پرسش:
«جنگ شناختی» – این جنگ جدید و کشف غرب یا ناتو نیست، بلکه ریشه در رویارویی ایمان و کفر دارد.

پاسخ:

در جلسه پیش بیان شد که سیاست و عادت غربی‌ها این است که علوم و یافته‌های دیگران را کمی پردازش می‌کنند و سپس به نام کشف خود به ثبت می‌رسانند! آنها می‌دانند که همین کار برای آنها قدرت و سلطه می‌آورد. همین ثبت هر یافته‌ای به نام خود، سبب می‌شود که دیگران آنها را خیلی پیشرفته و غیر قابل رقابت بدانند و خود را در مقابل آنان، بسیار نادان و عقب‌مانده گمان کنند و همین، خود سبب غلبۀ آنها می‌شود.

آقای دیوید پاپالاردو (DAVID PAPPALARDO )، طی مقاله‌ای که سال گذشته در «pswarontherocks.com » منتشر گردید، تحلیل و تفسیر خودش را با پرسش قابل تأملی آغاز می‌کند؛ او می‌پرسد: «آیا جنگ شناختی، راه جدیدی از جنگ را می‌شناساند، یا همان شراب قدیمی (جنگ نرم، عملیات روانی و …) می‌باشد در بطری‌های جدید؟!»

ناتو در گزارش خود که در «hal.science » منتشر شد، می‌نویسد: «جنگ شناختی در حال حاضر به عنوان جبهۀ خاص خود در جنگ مدرن دیده می‌شود. رویدادهای اخیر که توازن ژئوپلیتیکی قدرت را برهم زدند، نشان دادند که این حوزه جنگی جدید چگونه پدید آمده و مورد استفاده قرار گرفته است».

ناتو، نخواسته نامی از انقلاب و جمهوری اسلامی ایران بیاورد که مهم‌ترین عامل در بر هم زدن قدرت در توازن ژئوپلیتیکی می‌باشد، که البته از ابتدا نیز توازنی نبود. بی‌تردید کشورهایی چون روسیه، چین و هندوستان نیز با حاکمیت نظام تک قطبی بر جهان به رهبری آمریکا مخالف می‌باشند، اما آن تحولی که مبتنی بر شناخت ایجاد شده و بر مبنای پایبندی به اعتقادات ایستادگی می‌کند و پیش می‌رود، ریشه در اندیشه‌ها و باورهای اسلامی دارد که با انقلاب اسلامی، ظهور یافته و عملیاتی شده است.

ناتو می‌افزاید: از آنجایی که بشر به عنوان یک کلّ، اکنون به صورت دیجیتالی به هم متصل شده است و در صحنه جهانی عمل می‌کند، از فناوری و ابزارها، ماشین‌ها، شبکه‌ها و سیستم‌های همراه با آن و تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات استفاده می‌کند.

هدف روشن است: باید حملات برای تغییر یا گمراه کردن افکار رهبران و اپراتورها (مدیران اجرایی)، جهت (تغییر‌) تعاریف صورت پذیرد و ساختارمند و سازماندهی ‌شوند. باید هوش فردی، هم به صورت فردی و هم گروهی در نظر گرفته شود.

*- اما، ما می‌پرسیم: مگر پیش از دستیابی بشر به فناوری‌های جدید ارتباطی، شبکه‌های اینترنتی و طراحان هدفمند و مدیران در اتاق‌های فکر، «جنگ شناختی» وجود نداشت؟!

●- از این‌رو اصرار داریم تا به آیات قرآن کریم و تاریخ گذشتگان در رابطه با «جنگ شناختی» اشاره کنیم تا همگان بدانند که «جنگ شناختی» نه یک کشف جدید است و نه یک جنگ جدید، بلکه سابقه در رویایی ایمان و کفر دارد.

تمامی مواضع و مهمّات بشر، در قرآن کریم تبیین شده است. فرمود:

«وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ» (النّحل، 89)

– و ما اين كتاب (آسمانی) را بر تو نازل كرديم كه بيانگر همه چيز است، و مايه هدايت و رحمت و بشارت برای مسلمانان است.

پس، این ماییم که باید آیات را فقط برای ثواب نخوانیم، بلکه در آنها تأمل کنیم، بیندیشیم، بیاموزیم و راه یابیم.

فرعون به درباریان و بزرگان قوم خود گفت: «‌يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرِي – ای درباریان! من براى شما إلهی جز خودم نمى‌‏شناسم» (القصص، 8)؛ ببینید بحث از علم شناختی دربارۀ کیستی إله است! و سپس جنگ شناختی با حضرت موسی علیه السلام را آغاز کرد و به او گفت: «قَالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلَهًا غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ – [فرعون] گفت اگر إلهی غير از من اختيار كنى، قطعاً تو را از [جمله] زندانيان خواهم ساخت» (الشعراء، 29)؛ و سپس به جنگ ساحرانی که ایمان آوردند رفت:

«قَالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ وَلَتَعْلَمُنَّ أَيُّنَا أَشَدُّ عَذَابًا وَأَبْقَى» (طه، 71)

– [فرعون] گفت: آيا پيش از آنكه به شما اجازه دهم به او ايمان آورديد؟! قطعاً او بزرگ شماست كه به شما سحر آموخته است؛ پس بی‏شك دستهاى شما و پاهايتان را يكى از راست و يكى از چپ قطع مى‌‏كنم و شما را بر تنه‌‏هاى درخت‏ خرما به دار مى‌‏آويزم تا خوب بدانيد عذاب كدام يك از ما سخت‏‌تر و پايدارتر است.

این جنگ بزرگ شناختی بود، در نهایت نیز می‌خواست به اثبات رساند که عذاب دهنده اوست، نه خداوند سبحان! و البته پاسخ‌های حضرت موسی علیه السلام، معجزاتش و پاسخ ساحران ایمان آورده در استقامت نیز «جنگ شناختی» بود؛ به ویژه وقتی ساحران ایمان آورده در پاسخ تهدید بزرگ، خشن و عملیاتی فرعون گفتند:

«وَمَا تَنْقِمُ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِآيَاتِ رَبِّنَا لَمَّا جَاءَتْنَا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَتَوَفَّنَا مُسْلِمِينَ» (الأعراف، 126)

– تنها سبب (خشم) و انتقام تو اين است كه ما به آيات پروردگار خويش – هنگامی كه برای ما آمد – ايمان آورده‌ايم، بار الها! پيمانه صبر (و استقامت) را تا آخر بر ما بريز و ما را مسلمان بميران (و تا پايان عمر با اخلاص و ايمان بدار).

سقیفه

بدون تعصب، به همین ماجرای سقیفه که سبب انحراف و تقرقۀ جامعۀ مسلمانان تا امروز شده دقت کنیم.

آیا ماجرا جز این بود که پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله، در غدیر خم، به امر پروردگار عالم، امیرالمؤمنین، امام علی علیه السلام را به عنوان برادر، وصی، خلیفه، جانشین ولیّ الله و امام معرفی نمودند و برای ایشان بیعت گرفتند و اتفاقاً ابوبکر و عمر، از اولین بیعت کنندگان بودند، اما به محض این که ایشان در بستر احتضار افتادند، سران چند قوم جلسه‌ای را زیر یک سقف تشکیل دادند و گفتند: «اگر چه حضرت محمد (ص) چنین گفته و از همۀ ما بیعت نیز گرفته است، اما تشخیص و شناخت ما این است که او نباید فعلاً حکومت کند و خودمان باید حکومت کنیم!» این همان «جنگ شناختی» است و علتش آن بود که اگر چه این اقوام اسلام آورده بودند، یعنی تسلیم شرایط حاکم بر جامعه شده بودند، اما ایمان نیاورده بودند؛ لذا بر منبای شناخت خود، یک جنگ بزرگ و عمیق شناختی را در جامعۀ اسلامی آغاز نمودند:

«قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ …» (الحجرات، 14)

– عربهای باديه نشين گفتند: ايمان آورده‏‌ايم، بگو شما ايمان نياورده‏‌ايد؛ ولی بگوئيد اسلام آورده‏‌ايم (تسلیم شده‌ایم)، اما هنوز ايمان وارد قلب شما نشده است… .

کربلا و عاشورا

آیا مبنای فاجعه کربلا و عاشورا، «جنگ شناختی» نبود؟ سیدالشهداء علیه السلام می‌خواست به مردم ظاهراً مسلمان بفهماند که «وَ عَلَى الاِسْلامِ ألسَّلامُ إِذْ قَدْ بُلِیَتِ الاُمَّةُ بِراع مِثْلَ یَزِیدَ – و باید با اسلام خداحافظی کرد، هنگامی که امّت به زمامداری مثل یزید گرفتار آیند» و دشمنان نیز جنایات خود را مبتنی بر «جنگ شناختی» پایه‌ریزی و آغاز نمودند و از یک نفر تحت عنوان مجتهد و حاکم شرع فتوا گرفتند که «حسین بن علی، نه تنها امام نیست، بلکه اساساً چون با خلیفۀ وقت -یزید- بیعت نکرده، از اسلام خارج شده و خونش مباح (حلال) می‌باشد!»

●- بنابراین، تمامی نزاع‌های بین جنود الرّحمن و جنود الشیطان، نه تنها مبتنی بر «جنگ شناختی» می‌باشد، بلکه هدف غایی از تمامی جنگ‌ها نیز پیروزی و غلبه در «جنگ شناختی» می‌باشد.

●- جنگ‌های داخلی و خارجی، ترورها، نسل‌کُشی‌ها و قتل عام‌ها، تحریم‌های بی‌سابقه در تاریخ نظام سلطه، نفوذها، توطئه‌ها، فتنه‌ها، ضد تبلیغ‌ها، شبهه‌پراکنی‌ها، سیاه نمایی‌ها و القای ناامیدی علیه جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت برای چیست؟! برای این است که شناخت و باور مردم نسبت به اسلام ناب محمدی صلوات الله علیه و آله که همان اسلام ولایی می‌باشد را تغییر دهند؛ شناخت آنها از نصرت الهی و قدرت ایستادگی خودشان را تغییر دهند؛ شناخت آنها از ضعف و ناتوانی دشمنان‌شان را تغییر دهند، تا بتوانند بر این کشور و این ملّت و ملل مسلمان سلطه یابند. اینها همه از مصادیق همان «جنگ شناختی» می‌باشند.

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=53613

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب