پرسش:

زن و مرد در اسلام مساوی هستند؟ چرا برخی احکامشون متفاوته؟

پاسخ:
بر اساس جهان‌بینی اسلامی، انسان، آفریده و برگزیده خدا بوده(۱) و صاحب کرامت ذاتی است.(۲) چراکه علاوه بر نعمت عقل و اختیار، دارای فطرتی توحیدی است(۳) که می‌تواند او را اشرف مخلوقات سازد. این جایگاه و مقام انسانی، تخصیص جنسیتی نداشته و زن و مرد از آن جهت که انسان‌اند در برگزیدگی و کرامت تفاوتی با یکدیگر ندارند. چه اینکه الفاظی که خداوند در این خصوص در قرآن کریم به کار می‌برد (مانند لفظ «انسان»، «نفس»، «ناس»، «مَن» و…) همگی فاقد تخصیص جنسیتی است. ازنظر قرآن کریم تفاوت‌های نژادی، جنسیتی، زبان، جغرافیایی و… هیچ دخالتی در ارزش‌گذاری انسان نداشته و هر آنچه موجب برتری هر مرد یا زنی بر دیگری می‌شود، اموری خارج از ماهیت و حقیقت مشترک میان آن دو است؛ که مهم‌ترین آن «کسب علم»(۴) و رعایت «تقوا» است.(۵)

نکته اول: تساوی در اصل پیدایش

زن و مرد در اصل پیدایش مساوی بوده و به تعبیر علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، سجده ملائکه نیز بر «نوع انسان» (اعم از زن و مرد) است و نه صرفاً بر شخص حضرت آدم علیه‌السلام(۶) به عبارت دیگر «روح متافیزیکی هر دو، موجود مجرد و نفحه منفوخِ الهی است و مصون از مردانگی و زنانگی است و عناصر محوری کمال انسان به همان روح مجرد برمی‌گردد که منزّه از جنسیت مادّی است و بدن فیزیکی زن و مرد جهت توزیع کارهای خانواده و جامعه مختلف است».(۷)(۸)

نکته دوم: تساوی در رسیدن به کمال

اگر در سراسر قرآن کریم و همچنین در سراسر سخنان عترت طاهره علیهم‌السلام جستجو شود، موردی به چشم نمی‌خورد که قرآن کمالی از کمالات معنوی را مشروط به مرد بودن بداند.(۹)

یکی از مصادیق این کمال، ضایع نشدن اجر کسانی است که در راه خدا تلاش می‌کنند. قرآن کریم در این خصوص تفاوتی میان زن و مرد قائل نشده و می‌فرماید: «من عمل هیچ عمل‌کننده‌ای از شما را، زن باشد یا مرد، ضایع نخواهم کرد».(۱۰)

یکی از مصادیق دیگر، تساوی زن و مرد در امکان رسیدن به «حیات طیبه» است. ازاین‌رو قرآن کریم می‌فرماید: «هر کس کار شایسته‌ای انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، درحالی‌که مؤمن است، او را به حیاتی طیبه و پاک زنده می‌داریم؛ و پاداش آن‌ها را به بهترین اعمالی که انجام می‌دادند، خواهیم داد».(۱۱)

یکی دیگر از مصادیق کمال، تساوی زن و مرد در امکان رسیده به مقام «ولایت» است. چراکه زن به مقام ولایت، یعنی به پشتوانه نبوّت می‌رسد و چه‌بسا از بسیاری پیامبران نیز برتر باشد؛ چنان‌که حضرت فاطمه علیهاالسلام بدان مقام والا دست یافت. ازاین‌رو ولایت که مقام ملکوتی و معنوی است و باطن نبوت و رسالت محسوب می‌شود، بین زن و مرد، مشترک است.(۱۲)

نکته سوم: تساوی در مقابل قانون الهی

خداوند، عالم را بر اساس قوانین تکوینی و تشریعی اداره کرده و در این میان همه انسان‌ها (اعم از زن و مرد) در مقابل قوانین الهی یکسان‌اند. البته در ادامه توضیح خواهیم داد که تساوی در برابر قانون غیر از تساوی قانون است.

یکی از جلوه‌های تساوی در مقابل قوانین الهی، مسئله تساوی در حسابرسی اخروی است؛ که قرآن کریم این حقیقت را درآیات بسیاری متذکر شده و هیچ تفاوت جنسیتی را در این خصوص به رسمیت نمی‌شناسد.(۱۳)

نکته چهارم: تساوی در حقوق (در کنار عدالت استحقاقی)

انسان از آن جهت که انسان است دارای حقوق ثابتی است و جنسیت، در حقوق انسانی هیچ دخالتی ندارد. به‌عبارت‌دیگر تا جایی که ویژگی‌ها و خصائص مشابهی میان زنان و مردان وجود داشته باشد، هر دو جنس از حقوق و تکالیف مشابهی برخوردار می‌گردند.(۱۴) اما آنجایی که تفاوت‌های معناداری میان آن‌ها وجود داشته باشد، به‌مقتضای عدالت استحقاقی، حق و تکلیفی متناسب با همان ویژگی‌ها برای آن دو در نظر گرفته‌شده و در این میان هرکدام از آن‌ها دارای حقوق مختص به خود و تکالیف متناسب با خود است. ازاین‌رو تشابه کامل در تمامی موارد حقوقی بین زن و مرد، در نظام دینی اسلام بی‌معنا و عین ظلم تلقی شده است.(۱۵)

به‌عنوان نمونه می‌توان به این موارد در خصوص تشابه حقوق میان زن و مرد اشاره کرد:

۱- تساوی در حق تحصیل: «درباره ادب و معرفت، علم و حکمت و تعلیم و تربیت، اسلام جنسیت را دخالت نمی‌دهد و هر دو [زنان و مردان] را دارای حقی مساوی می‌داند».(۱۶) در حقیقت قرآن کریم مسئله علم‌آموزی را به خلقت و انسانیت انسان پیوند زده(۱۷) و جنسیت را در آن دخیل نمی‌داند. تأکید بر استیفای این حق تا حدّی است که در مواردی که پای یادگیری واجباتِ دینی و یا حتّی پاره‌ای نیازمندی‌های دنیوی به میان می‌آید، این «حقّ»، به «تکلیف» بدل می‌شود. ازاین‌رو پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله، طلب علم را نه یک حق، بلکه یک تکلیف بر هر زن و مرد مسلمان می‌داند.(۱۸)

۲- تساوی در فعالیت‌های اقتصادی: ازنظر اسلام، زنان همچون مردان می‌توانند فعالیت کنند و مالک هر چیزی شوند که با تلاش خود کسب کرده‌اند؛ همان‌طور که مردان آنچه را که از راه کسب به دست آورده‌اند، بهره آنان دانسته است. قرآن در این زمینه می‌فرماید: «مردان نصیبی از آنچه به دست می‌آورند دارند و زنان نیز نصیبی؛ (و نباید حقوق هیچ‌یک پایمال گردد)».(۱۹)

نتیجه:

ازآنچه بیان شد روشن می‌شود که

۱- در جهان‌بینی اسلامی مرد و زن، از آن جهت که آفریده و برگزیده خدا بوده و صاحب کرامت ذاتی هستند، باهم تفاوتی ندارند.

۲-هردوی ایشان دارای نعمت عقل، اراده و فطرت خداجویانه و توحیدی می‌باشند.

۳-هیچ‌گونه تخصیص جنسیتی دررسیدن ایشان به کمال وجود ندارد.

۴-همه ایشان در برابر قوانین تکوینی و تشریعی الهی یکسان بوده و اجر ایشان در روز قیامت ضایع نخواهد شد.

۵- هردوی ایشان در اصل حقوق باهم برابرند، اما باوجود تمام اشتراکات، این دو، در برخی موارد دارای تفاوت‌های ذاتی و حقیقی (در ابعاد جسمی و روحی) با یکدیگر هستند که لاجرم حقوق و تکالیف متناسب با استحقاق خود را نیز دارا می‌باشند.

کلمات کلیدی:

فلسفه احکام، حقوق زنان، تساوی حقوق زنان و مردان.

پی‌نوشت‌ها:

۱. سوره بقره، آیه ۳۰.

۲. سوره اسراء، آیه ۷۰.

۳. سوره روم، آیه ۳۰.

۴. سوره مجادله، آیه ۱۱.

۵. سوره حجرات، آیه ۱۳.

۶. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ج۱۲، ص۲۳۳.

۷. جوادی آملی، عبدالله، حق و تکلیف در اسلام، قم، نشر اسراء، ۱۳۸۴ ش، ص۳۰۸.

۸. سوره اسراء، آیه ۷۰.

۹. جوادی آملی، عبدالله، زن در آینه جلال و جمال، قم، نشر اسراء، ۱۳۷۵ ش، ص۱۰۲.

۱۰. سوره آل‌عمران، آیه ۱۹۵.

۱۱. سوره نحل، آیه ۹۷.

۱۲. ر. ک جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، ص۱۸۸.

۱۳. سوره‌های نحل، آیه ۹۷؛ فتح، آیات ۵ و ۶ و ۲۵؛ حدید، آیات ۱۲ و ۱۳؛ مائده، آیه ۳۸؛ نور، آیات ۲، ۳ و ۲۶.

۱۴. سوره توبه، آیه ۷۱.

۱۵. البته بررسی عادلانه بودن همه احکامی که مبتنی بر تفاوت میان زنان و مردان است در اینجا ممکن نیست و مجال متناسب با خود را می‌طلبد.

۱۶. جوادی آملی، حق و تکلیف در اسلام، ص۳۰۶.

۱۷. سوره علق، آیات ۵- ۳.

۱۸. مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، بحارالانوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، تهران، نشر اسلامیه، ج۶۷، ص۶۸.

۱۹. سوره نساء، آیه ۳۲.

 

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=85529

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب