پرسش:
دکتر ذاکر نایک (دعوتگر اسلامی): گفته بود طبق آیه 103 سوره آل عمران و آیه 159 سوره الانعام نباید خودمان را شیعه یا سُنی بنامیم، باید بگیم ما مسلمانیم، نه شیعه نه سنی – و نه ضد شیعه و نه ضد سنی. آیا چنین است؟

پاسخ:

آیات مذکور و ترجمه آنها به شرح زیر می‌باشد.

«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ» (آل عمران، 103)

ترجمه: و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد، و پراكنده نشويد! و نعمت (بزرگِ) خدا را بر خود، به ياد آريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد، و او ميان دل‌هاى شما، الفت ايجاد كرد، و به بركتِ نعمتِ او، برادر شديد! و شما بر لبِ حفره‌اى از آتش بوديد، خدا شما را از آن نجات داد؛ اين چنين، خداوند آيات خود را براى شما آشكار مى‌سازد؛ شايد پذيراى هدايت شويد.

«إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ» (الأنعام، 159)

ترجمه: كسانى كه آيين خود را پراكنده ساختند، و به دسته هاى گوناگون (و مذاهب مختلف) تقسيم شدند، تو هيچ گونه رابطه اى با آنها ندارى! سر و كار آنها تنها با خداست؛ سپس خدا آنها را از آنچه انجام مى دادند، با خبر مى‌كند.

●- نمی‌دانیم او چنین گفته یا خیر؟

●- در مورد آیه‌ی اول، اگر بپرسیم: این “حَبلُ الله” چیست و کجاست که خداوند متعال فرموده همگی به آن اعتصام یابید و متفرق نشوید [جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا]، چه پاسخ می‌دهند؟! هر کسی از ظنّ خود، چیزی می‌گوید!

●- اگر بپرسیم: این “نعمت خدا” که سبب وحدت و الفت قلوب می‌شود و در سوره حمد و هر روز چند بار در نماز، پس از در خواست هدایت به راه راست و بدون اعوجاج «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ»، تأکید می‌نماییم: به راه کسانی که به آنها نعمت بخشیدی «صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ»، کیستند، چیستند و کجایند؟ چه پاسخ می‌دهند؟! اگر خیلی مدعی مسلمانی باشند، خواهند گفت: «همین قرآن است»، اما پرسش‌های و باورهای گوناگون، همه از همین قرآن مجید است!

●- در مورد آیه‌ی دوم نیز باید دقت نمود که چه کسانی دین را تجزیه کرده، بخش بخش کرده و می‌کنند و نتیجه گرفت که ارتباطی میان حضرت رسول الله صلوات الله علیه و آله، با آنان برقرار نمی‌گردد و خداوند متعال آنها را به سزای این تجزیه دین، می‌رساند؟!

برای آن که بین مسلمانان وحدت لازم ایجاد شود، باید همه ببینند که خدا و رسولش صلوات الله علیه و آله، دین و دینداری را چگونه معنا کرده‌اند؛ نه این که اگر یک عده‌ای شعبه ایجاد کردند، دین را تجزیه کردند و 72 فرقه به وجود آوردند، مسلمانان همه‌ی آنها، به اضافه‌ی دعوت خدا و رسول خدا را کنار بگذارد! این که بی‌دینی است! و این ادعاها به بهانه‌ی وحدت، برای جدا کردن تمامی مسلمانان (اعم از شیعه و سنّی) از معلمان و رهبران دین است، تا بتوانند خودشان اسلام را تعریف کرده و مسلمانان را رهبری کنند! این همان دعوت “وهابیت” است، نه شیعه است، نه سنّی و نه مسلمان، بلکه یک فرقه‌ی انگلیسی می‌باشد!

●- نه فقط شیعه و سنّی، بلکه تمامی مسلمانان می‌گویند: «ما مسلمانیم»، بلکه طالبان، القاعده، داعش، النصرة، بوکوحرام و … نیز پرچم “لا إله الاّ الله” بلند می‌کنند و می‌گویند: «ما مسلمانیم»! چنان که در گذشته نیز نه معاویه لعنة الله علیه اقرار به کفرش کرد و نه سران کافر حکومت‌هایی که همه به اسم اسلام آمدند. خوارج مدعی بودند که حتی از امیرالمؤمنین علیه السلام و خلفا نیز مسلمان‌تر هستند.

پس، اسلام و مسلمانی، آن است که خدا و رسول صلوات الله علیه و آله فرموده باشند و فقط در صورت اطاعت و پیروی از آنان است که وحدت محقق و حاصل می‌گردد.

«وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ» (الأنفال، 46)

ترجمه: و (فرمان) خدا و پيامبرش را اطاعت نماييد! و نزاع (و كشمكش) نكنيد، تا سست نشويد، و قدرت (و شوكت) شما از ميان نرود! و صبر و استقامت كنيد كه خداوند با استقامت كنندگان است!

***- اسلام را از کجا و با چه تعریف بشناسیم و مسلمان گردیم؟! این آقا، همان سخن 1400 پیش را می‌گوید که برای کنار زدن “ولایت و امامت الهی”، گفتند: «حُسبُنَا کِتابَ الله – کتاب خدا برای ما کافی است!» مگر در آن روز خوارج و در امروز وهابیت و داعش و سایر گروه‌های تروریستیِ ساخته شده توسط امریکا و انگلیس، جز این را می‌گویند؟! و آیا تا کنون کاری جز تخریب شهرها و قتل عام مسلمانان [اعم از شیعه و سنّی، و البته بیشتر سنِّی] کاری انجام داده‌اند؟! پس دعوت این آقا نیز همان دعوت است.

حبل الله:

هم از آیات قرآنی [به ویژه النساء، 59] و سایر آیاتی که امر به اطاعت از پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله فرموده و بر امر “ولایت” تأکید نموده است، و هم در احادیث شیعه و سنی، چنین فهم می‌شود که “حَبلُ الله”، همان حضرات محمد و آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین می‌باشند.

حدیث ثقلین که در منابع شیعه و سنی و به اَشکال گوناگون درج و ثبت شده است «اِنّی تارکٌ فیکُمُ الثّقلَیْنِ کتابَ الله ِ و عترتی‏ ‎ ‎‏اهلَ بیتی؛ فإِنَّهُما لَنْ یَفْتَرِقا حَتّیٰ یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوضَ – من در میان شما دو چیز گران بها به یادگار می‌گذارم. اگر به آن دو چنگ زنید، هرگز گمراه نمی‌شوید: کتاب خدا و عترتم، [یعنی] دودمانم. این دو از هم جدا نمی‌شوند تا در کنار حوض [کوثر] بر من وارد شوند»، خود گواه بر این است قرآن و اهل بیت علیهم السلام، یک حقیقت‌اند در دو جلوه.

صراط مستقیم:

آیا “صراط مستقیم”، یک راه انتزاعی و یا خیالی و موهوم است و یا حقیقتاً یک “صراط” است و واقعیت خارجی هم دارد؟

پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله، که دریافت و ابلاغ کننده این وحی (سوره حمد) بودند، در خطبه غدیر خم، از اول تا آخر این سوره را تلاوت نمودند و سپس فرمود: «آگاه باشید! به خدا سوگند این سوره درباره‌ی من نازل شده و شامل امامان می‌باشد و به آنان اختصاص دارد» و سپس فرمودند:

«مَعاشِرَالنّاسِ، أَنَا صِراطُ الله الْمُسْتَقیمُ الَّذی أَمَرَکُمْ بِاتِّباعِهِ، ثُمَّ عَلِی مِنْ بَعْدی. ثُمَّ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّةُ (الْهُدی)، یَهْدونَ إِلَی الْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلونَ» (خطبه غدیر خم، به بیان‌های گوناگون، در کتب معتبر اهل تشیع و اهل تسنن آمده است):

ترجمه: ای مردمان! منم صراط مستقیم خداوند که شما را به پیروی آن امر فرموده. و پس از من علی است و آن گاه فرزندانم از نسل او، پیشوایان راه راستند که به درستی و راستی راهنمایند و به آن حکم و دعوت کنند.

نعمت:

“نعمت” چیست و «أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ» که صراط مستقیم همان صراط آنان است، کیانند؟!

●- امام صادق علیه السلام رو کرد به ابو حنیفه و فرمود: «شنیده‌‏ام که آیه‌ی “ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ – در روز قیامت به طور حتم از نعمت‌ها سؤال می‌‏شوید / التکاثر، ۸” را چنین تفسیر می‌‏کنی که “خداوند مردم را از غذاهای لذیذ و آب‌های خنک مؤاخذه و بازخواست می‏‌کند.”

ابوحنیفه گفت: «درست است من این آیه را این طور تفسیر کرده‏‌ام.»

امام فرمود: «اگر مردی تو را به خانه‏‌اش دعوت کند و با غذای لذیذ و آب خنکی از تو پذیرایی کند و بعد برای این پذیرایی به تو منت بگذارد، درباره‌‏ی چنین کسی چگونه قضاوت می‏‌کنی؟»

ابوحنیفه گفت: «می‏‌گویم آدم بخیلی است».

امام فرمود: «آیا خداوند بخیل است تا اینکه در روز قیامت در مورد غذاهایی که به ما داده ما را بازخواست کند؟»

ابوحنیفه گفت: “پس مقصود از نعمت‌هایی که قرآن می‏‌گوید انسان مؤاخذه می‌‏شود چیست؟”

امام فرمود: «مقصود آن نعمت ولایت ما اهل‏ بیت است. روز قیامت از ولایت ما قرار است سوال شود.» (مستدرک الوسائل ج ۱۶، ص۲۴۷)

●- پس مشهود است که راجع به بسیاری از آیات قرآن مجید و حتی سوره حمد، اختلاف‌نظرهای بسیاری وجود دارد؛ لذا صرف اعتضام به کتاب، نه هدایت کننده است، نه نجات دهنده.

وحدت، یا قربانی کردن حقایق؟!

برخی هیچ گاه دم از وحدت نمی‌زنند و در عمل نیز به سراغش نمی‌آیند، مگر آن که به این بهانه، حقی را قربانی کنند!

●- در دسته‌بندی‌ها، ما می‌گوییم: در درجه نخست، همه “انسان” هستیم؛ خواه مؤمن یا کافر – در درجه‌ی بعدی، ما همه “موحد و اهل کتاب هستیم”، خواه مسلمان یا مسیحی و یهودی – در درجه‌ی بعد، ما همه “مسلمان” هستیم، خواه شیعه یا سنّی – سپس می‌گوییم: ما همه “ایرانی” هستیم، خواه فارس، یا آذری، یا لر و یا …!

حال آیا برای توجه و تحقق هدف نخست (انسانی)، خدا را نفی کنیم، و یا برای تحقق هدف توحیدی، اسلام را کنار بگذاریم و یا برای وحدت شیعه و سنّی، نگوییم که ما طرفداران و پیروان (یعیانِ) اهل بیت علیهم السلام هستیم؟!

بله، شیعه و سنّی، نباید به خاطر اختلافات مذهبی، ضد یکدیگر باشند و به جان هم بیفتند تا دشمنان واحد از این افتراق نهایت بهره را ببرند و هر دو را به هلاکت و فلاکت بکشانند؛ بلکه حتی فرمود: به اهل کتاب نیز بگو بیایید بر سر آن چه واحدیم [توحید]، وحدت نماییم. اما معنای “وحدت” این نیست که همگان تمامی معارف، باورها و اعتقادات خود را کنار بگذارند! این یک دروغ فریب‌کارانه است؛ مضافاً بر این هدایت، رشد و فلاح، بدون علم، آگاهی، بصیرت، شناخت (معرفت)، محبت، مودت، ایمان، یپروی از حق و عمل صالح، محال است. مگر در آیات گوناگون و از جمله تمام سوره‌ی “والعصر”، همین مهم را متذکر نگردیده و نفرموده است که «انسان در خسران است، مگر آن پس از ایمان و عمل صالح، به حق و به صبر دعوت نماید»؟!

 

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=74644

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب