پرسش:
خواجه ربیع مدفون در مشهد چگونه شخصیتی داشته است؟
پاسخ:
در مورد شخصیت “خواجه ربیع” یا همان “ربیع بن خُیثم” یا “خُثَیم”، اختلافات و ابهامات فراوانی وجود دارد. تاریخ تولد او مشخص نیست و در سال ۶۱ یا ۶۳ قمری حدود ۱۴۰ سال پیش از حضور امام رضا(ع) در خراسان از دنیا رفته است و بنابراین هیچ ارتباطی بین او و امام رضا(ع) وجود ندارد.
وی مدت مدیدی در “کوفه” ساکن بود. اهل سنت او را توثیق کرده اند(۱) “نصر بن مزاحم” در “وقعة الصفین” آورده است که “ربیع” حاضر به شرکت در جنگ نشد لذا حضرت او را به سرحدات مرزی فرستاد اما سخنی از “خراسان” نیست.(۲) “ابن اعثم” معتقد است که “ربیع” یکی از کارگزاران حضرت بود که دیر به جنگ رسید، اما نام جنگ را نبرده و در گزارشی تخلف از جنگ را بیان کرده که نامی از “ربیع” در آن نیست. (۳)
در مقابل برخی از حضور “ربیع” در جنگ “صفین” سخن گفتهاند. (۴) همین گزارشات متعارض و مناقض از حضور وی در جنگ “صفین” باعث شده رجال شیعه در مورد شایستگی و وثاقت او اختلاف نظر داشته باشند. وقتی خبر شهادت امام حسین(علیهالسلام) را شنید آه سردی کشید آیه “۴۶” سوره زمر را خواند و گفت کسی را کشتند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) او را روی زانوی خود مینشاند و بعد به سکوت خود ادامه داد. (۵) در روزهای آخر عمر بیمار و فلج بود.(۶)
در اینکه کجا از دنیا رفته برخی بر این باورند که وی در “کوفه” از دنیا رفته خصوصا که از واقعه “کربلا” سؤال نموده است. (۷) اگر چه برخی محل مرگ او را در “شهر ری” یا “آذربایجان” میدانند، اما وجود قبر او در شهر “مشهد” شهرت بیشتری دارد و به نظر میرسد اولین نفر “غزالی” در “کیمیای سعادت” این حرف را زده است.(۸) این در حالی است که در منابع سخنی از “خراسان” وجود ندارد. به نظر میرسد محل مرگ او، همان “کوفه” است. زیرا هم در اوخر عمر بیمار و فلج بوده و تمکن سفر نداشته، هم از نحوه شهادت امام حسین (علیهالسلام) پرسیده است. علاوه بر این، ابن سعد در طبقات، تصریح کرده که مرگ وی در “کوفه” بوده است.
اگر چه “شیخ بهایی” و “قاضی نورالله شوشتری” قبر او را در “مشهد” دانستند(۹) اما به احتمال زیاد به خاطر شهرتش، این نظریه را پذیرفتند. البته برخی هم این قبر را از آن “ربیع”، والی “خراسان” دانستهاند. (۱۰) به هر حال در مورد حضور و عدم حضور “ربیع” در جنگ “صفین”، اعزام به ایران و وجود قبر او در مشهد، تردید جدی وجود دارد.
پی نوشتها:
۱. احمد بن حنبل، الجامع فی العلل و معرفة الرجال، نشر بیضون، ۱۴۱۰ق، بیروت، ج۲، ص۱۷-۶۶۳
۲. نصر بن مزاحم منقری، وقعة الصفین، نشر هارون، ۱۴۱۰ق، بیروت، ص۱۱۵
۳. ابن اعثم الفتوح، علی شیری، ۱۴۱۱ق، بیروت، ج۲ ص۵۴۳
۴. ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، جمیل عطار، ۱۴۱۵ق، بیروت ج۳ ص۶۸
۵. طبقات ابن سعد، دارالکتب العلمیه ۱۴۱۰، بیروت ج۶ ص۱۹۰
۶. همان ج۶ ص۱۸۹
۷. همان ج۶ ص۱۹۳
۸. غزالی، کیمیای سعادت، خدیو جم، ۱۳۶۱ش، تهران، ج۱ ص۴۲۷
۹. شوشتری نورالله، مجالس المؤمنین ۱۳۵۴ش، تهران، ج۱ ص۲۹۷
۱۰. محسن حسینی، خواجه ربیع مشهد، ۱۳۸۳ش، ص۱۰


















