پرسش:
درسته که میگن کوه و دریا و درختان همه در تسبیحاند….یا آواز خوندن پرندهها تسبیح خداست؟
پاسخ:
در قرآن کریم به این مطلب تصریح شده که زمین و آسمان و آنچه در آن است، خداوند را تسبیح میگویند: «آنچه در آسمانها و زمین است تسبیح او میگویند؛ و او عزیز و حکیم است».(۱) بلکه فراتر از این، هر شئای تسبیح گوی خداوند است، ولی ما آن را نمیفهمیم: «آسمانهای هفتگانه و زمین و کسانی که در آنها هستند، همه تسبیح او میگویند؛ و هر موجودی، تسبیح و حمد او میگوید؛ ولی شما تسبیح آنها را نمیفهمید».(۲) محققان و مفسران مسلمان، درباره چگونگی تسبیح گویی موجودات، به دو دیدگاه اشاره داشتهاند: تسبیح گویی با زبان حال و تسبیح گویی با زبان قال. در ادامه، این دو مطلب را بیشتر توضیح میدهیم:
نکته اول:
تسبیح خدا یعنی تنزیه و دور دانستن او از هرگونه عیب و نقص. با عنایت به این معنا، هر موجودی، وجودش تسبیح گوی خدا است چرا که وجودش نشانه و آیت خدا است و از کمالات خدا (مثلاً قدرت و حیات و علم او) خبر میدهد و به ما میفهماند که خداوند از هرگونه نقص و عیب (مثلاً ضعف و مرگ و جهل) به دور است.
همان طور که هواپیما از علم و قدرت و حیات سازندهاش خبر میدهد و او را از جهل و بیسوادی تنزیه و دور میداند، هر یک از موجودات در جهان پیرامونی ما نیز گویای علم و قدرت و حیات خدا هستند و او را از عیب و نقص به دور میدانند؛ و این یعنی تسبیح گویی خدا با وجود و زبان حال.
بی دلیل نیست که خداوند مخلوقات خودش را « آیات الهی» مینامد(۳) و نعمتهای خود را «کلمات» میداند(۴) چرا که هر یک از آنها، با وجود و زبان حال خویش، تسبیحگوی خدا هستند و همان طور که «سبحان الله» کلمهای است که بر بیعیب و نقص بودن خدا دلالت دارد، وجود موجودات نیز کلمهای است که بر بیعیب و نقص بودن خدا دلالت دارد. همه اینها کلام هستند چرا که همگی دلالت بر چیزی دارند. کلام گاهی از سنخ الفاظ است و گاهی از سنخ شکل و شمایل و گاهی از سنخ ایماء و اشاره و گاهی از سنخ حرکات بدن و گاهی از سنخ وجود؛ که دیدگاه اول، ناظر به همین قسم اخیر است.
با این توضیحات مشخص میشود که طبق این دیدگاه تفسیری، تسبیح خداوند، با زبان حال موجودات است، نه اینکه آنها الفاظی بر زبان آورند و از این طریق خدا را تسبیح بگویند. از این منظر، موجودات، خواه انسان باشند خواه هر موجود دیگر، با زبان حالشان بر تسبیح خدا دلالت دارند؛ یعنی همین که به وجود آمدهاند، وجودشان گویای کمالات خدا و تسبیح او است، حتی اگر الفاظ تسبیح را به کار نگیرند و ذکر «سبحان الله» را نگویند.(۵)
نکته دوم:
دیدگاه دیگری نیز درباره تسبیح الهی وجود دارد که تسبیح موجودات را از طریق زبان خاص خودشان میداند. از این منظر، تسبیح گویی آنها، با وجود و زبان حال نیست، بلکه واقعاً اذکاری میگویند و خدا را از هرگونه عیب و نقص منزّه میدانند. البته الفاظ هر موجودی، به زبان خاص خودش است؛ چنانکه هر ملتی، زبان خاص خودش را دارد.
این مطلب که سایر موجودات نیز دارای زبان خاص خودشان هستند و ما انسانها -به استثنای برخی از انبیاء و اولیای الهی مثل حضرت سلیمان که خداوند به ایشان زبان پرندگان و مورچگان را یاد داده بود(۶)- آنها را نمیفهمیم، هم در آیات و هم در روایات منعکس شده است و هم توسط علم تأیید گشته است.(۷)
در برخی از آیات قرآن، به گونه از تسبیح موجودات سخن گفته شده است که گویا به این دیدگاه اشاره دارد که آنها حقیقتاً با زبان قال و کلمات مخصوص به خود، تسبیح گوی خدا هستند. مثلاً خداوند خطاب به پیامبر صلی الله علیه و آله میفرماید: « آیا ندیدی تمام آنان که در آسمانها و زمین هستند برای خدا تسبیح میکنند و همچنین پرندگان به هنگامی که بر فراز آسمان بال گستردهاند؟! هر یک از آنها نماز و تسبیح خود را میداند؛ و خداوند به آنچه انجام میدهند داناست».(۸) همچنین خداوند درباره حضرت داوود علیهالسلام میفرماید: «و کوهها و پرندگان را با داوود مسخّر ساختیم که (همراه او) تسبیح (خدا) میگفتند؛ و ما این کار را انجام دادیم».(۹)
بنابراین، با عنایت به آیات یادشده، ظاهراً سایر موجودات نیز زبان مخصوص به خود را دارند و حقیقتاً با زبان و کلمات مخصوص خود، خدا را تسبیح کرده و از عیب و نقص تنزیه میکنند. این مطلب زمانی قوت بیشتر مییابد که به روایات موجود در این زمینه مینگریم و متوجه میشویم که اهل بیت علیهم السلام نیز به این حقیقت تصریح داشته و از زبان مخصوص موجودات سخن گفتهاند و گاهی آن را به زبان ما ترجمه کردهاند. از امام باقر علیهالسلام روایت شده که پیامبر صلی الله علیه و آله درباره تسبیح حیوانات فرمود «علامت داغ در صورت حیوانات نگذارید و تازیانه به صورت آنها نزنید؛ زیرا آنها حمد و ثنای خداوند میگویند».(۱۰) همچنین، امام باقر علیهالسلام درباره آواز گنجشکها فرمودند: «تسبیح خداوند بزرگ را میگویند و روزی خود را از او میخواهند».(۱۱)
نتیجه:
با عنایت به آنچه گذشت، دو دیدگاه درباره تسبیح گویی موجودات وجود دارد که دیدگاه دوم شواهد بیشتری در آیات و روایات و علم دارد. با این حال، لازم نیست که دیدگاه اول را باطل و غیرقابل قبول دانست؛ چرا که میتوان گفت: موجودات افزون بر این که با زبان حال، تسبیح گوی خدا هستند (دیدگاه اول)، با زبان قال نیز تسبیح گوی خدا میباشند؛ یعنی هم وجودشان دلالت بر کمالات خدا و تسبیح او دارد و هم با زبان مخصوص خود، تسبیح گوی خدا هستند؛ اگرچه ما انسانها –به جز برخی از انبیاء و امامان- زبان مخصوص و تسبیح موجودات دیگر را دقیقاً نمیفهمیم و نیازمند ترجمه از سوی اولیای الهی هستیم؛ چنانکه در مورد آواز گنجشکها روایت شده، آنها از طریق آواز خواندن، تسبیح خدا میگویند و روزی خود را طلب میکنند.
کلمات کلیدی:
تسبیح خدا، زبان حیوانات، زبان حال، آواز گنجشک.
پی نوشتها:
1. سوره حشر، آیه ۲۴. مضمون این آیه، در آیات دیگری نیز منعکس شده است: سوره صف، آیه ۱؛ سوره جمعه، آیه ۱؛ سوره تغابن، آیه ۱.
2. سوره اسراء، آیه ۴۴.
3. سوره روم، آیه ۲۲: «و از آیات او آفرینش آسمانها و زمین و تفاوت زبانها و رنگهای شماست؛ در این نشانههایی است برای عالمان».
4. سوره لقمان، آیه ۲۷: «و اگر همه درختان روی زمین قلم شود و دریا برای آن مرکّب گردد و هفت دریاچه به آن افزوده شود، اینها همه تمام میشود ولی کلمات خدا پایان نمیگیرد؛ خداوند عزیز و حکیم است».
5. طباطبائی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۴ ش، ج۱۳، ص۱۴۹-۱۵۳.
6. مثلاً در سوره نمل آمده که حضرت سلیمان فرموده، «ای مردم! زبان پرندگان به ما تعلیم داده شده». (سوره نمل، آیه ۱۶) در همین سوره، به این نکته اشاره شده که مورچگان با هم سخن میگویند و حضرت سلیمان نیز سخن آنها را میفهمد. (سوره نمل، آیه ۱۹)
7. animal communication، In Encyclopædia Britannica، from Encyclopædia Britannica Online: https://www.britannica.com/science/animal-communication
8. سوره نور، آیه ۴۱.
9. سوره انبیاء، آیه ۷۹.
10. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۳ ق، ج۶۴، ص۲۲۸.
11. همان، ص۱۲.


















