پرسش:
صبر تا چه اندازه خوبه؟ صبر در برابر ظلمِ ظالم چطور؟ آیا می‌توان در مقابل هر ظلمی دم از صبر زد و یا گفت: «هر چه پیش آید خوش آید؟!»

پاسخ:

«هر چه پیش آید خوش آید»، القای ظالمان از یک سو و منطق تنبل‌های بی‌تفاوت از سوی دیگر می‌باشد. آیا آن چه در کربلا واقع شد و یا امروزه بر جهان اسلام تحمیل می‌گردد، خوشایند است؟!

الف – صبر

[صبوری] یک فضیلت است؛ خداوند سبحان «صابر» است و هر کسی باید بکوشد بیش از پیش، متصف شود به صفات الله و متخلق گردد به اخلاق الله، و بکوشد تا هر چه بیشتر متجلی اسماء الله گردد؛ لذا به بندگان مؤمنش فرمود:

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (آل عمران، 200)

– اى كسانى كه ايمان آورده ايد! (در برابر مشكلات و هوسها،) استقامت كنيد! و در برابر دشمنان (نيز)، پايدار باشيد (دیگران را نیز به استقامت وادارید) و از مرزهاى خود، مراقبت كنيد و از خدا بپرهيزيد، شايد رستگار شويد!

●- خداوند منان، جایگاه و مقام صابرین را در بهشت، متفاوت و برتر از سایر مؤمنان قرار داده است، چنان که می‌فرماید: «إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسَابٍ – بى ترديد پاداش شكيبايان بى حساب و به طور كامل داده مى‌شود» (الزّمر، 10) و فرمود:

«وَالَّذِينَ صَبَرُوا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُولَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ»

– و هم آنان كه براى به دست آوردن رضاى پروردگارشان شکیبایی كردند و نماز را برپا داشتند و از آن چه به آنان روزى داده‌ايم، پنهان و آشكارا به ديگران انفاق كردند، و با كارهاى نيك، بدى‌ها را دور مى‌كنند، فرجام نيكوى آن خانۀ پايانى (و سعادت ابدى) براى آنان است.

«جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَالْمَلَائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بَابٍ»

– (همان) باغهاى جاويدان بهشتى كه وارد آن مى‌شوند؛ و همچنين پدران و همسران و فرزندان صالح آنها؛ و فرشتگان از هر درى بر آنان وارد مى‌گردند.

«سَلَامٌ عَلَيْكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ» (الرّعد، 22 تا 24)

– (و به آنان مى‌گويند:) سلام بر شما بخاطر صبرتان (استقامت‌تان)! چه نيكوست سرانجام آن سرا (ى جاويدان)!

●- دامنۀ معانی، مفاهیم و مصادیق «صبر» بسیار گسترده می‌باشد، پس مهم است که «صبر» را چه معنا می‌کنید و چه می‌دانید؟

«تحمل – شکیبایی» در مشکلات و گرفتاری‌ها، از مصادیق «صبر» است، چنان که «استقامت» در برابر فشارها، به ویژه آن چه از سوی دشمنان خدا، اسلام و مردم تحمیل می‌گردد نیز از مصادیق «صبر» می‌باشد؛ و البته نادرست‌ترین تعریف «صبر»، دست روی دست گذاشتن و بی‌تفاوت و بی‌تحرک بودن می‌باشد!

●- «صبر در بندگی و اطاعت خداوند سبحان»، با تمامی مشکلاتی که دارد، با «صبر در برابر معصیت» با تمامی گستردگی، راحتی و لذت ظاهری و زودگذر آن، با «صبر در مصیبت»، بسیار متفاوتند.

امیر المؤمنین، امام علی علیه السلام، فرمودند: «الإيمانُ على أرْبَعِ دَعائمَ: علَى الصَّبرِ‌، و اليقينِ‌، و الجهادِ‌، و العَدلِ – ايمان بر چهار ستون استوار است: بر صبر و يقين و جهاد و عدالت» و در مورد «صبر» فرمودند: «فاَلصَّبْرُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى الشَّوْقِ وَ الشَّفَقِ وَ الزُّهْدِ وَ التَّرَقُّبِ – امّا صبر در میان آنها، بر چهار شاخه است: آرزومندی (اشتیاق به لقاء الله و بهشت)، ترس، زهد، و انتظار».

●- پس، «صبوری» از صفات کمالیه برای انسان می‌باشد و «کمال و فضیلت»، حد و مرزی ندارد که پرسیده شود: «تا چه اندازه‌ای خوب است؟»، مثل این است که بپرسند: «اخلاق حسنه تا اندازه خوب است، یا کسب علم تا چه اندازه خوب است؟!»

ب – ظلم

دامنۀ معانی و مصادیق «ظلم» نیز بسیار گسترده است و البته هر نوع ظلمی، به هر مقداری که باشد، خلاف «عدل» می‌باشد و رفتاری بسیار بد و نکوهیده است که چه در دنیا و چه در آخرت، عواقب بسیار ناگواری دارد.

●- برخی، به خاطر مشکلات درونی (روحی، روانی و اخلاقیِ) خودشان، همیشه خود را «مظلوم» می‌بینند و گمان می‌کنند که تمامی اعضای خانواده، خویشان، دوستان و جامعه، به آنان «ظلم» می‌کنند. اینان، از پدر و مادر گرفته، تا خواهر و برادر، تا همسر و فرزند و زمین و آسمان را در حق خود «ظالم» می‌بینند و حتی ممکن است به جایی برسند که العیاذ بالله، به خداوند سبحان، افترای «ظلم» بزنند!

●- اگر «ظلم» از سوی نزدیکان (خودی‌ها) وارد شود، بستگی به چیستی و چگونگی آن دارد؛ اگر موضوع کاملاً شخصی باشد، علیه حرمت و منافع شخصی باشد، گاه می‌توان (و باید) ضمن «صبر»، «گذشت و عفو» را پیشه نمود؛ اما اگر این «ظلم» جدی و سنگین باشد و صبر و گذشت خود موجب ضررها و زیان‌های بعدی به خود و دیگران شود، باید مقابل آن ایستادگی نمود و حق را مطالبه نمود.

●- اما، از بارزترین مصادیق «ظلم» که بر تمامی جوامع انسانی، از جمله مسلمانان و به ویژه ملت‌هایی چون فلسطین، یمن … و ملّت ما تحمیل می‌گردد، ظلمی است که توسط سران نظامات سلطه، مستکبرانِ جبّار و کفار جنایتکار و نیز لشکریان آنان، از ستون پنجم گرفته، تا منافقان یا نوکران داخلی و خارجی، بر مردمان تحمیل می‌گردد! پس، بدیهی است که در مقابل این مصداق «ظلم و ظالم»، باید تا پای جان ایستادگی و مقاومت نمود:

«فَلَوْلَا كَانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِكُمْ أُولُو بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسَادِ فِي الْأَرْضِ إِلَّا قَلِيلًا مِمَّنْ أَنْجَيْنَا مِنْهُمْ وَاتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا مَا أُتْرِفُوا فِيهِ وَكَانُوا مُجْرِمِينَ»

– پس چرا در ميان امت‌هايى كه پيش از شما بودند، مصلحانى دلسوز نبودند كه [مردم را] از فساد در زمين بازدارند؟ مگر اندكى كه [به سبب بازداشتن مردم از فساد] نجاتشان داديم و آنان كه ستم كردند دنباله رو [و دل بستۀ] چيزى از نعمت و ثروت شدند كه در آن به سركشى و طغيان افتادند، و آنان گنهكار بودند.

«وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُونَ» (هود علیه السلام، 116 و 117)

– و پروردگار تو هيچ اهل قريه‌اى (قومی) را كه مردمش اصلاح کننده باشند به ستم هلاك نخواهد ساخت.

*- نه خودش ظلم می‌کند و نه یک قوم را که در میان آنان اصلاح کنندگانی وجود دارند به خاطر ظلمی که رخ داده هلاک می‌سازد.

روش‌های مقابله با ظلم

برخی گمان دارد که تنها روش مقابله با هر گونه ظلمی، یورش، خشونت و برخورد فیزیکی می‌باشد! و حال که چه بسا چنین مقابله‌ای، خود ظلمی بزرگتر باشد!

به عنوان مثال: «بی‌سوادی گروهی از مردم، حاصل ظلمی می‌باشد که به آنان شده است، حال چه بی‌سوادی در خواندن و نوشتن باشد، چه در حوزۀ سواد رسانه‌ای، یا معلومات دینی، فرهنگی، سیاسی و … »؛ پس، راه‌کار مقابله با این ظلم، سوادآموزی و تقویت ساختارهای لازم برای ارتقای سطح دانش عموم مردم است – هم چنین «بی‌بصیرتی، ساده‌اندیشی، سطحی‌نگری» نیز محصول ظلم روا داشته شده می‌باشد؛ چه بسیارند افرادی که از تحصیلات عالیۀ حوزوی و یا دانشگاهی برخوردارند، اما بینش و بصیرت ندارد؛ پس، باید با اطلاع‌رسانی و آگاهی بخشی، بینش را عمیق نمود و هم ظلم گذشته را جبران نمود و هم مقابل تداوم این ظلم، توسط رسانه‌ها، شبکه‌ها و تعلیم و تربیت‌های نادرست، ایستادگی نمود؛ چنان که مقام معظم رهبری، مکرر بر ضرورت «جهاد تبیین» تآکید نمودهاند، یعنی یک جهاد است – «عقب ماندگی در علم، مدنیّت، حقوق، تولید، انواع صنایع و …» به خاطر ظلم و قرن‌ها استعمار و استثمار ظالمان بوده و هست – باید حاکمیت حقوق و قوانین را در تمامی شئون فردی و اجتماعی مستحکم نمود تا این ظلم عمومی کمتر شود – «گرانی بی‌دلیل» که معیشت مردم را با مشکلات فراوانی مواجه می‌سازد و معمولاً زمینۀ فسادها و ظلم‌های گوناگون را مساعد می‌سازد، خود مصدای از «ظلم» می‌باشد؛ پس باید زمینه‌های تقویت اقتصاد کشور، پولی ملّی، تولید ملّی و سرمایه‌گذاری و کار مساعد گردد که خود جهاد اقتصادی می‌باشد، آن هم در رویارویی با هجمۀ اقتصادی دشمنان – چنان که هنجار شکنی و بی‌تربیتی در تعاملات اجتماعی نیز ظلمی بزرگ می‌باشد – فتنه، ترور، جنگ، ایجاد ناامنی در جامعه، فریب اذهان عمومی، القای یأس و ناامیدی و … نیز از مصادیق ظلم می‌باشد که باید از طرق متفاوت با آن برخورد نمود.

بنابراین، مقابله همراه با «صبر – ایستادگی و استقامت» در برابر هر ظلمی تا برطرف شدن آن، باید متناسب با چگونگی و میزان ظلم باشد.

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=64952

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب