پرسش:
درآن کریم میفرماید: «شهیدان زندهاند»، مگر غير شهدا زنده نیستند، چون مرگ انتقال است و البته شهدا جایگاه ویژهای دارند. توضیح مبسوط ارائه فرماید.
پاسخ:
ابتدا باید به معانی، مفاهیم، حقیقت و مقصود واژگان در فرهنگ قرآنی توجه نماییم، مانند: «حیات، ممات و شهادت» در این موضوع.
شهید:
“شهید” که صیغۀ مبالغۀ “شاهد” است، یعنی شدت آن را میرساند، به کسی گفته میشود که اشراف علمی و آگاهی کامل دارد، لذا گواهی میدهد، چرا که حاضر و ناظر و آگاه بوده و میباشد.
“شهید”، از نامهای مبارک خداوند سبحان میباشد که در آیات بسیاری به آن تصریح شده است، مانند: «وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ» – «وَاللَّهُ شَهِيدٌ عَلَى مَا تَعْمَلُونَ» – «اللَّهُ شَهِيدٌ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ».
همگان در طی شبانه روز، “شاهد” اتفاقات بسیاری میباشند و در صورت لزوم بر وقوع آنها شهادت میدهند؛ اما اینها امور جزئیاند؛ اما کسانی هستند که بر احوال همه چیز و همه کس و تمامی اتفاقات آگاهی مییابند، لذا در محشر نیز به عنوان “شاهد” حاضر میشوند تا شهادت دهند؛ چنان که فرمود:
«وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا …» (البقره، 143)
– و بدين گونه شما را امتى ميانه قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد و پيامبر بر شما گواه باشد … .
«وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَؤُلَاءِ وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ» (النّحل، 89)
– بياد آوريد روزی را كه از هر امتی گواهی از خودشان بر آنها معبوث میكنيم، و تو را گواه آنها قرار میدهيم، و ما اين كتاب (آسماني) را بر تو نازل كرديم كه بيانگر همه چيز است، و مايه هدايت و رحمت و بشارت برای مسلمانان است.
بنابراین، “شهادت” نیز مراتب دارد؛ خداوند متعال شهید بر همه چیز و همه کس میباشد، حتی بر اسرار پنهان و دورنی علم دارد – در میان هر امتی، شهدایی از خودشان وجود دارد – مسلمانان شاهد و شهید بر امّتها میباشند – و پیامبر اکرم و بالتبع اهل عصمت علیهم السلام، شاهد بر مسلمانان و همگان میباشند؛ لذا “شهید” به معنای کسی که در راه خدا کشته شده، یا کسی که کشته نشده، اما به درجۀ شهادت و حتی بالاتر از شهیدان رسیده، گواهان بر مردم میباشند و شهادت میدهند.
بدیهی است که آنها باید زنده و ناظر باشند، تا اشراف علمی و آگاهی پیدا کنند و ببینند، تا بتوانند شهادت بدهند.
حیات (زندگی) و ممات (مرگ):
در نگاه ما و به حسب ظاهر، انسان زنده (حیّ)، به کسی میگویند با روح و بدنش در این دنیا زندگی میکند؛ ما او را میبینیم، با او سخن میگوییم و تعاملاتی داریم، میخورد، میخوابد و کارهایی را به انجام میرساند.
مُرده (میّت) نیز به کسی میگویند که روح از بدنش مفارقت پیدا کرده است؛ که به خطا میگویند: «روح از بدنش خارج شد»، در حالی که روح هیچگاه داخل بدن نبوده که از آن خارج شود؛ بلکه بر بدن احاطه دارد و با این بدن در دنیا زندگی میکند و کارهایش را به وسیله بدن به انجام میرساند، و در یک وقت معلوم نیز این بدن از او گرفته میشود و خودش هست و با انتقال به عالِمی دیگر، به حیات ادامه میدهد.
روح و حیات از این منظر، همان روح حرکت و حیات دنیوی است که در حیوانات نیز وجود دارد؛ آنها نیز به دنیا میآیند، زندگی میکنند و سپس میمیرند.
اما روح دیگری وجود دارد که در درجات بالاتری قرار دارد و حقیقت حیات انسان، زنده بودن آن روح است که برخی، در همین دنیا و در حالی که زنده هستند میمیرند؛ یعنی دیگر کار مفیدی انجام نمیدهند و رشدی نمینمایند. در مثال مانند بدنی است که هنوز زنده است، قلبش میتپد و نفس میکشد، اما دچار مرگ مغزی شده است.
امیرالمؤمنین، امام علی علیه السلام، به جناب کمیل، دربارۀ وابستگان به مال دنیا و تفاوت آنها با علمای حقیقی فرمودند:
«هَلَكَ خُزّانُ الأموالِ وهُم أحياءٌ، والعُلَماءُ باقونَ ما بَقِيَ الدَّهرُ، أعيانُهُم مَفقودَةٌ، وأمثالُهُم فِي القُلوبِ مَوجودَةٌ …» (نهج البلاغه، حکمت 147)
– مال اندوزان، با آن كه زندهاند، مُردهاند و اهل علم، تا دنيا هست زندهاند. پيكرهايشان از ميان مىرود، امّا يادشان در دلها هست.
تفاوت مُرده و زنده
تفاوت زنده و مُرده، در این است که زنده، حرکت دارد و کار انجام میدهد، اما مُرده، دیگر حرکتی ندارد و کاری انجام نمیدهد؛ البته مقصود این نیست که بدنش کاری انجام نمیدهد، بلکه یعنی روح او بدن و ابزاری ندارد که با آن در این دنیا کاری انجام دهد. مثالش تفاوت انسان خواب و بیدار میباشد. انسان وقتی به خواب میرود، زنده است، بدن هم دارد، اما روحش مفارقتی پیدا کرده، لذا بدنش هیچ کاری انجام نمیدهد؛ لذا فرمود که خواب شبیه مرگ است.
*- بنابراین، شهیدان زندهاند، یعنی مانند سایرین که پس از مدتی حیات برزخی، به خواب میروند و در قیامت برانگیخته میشوند نیستند، بلکه زنده و بیدارند، ناظر و آگاهند و کارهایی انجام میدهند.
مثال مشهود برای همگان، ارواح طیبۀ اهل عصمت، امامزادگان و اولیاء الله میباشد که در زیارت قبورشان، به آنان سلام میدهیم و یقین به پاسخ داریم و از آنان میخواهیم تا ما را نزد خداوند سبحان شفاعت نمایند، و حتی به قدرت و اجازهای که خداوند منّان به آنان داده، مشکلاتی را مرتفع و گرههایی را باز کنند.
بنابراین، “شهدا زندهاند”، یعنی حیات دارند و در همین دنیا نیز کارهایی انجام میدهند که ما نسبت به برخی از آن کارها علم داریم، اما نسبت به مابقی، از “شعور”، یعنی ریزبینی لازم برای درک، بیبهرهایم.
نکته:
در دو آیه، به زنده بودن شهداء تصریح نموده است، اما هر دو آیه، خطاب به افراد و جوامع زنده در دنیا میباشد؛ در یک آیه فرمود: «هرگز به آنان مرده نگویید» و در آیۀ دیگری فرمود: «هرگز آنان را مرده نپندارید»؛ یعنی تذکری برای اصلاح چگونگی شناخت و نوع نگاه میباشد؛ چرا که این شناخت و نگاه هر کسی، به هر چیزی، هر کسی و هر امری است که ساختار هویتی، شخصیتی، فرهنگی، اخلاقی و رفتاری او را شکل میدهد و او را در راهی به سوی مقصدی، قرار میدهد.
اینک، با توجه به نکات فوق که به صورت اختصار ایفاد گردید، آیات مربوطه را که نه تنها به زنده بودن، بلکه به شهود، حالات و دعای آنان نیز تصریح دارد، بخوانیم:
وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ *
– هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شدهاند مرده مپندار، بلكه زندهاند كه نزد پروردگارشان روزى داده مىشوند.
فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ *
– در حالی که خدا به آنچه از بخشش و احسان خود به آنان عطا کرده شادمانند، و برای کسانی که از پی ایشانند و هنوز به آنان نپیوستهاند [و سرانجام به شرف شهادت نایل میشوند] شادی میکنند، که نه بیمی بر آنان است ونه اندوهگین میشوند.
يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ * (آل عمران، 169 تا 171)
– [شهیدان] به نعمت و فضلی از سوی خدا و اینکه خدا پاداش مؤمنان را تباه نمیکند، شادمان و مسرورند.
شهداء فقط کشته شدگان در راه خدا نیستند
در آیات و احادیث متعددی تصریح شده که شهداء نزد خداوند متعال، فقط کشته شدگان در جهاد فی سبیل الله نمیباشند، بلکه مقامی است که برخی به آن نائل میگردند:
«وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ أُولَئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَالشُّهَدَاءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ» (الحدید، 19)
– كسانی كه به خدا و رسولانش ايمان آوردند آنها صديقين، و شهدای نزد پروردگارشان هستند، بر آنها است پاداش (اعمال)شان، و نور (ايمان)شان، و كسانی كه كافر شدند و آيات ما را تكذيب كردند اصحاب دوزخند.
بنابراین، به قول سردار شهید سلیمانی رحمة الله علیه، باید بکوشیم شهید زندگی کنیم تا شهید بمیریم و شهید محشور شویم؛ حال چه کشته شویم و چه به مرگ طبیعی از دنیا برویم:
«وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا» (النساء، 69)
– و کسانی که از خدا و پیامبر اطاعت کنند، در زمره کسانی از پیامبران و صدّیقان و شهیدان و شایستگان خواهند بود که خدا به آنان نعمت داده؛ و اینان نیکو رفیقانی میباشند.