پرسش:
دربارۀ شهید و شهادت، تعریفی شناختی و جامع میخواهم و این که چگونه میشود به شهادت رسید؟
پاسخ:
آیا مقصود از «چگونه میشود به شهادت رسید»، این است که «چگونه میشود در راه خدا کشته شد؟!» – آیا تمامی مؤمنان باید کشته شوند؟!
برخی گمان دارند که «شهید» فقط به کُشتۀ در راه خدا میگویند؛ در حالی که چنین نیست! شهید، دو معنای عام و خاص دارد.
در معنای عام، «شهید»، صیغۀ مبالغۀ «شاهد» است و «شاهد» به کسی میگویند که حضور و آگاهی دارد و آن را اعلان میدارد، یا به تعبیری «گواهی میدهد».
شهید اول:
«شهید اول»، یعنی برترین شاهد و شهید، خداوند سبحان است که علیم، بصیر، خبیر و شاهد بر همه چیز میباشد؛ او برترین شاهد و شهید است: «وَاللَّهُ شَهِيدٌ عَلَى مَا تَعْمَلُونَ – خداوند برترین آگاه و گواه است به آن چه انجام میدهید» (آل عمران، 98) و «وَأَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ – و تو برترین گواه بر همه چیز هستی» (المائدة، 117)
شهید دوم:
پس از خداوند سبحان، برترین شهید و البته به اذن او، پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله میباشند، چنان که فرمود:
«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا * وَدَاعِيًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُنِيرًا» (الأحزاب، 45 و 46)
– ای پيامبر! ما تو را به عنوان گواه فرستاديم و بشارت دهنده و انذار كننده * و تو را دعوت كننده به سوی الله به فرمان او و چراغ روشنی بخش قرار دادیم.
«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِيدًا» (النساء، 41)
– پس چگونه است [حالشان] آنگاه كه از هر امتى گواهى آوريم و تو را بر آنان گواه آوريم.
شهدا در مرتبه بعد:
پس از خداوند سبحان و به امر او پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله، شهدای مرتبۀ بعد را جمیع مؤمنان تشکیل میدهند که البته اهل عصمت علیهم السلام، در رأس آنان قرار دارند.
«وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا …» (البقره، 143)
– و بدين گونه شما را امتى ميانه قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد و پيامبر بر شما گواه باشد … .
کشته راه خدا
شهید در معنای خاص، به «کُشتۀ در راه خدا» میگویند، چنان که در قرآن کریم، با واژۀ قتل و مقتول «قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ» از آنان یاد شده است.
از نظر ما، کسی که خونش در میدان جنگ ریخته شده باشد، یا ترور شود، یا در حال مجاهدت به سببی کشته شود، «شهید» محسوب میشود، اما حقیقت شهادت بسیار فراتر میباشد؛ چنان که امیرالمؤمنین، امام علی علیه السلام فرمودند:
«اَلاْخْذُ بِاَمْرِنا مَعَنا غَدا فى حَظيرَةِ الْقُدْسِ وَالْمُنْتَظِرُ لِأمْرِنا كَالْمُتَشَحِّطِ بِدَمِهِ فى سَبيلِ اللّه» (بحارالأنوار، ج 52، ص 123)
– كسى كه مطيع فرمان ما باشد در حظيرة القدس با ما خواهد بود، و كسى كه منتظر امر ما باشد، همانند كسى است كه در راه خدا به خونش درغلتيده باشد.
و حضرت امام سجاد علیه السلام فرمودند:
«مَنْ ثَبَتَ عَلى وِلايَتِنا فى غَيْبَةِ قائِمِنا اَعْطاهُ اللّه ُ اَجْرَ اَلْفِ شَهيدٍ مِثْلَ شُهَداء بَدْرٍ وَ اُحُدٍ» (بحار الأنوار : 52 / 125 / 13)
– كسى كه در زمان غيبت قائم ما بر ولايت ما استوار باشد، خداوند پاداش هزار شهيد از شهداى جنگ بدر و احد را به او عطا خواهد نمود.
اصل بر ایمان و مجاهدت است
بنابراین، اصل بر معرفت، ایمان، تقوا، عمل صالح و مجاهدت در راه خداست و جهاد یعنی: «تلاش دشمنستیز»؛ خواه جهاد علمی باشد، یا اقتصادی، یا رزمی و از همه بالاتر، مبارزه با نفس که «جهاد اکبر» است!
فرمود: حتی در میان مؤمنان، مقام و درجۀ نشستگان با مجاهدان متفاوت است؛ اما نفرمود که حتماً باید کشته شوند تا به این مقاوم و درجه برسند:
«لَا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا» (النساء، 95)
– افراد با ايمانی كه بدون بيماری و ناراحتی از جهاد باز نشستند با مجاهدانی كه در راه خدا با مال و جان خود جهاد كردند يكسان نيستند، خداوند مجاهدانی را كه با مال و جان خود جهاد نمودند بر نشستگان برتری بخشيده و به هر يك از اين دو دسته (به نسبت اعمال نيكشان) خداوند وعده پاداش نيك داده و مجاهدان را بر نشستگان برتری و پاداش عظيمی بخشيده است.
قرار نیست همگان کشته شوند
اگر چه شهادت به معنای کُشته شدن در راه خدا و آن هم به شکل ریخته شدن خون، فوز عظیمی است؛ اما قرار نیست که تمامی مؤمنان کُشته شوند تا به این مقامات و درجات برسند. آرزوی کُشته شدن همگان، یعنی آرزوی پیروزی دشمنان! از اینرو، وقتی رزمندگان از امام خمینی رحمة الله میخواهند که برای شهادتشان دعا کنند، میفرمایند: «من دعا میکنم که موفق و پیروز باشید» (مضمون).
در کربلا، شخص امام معصوم، سیدالشهداء و برادران، فرزندان، خویشان و یاران ایشان علیهم السلام به شهادت رسیدند، اما بزرگانی چون حضرات امام سجاد، امام باقر، زینب کبری و سکینه علیهم السلام و … زنده ماندند تا قیام را به ثمر برسانند و پیام را به جهانیان منتقل نمایند.
مُستَشهد
در دعای عهد، زیارت روز جمعه و برخی دعاهای دیگر، از خداوند متعال مسئلت مینماییم که ما را در رکاب امام مهدی علیه السلام، از «مستشهدین» قرار دهد و «مستشهد»، یعنی «شهادت طلب» نه شهید.
همگان مکلفند که هر طوری میتوانند، در راه خدا مجاهدت نمایند؛ اما همگان مکلف و مأمور نیستند که کُشته شوند؛ بلکه اکثریت باید زنده بمانند و به پیروزی برسند، تا کفار ظالم و مستکبر شکست بخورند و مسلمانان به پیروزی برسند و اسلام حاکم شود.
بنابراین، شرط شهید شدن [به هر شکلی]، به قول شهید سلیمانی، شهید زندگی کردن است.
شهید، سردار سلیمانی: «شرط شهید شدن، شهید بودن است. اگر امروز بوی شهید از رفتار و اخلاق کسی استشمام شد، شهادت نصیبش میشود. تمام شهدا دارای این مشخصه هستند.»
●- بنابراین، کسی که شهید زندگی کند، شهید از دنیا میرود، خواه در بستر آرام بمیرد، خواه خونش ریخته شود؛ لذا ما باید چگونه زیستن را بیاموزیم و عمل نماییم و چگونه مُردن را به خودش واگذار نماییم و البته پس از دعا و مجاهدت برای پیروزی مسلمانان، فضیلت مرگ با شهادت را برای خودمان مسئلت نماییم.

