پرسش:

می‌گویند قرآن بین زن و مرد تفاوت قائل نشده است و مساوی هستند؛ پس چرا من باید برای رسیدگی به وضع والدین پیرم از همسرم اجازه بگیرم و ایشان هم اجازه نمی‌دهد. مگر من اسیر هستم؟ چرا من آزادانه نمی‌توانم هر وقت خواستم بروم به والدینم محبت و خدمت کنند. آن‌ها به من نیاز دارند، اما همسرم راضی نیست. چرا من باید از ثواب خدمت به پدر و مادرم محروم باشم؟ آیا این عدالت است؟

پاسخ:

در دین اسلام هدف این است که انسان به سعادت برسد، به همین دلیل قوانین و احکام الهی نیز بر مبنای این هدف تعیین‌شده است. حقوق و تکالیفی که بر عهده هر یک از زن و مرد گذاشته‌شده متناسب با شباهت‌ها و تفاوت‌های تکوینی زن و مرد است؛ یعنی هر جا زن و مرد از حیث ویژگی‌ها مشترک بوده‌اند حقوق و وظایف مشترک و هر جا از حیث ویژگی‌ها دارای تفاوت بوده‌اند حقوق متفاوتی برایشان در نظر گرفته‌شده است.

اشتراک در انسانیت:
قرآن می‌فرماید: یا أَیهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکمُ الَّذِی خَلَقَکمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَهٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا؛ از (مخالفت) پروردگارتان بپرهیزید! همان کسی که همه شمارا از یک انسان آفرید؛ و همسر او را (نیز) از جنس او خلق کرد.(۱) این آیه بیانگر این است که زن و مرد در ماهیت انسانی مشترک‌اند و باهم فرقی ندارند.

اشتراک دررسیدن به کمال:
از دیگر ویژگی‌های مشترک زن و مرد این است که هردو قادرند از طریق عبودیت و بندگی خدا به کمال برسند و این راه برای هر دو باز است. قرآن در رابطه با حضرت مریم می‌فرماید: وَمَرْیمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِی أَحْصَنَتْ فرج‌ها فَنَفَخْنَا فِیهِ مِنْ رُوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِکلِمَاتِ رَبِّهَا وَکتُبِهِ وَکانَتْ مِنَ الْقَانِتِینَ؛ و همچنین به مریم دختر عمران که دامان خود را پاک نگه داشت و ما از روح خود در آن دمیدیم؛ او کلمات پروردگار و کتاب‌هایش را تصدیق کرد و از مطیعان فرمان خدا بود!(۲)

اشتراک در تکالیف الهی:
بسیاری از تکالیف و مسئولیت‌های فردی و اجتماعی بین زن و مرد یکسان است و هر دو موظف به انجامش هستند و در این زمینه هیچ تفاوتی میان مرد و زن نیست. در قرآن آمده است: یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا کتِبَ عَلَیکمُ الصِّیامُ؛ ای افرادی که ایمان آورده‌اید! روزه بر شما نوشته‌شده(۳) این بدان معناست که تکلیف الهی روزه هم بر مرد و هم بر زن واجب است و تفاوتی باهم ندارند.

اشتراک در حق مالکیت:
زن و مرد هر دو دارای حق مالکیت هستند و از استقلال اقتصادی بهره‌مندند. در قرآن آمده است: لِلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِمَّا اکتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ مِمَّا اکتَسَبْنَ؛ مردان نصیبی ازآنچه به دست می‌آورند دارند، وزنان نیز نصیبی؛ (و نباید حقوق هیچ‌یک پایمال گردد)(۴).

توجه قانون‌گذار به تفاوت‌ها:
وقتی قرار است قانونی الهی برای انسان‌ها ایجاد شود این قانون زمانی قانون دقیق و عمیقی خواهد بود که زن و مرد را همراه با ویژگی‌های تکوینی آن‌ها مدنظر قرار دهد. اگر قرار باشد قانون‌گذار برای همه قوانین مشابهی در نظر بگیرد نوعی ظلم اتفاق می‌افتد. فرض کنید شما یک دختر و یک پسردارید. آیا اگر بخواهید مادر عادلی باشید باید برای هردوی آن‌ها لباس دخترانه بخرید؟ و وقتی دلیلش را پرسیدیم بگوییم من عادلم و فرقی بین بچه‌ها نمی‌گذارم؟! طبیعتاً این عدالت نیست، بلکه عدالت بدین معناست که برای هر کس متناسب با ظرفیت و شرایط و ویژگی‌هایش تکلیف در نظر گرفت و بر اساس همان تکالیف از او مسئولیت خواست و به او نیز حقوقی را اختصاص داد. بنابراین زن و مرد هم به دلیل دارا بودن اختلافات طبیعی و تکوینی حقوق و تکالیف متفاوتی دارند. با توجه به اینکه هدف نظام حقوقی اسلام تأمین مصالح جامعه و رفع مفاسد در اجتماع است توجه به تفاوت‌های جسمی و روحی زن و مرد در این نظام امری عقلانی و بر پایه منطق است.

مدیریت خانواده:
با توجه به اهمیت نظام خانواده خواه‌ناخواه این نظام نیازمند مدیریت است و رها کردن خانواده بدون وجود مدیر و مسئول طبیعتاً نتایج خوبی را به بار نخواهد آورد. زن و مرد هر دو باید در کنار هم محیط خانواده را به محیط امن و همراه با آرامش تبدیل کنند؛ بنابراین اگر حقی به مرد داده می‌شود به این معنا نیست که مجاز باشد از حق خود سوء استفاده کند و به زورگویی اقدام نماید. با توجه به اینکه مرد مسئول تأمین مخارج زندگی است و توانایی او در برخی مسائل بیشتر است و تلاش و کوشش او برای رفع نیازهای خانواده افزون‌تر است سرپرستی خانواده به او داده‌شده؛ اما این سرپرستی مزیتی برای او نیست، بلکه یک وظیفه است که باید به‌خوبی به انجام رساند.

اذن شوهر:
دقت کنید که نیازمند بودن به اذن شوهر برای خروج از منزل به شکل مطلق نیست. مثلاً اگر زن بخواهد امر واجبی را انجام دهد مثل حج واجب و (بنابر نظر برخی مراجع) صله‌رحم نسبت به والدین البته به مقدار لازم و در حد ضرورت، نیازمند اذن شوهر نیست. همچنین درجایی که زن برای آموزش و یادگیری احکام و معارف الهی بخواهد از منزل خارج شود نیاز به اذن ندارد.
علاوه بر این‌زمانی که زن نیازمند تهیه اجناس ضروری برای منزل است و شوهر آن‌ها را تهیه نمی‌کند و هیچ‌کس دیگری هم نیست تا مایحتاج ضروری زندگی را تأمین کند، بنابر نظر برخی از مراجع زن می‌تواند بدون اذن همسر از خانه خارج شود. مراجعه به طبیب و هر آنچه مورد نیاز زن است و زن بدون آن گرفتار زحمت می‌شود از دیگر مصادیقی است که نیاز به اذن ندارد. یکی از حکمت¬های اینکه اذن خروج از منزل به شوهر داده شده می¬تواند این باشد که برخی از زنان ممکن است دائماً و گاه وبیگاه از منزل خارج شوند و این خروجشان منجر به کوتاهی در وظایفشان گردد به گونه‌ای که نه به درستی شوهرداری کنند و نه فرزند داری. اسلام برای جلوگیری از این مشکل اختیار خروج زن از منزل را به مرد داده است. البته همان‌طور که اشاره شد این اذن مطلق نیست و استثنائات هم دارد.

هر کس عامل‌تر، سعادتمندتر:
همان‌گونه که تبیین شد حقوق و تکالیف بر مبنای حکمت الهی تعیین‌شده است و خداوند هرگز به بندگانش ظلم نمی‌کند چراکه او عادل مطلق است. هر انسانی اعم از زن یا مرد تکالیف خود را به بهترین شکل انجام دهد به قرب الهی نائل می‌گردد. مردان موظف‌اند نفقه و خرجی همسر و فرزندان خود را بپردازند. زنان نیز لازم است همسران خویش را تمکین نمایند؛ بنابراین اگر شما به وظایف شرعی و اخلاقی خود عمل کنید مسیر تقرب را برای خود بازکرده‌اید و اگر همسرتان عامدانه مانع صله‌رحم شوند گناهی بر گردن شما نیست و ایشان خودشان باید مقابل خدا پاسخگو باشند. دقت کنید که تلاش در جهت حفظ آرامش در زندگی ثوابش کمتر از خدمت به والدین نیست و شما اگر برای حفظ زندگی و تأمین آرامش در برابر خواسته‌های همسرتان کوتاه بیایید اجرتان نزد خداوند محفوظ خواهد بود.

معنای تمکین:
البته تمکین دارای دو معنای عام و خاص است. منظور از تمکین خاص این است که زن برقراری رابطه جنسی با همسر را بپذیرد و مگر در مواقعی که مانع موجهی وجود دارد، از برقراری رابطه سرباز نزند؛ و منظور از تمکین عام این است که زن وظایف خود را نسبت به همسر انجام دهد و ریاست شوهر را در خانه بپذیرد. وقتی عقد ازدواج خوانده‌شده و زن به این ازدواج به‌اصطلاح «بله» گفته است یعنی خود را متعهد کرده که به وظایفش در این زندگی عمل کند. عقد ازدواج اولویت‌ها را برای انسان تغییر می‌دهد شاید قبلاً افراد دیگری اولویت انسان بودند، اما ازدواج باعث می‌شود تا زن، همسر و فرزندانش را در اولویت قرار دهد. لذا توجه به خواسته شوهر امری اخلاقی است؛ البته به شرطی که درخواست‌های شوهر از سر لجبازی نباشد. علاوه بر این هنگامی‌که پدر و مادری فرزند خود را به عقد دیگری درمی‌آورند خواه‌ناخواه می‌پذیرند که مسئولیت و اختیار دخترشان با شخص دیگری است و باید با این موضوع کنار آیند البته منظور از تمکین عام هم پیروی مطلق و بی‌چون‌وچرا نیست، اما بهتر است بامحبت و مهربانی ایشان را متقاعد کنید که والدین شما به کمک نیاز دارند و لازم است شما بیشتر به آن‌ها سر بزنید.

نتیجه:
در نگاه اسلام خانواده از جایگاه بالایی برخوردار است و هر آنچه به تأمین آرامش خانه و خانواده کمک کند موردتوجه دین قرارگرفته و آنچه آرامش این نهاد را بر هم زند مذمت شده است. با توجه به آنچه نوشته شد در اسلام زن از حیث انسانیت با مرد اشتراک دارد. هر دو انسان‌اند و رسیدن به کمال برای هر دو مقدور. زن همچون مرد از استقلال اقتصادی و اجتماعی و سیاسی نیز بهره‌مند است. از دیگر سو وظایف و تکالیف الهی متناسب با ویژگی‌های تکوینی زن و مرد در نظر گرفته می‌شود و اگر تفاوتی در تکالیف و حقوق است این تفاوت به تفاوت در ویژگی‌های زن و مرد برمی‌گردد و ربطی به انسانیت آن‌ها ندارد. قانون‌گذار حقیقی باید اختلافات را در نظر بگیرد و بر اساس آن‌ها قانون تعیین کند تا اجحافی در حق کسی رخ ندهد و الا قانون یکسان برای همه بدون هیچ اختلافی خودش نوعی بی‌عدالتی تلقی می‌گردد. دادن حق اذن خروج از منزل به مرد به معنی مطلق بودن آن نیست و مرد حق ندارد از این اذن سوء استفاده کرده و به همسرش ظلم نماید و سختگیری تنها درجایی لازم است که خروج زن از منزل منجر به تضییع حقوق مرد و یا فرزندان گردد و مشکلات خانوادگی و یا اجتماعی ایجاد نماید.
کلمات کلیدی:

منابع برای مطالعه بیشتر:
۱. حقوق زن از دیدگاه قرآن کریم، محمد بیستونی.
۲. حقوق زن در اسلام، زهرا عظیمی.
۳. نظام حقوق زن در اسلام، شهید مطهری.

پی‌نوشت‌ها:
۱. سوره نساء، آیه ۱.
۲. سوره تحریم، آیه ۱۲.
۳. سوره بقره، آیه ۱۸۳.
۴. سوره نساء، آیه ۳۲.

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=75075

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب