نه منحصر به یک گروه خاص می‌باشد و نه به یک یا صد و یا هزار موضوع خاص محدود می‌شود. هر کسی، در هر موضوعی، شناختی دارد که تمامی اعمال و رفتارهایش، از آن شناخت نشأت می‌گیرد؛ لذا همگان در این جنگ، حضور و شرکت دارند؛ چه در جبهۀ حق بجنگند و چه در جبهۀ باطل. چنان که بدون استثناء قائل شدن برای گروهی از مردم فرمود:

«الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا» (النساء، 76)

– كسانى كه ايمان آورده‏‌اند در راه خدا كارزار مى‌كنند و كسانى كه كافر شده‌اند در راه طاغوت مى‌جنگند؛ پس با ياران شيطان بجنگيد كه نيرنگ شيطان ضعيف است.

به عنوان مثال: فرق است میان مواضع و رفتار کسانی که انسان را فقط نوعی حیوانی که ناطق است و روی دو پا راه می‌رود و در نهایت هوشند و ابزار ساز می‌باشد می‌شناسند و تعریف می‌کنند، با رفتار کسانی که انسان را موجودی ممتاز می‌شناسند که هر چه هست، برای هدایت، رشد و کمال او آفریده شده است و او از استعداد و قابلیت «خلیفة الله» شدن و یا حیوان، بلکه پست‌تر شدن برخوردار می‌باشد؛ پس باید بکوشد تا انسان شود.

فرق است میان مواضع و عملکرد کسانی که بر اساس شناختی که حاصل نموده‌اند، خود را بنده (عبد) پروردگار عالم می‌دانند و به بازگشت (معاد)، حساب و کتاب، ثواب و عقاب و … معتقدند، با کسانی که معتقدند هیچ عاقبت و حساب و کتابی در کار نیست، بر این باورند که چند سالی به صورت یک آدم زندگی می‌کنیم، سپس می‌میریم و خاک می‌شویم، پس در نهایت کار، هیچ فرقی بین عاقل و جاهل، مؤمن و کافر، متقی و فاسق و عادل و ظالم وجود ندارد! برای کسانی که چنین شناختی دارند، اخلاقیات، ارزش‌ها، عقلانیت، وجدان و آدم بودن، مطرح نیست، می‌خواهند در همین مدت کوتاه، نهایت لذت خود را ببرند و به بیشترین منافع مادی دست یابند.

«اومانیسم» همین است و تمامی ظلم‌های نظامات سلطه، جنگ‌ها، تجاوزات و چپاول‌ها و هم چنین تمامی انحرافات، گناهان و ظلم به دیگران توسط افراد، مبتنی بر همین شناخت و اندیشه می‌باشد.

بنابراین، «جنگ شناختی» اختصاص به یک گروه، یک دوره و یک یا چند موضوع ندارد، بلکه همگان را در تمامی مواضع و امور فردی و اجتماعی، شامل می‌گردد و همگان با هر شناخت و عقیده‌ای که داشته باشند، در این جنگ شرکت دارند و هدف جبهۀ مقابل در حمله به «شناخت‌ها» و تغییر آنها قرار می‌گیرند.

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=53614

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب