پرسش:
قرآن از انجیل وحی شده به حضرت عیسی علیهالسلام سخن میگوید و همیشه مسیحیان را به این انجیل ارجاع میدهد؛ در حالی که اولاً مسیحیان خودشان انجیلِ وحی شده به حضرت عیسی را قبول ندارند و انجیل را نوشته حواریون درباره حضرت عیسی میدانند! و ثانیاً آنها چهار انجیل دارند نه یک انجیل و همه این اناجیل بعلاوه بخشهای دیگر (نامههای رسولان، اعمال رسولان و مکاشفه یوحنا) را مقدس میدانند! و ثالثاً در قرآن مطالبی به حضرت عیسی نسبت دادهشده (مثلاً سخن گفتن حضرت مسیح علیهالسلام در گهواره) که در هیچ انجیلی نیامده است! قرآن از کدام انجیل سخن میگوید؟
پاسخ:
دین اسلام، آخرین دین الهی است و قرآن بهعنوان کتاب مقدس، یکی از مهمترین منابع معرفتی آن است که از علم و اراده الهی برخاسته است. در قرآن، از موضوعات مختلفی سخن گفتهشده است و به تاریخ ادیان و سرگذشت پیامبران و بشارتهای انبیای گذشته و غیره نظر داشته است. یکی از موضوعاتی که قرآن به آن پرداخته است، سرگذشت حضرت عیسی علیهالسلام و آموزههای انحرافی وارد شده در این دین الهی است. همچنین، در قرآن، بارها به انجیل و کتاب مقدس مسیحیان اشاره شده است. با عنایت به این مقدمه، در ادامه، در قالب چند نکته، به بررسی پرسش حاضر میپردازیم:
نکته اول:
مسیحیان کتاب مقدس(۱) را دارای دو بخش عهد قدیم(۲) و عهد جدید(۳) میدانند. در عهد قدیم که همان کتابهای مقبول نزد یهودیان است و مسیحیان نیز آنها را معتبر میدانند، به سرگذشت قوم یهود و انبیای الهی و کتابهای آنها تا پیش از حضرت عیسی علیهالسلام، پرداخته شده است؛ اما در عهد جدید، فقط کتابهایی مورد نظر است که درباره حضرت عیسی علیهالسلام و رسولان ایشان است. با توجه به اینکه کلیسا معتقد است که حضرت عیسی تجسد خدا است نه پیامبری برگزیده از سوی او، از اینرو، وحی آنطور که برای انبیای الهی تحقق مییافت، در این دین موضوعیت ندارد و کنار گذاشته میشود. از این منظر، حضرت عیسی، خودِ خدا است که آشکار شده است و وحی همان آشکارگی خدا است، همین رخداد تاریخی و آشکارگی الوهیت در انسان است. از این منظر، حضرت عیسی واسطه میان انسان و خدا نیست و گفتگوی انسان و خدا در قالب وحی، اینجا طرح نمیشود؛ بلکه حضرت عیسی، خودِ خدا است که بر زمین آشکار شده است. به همین جهت، به باور مسیحیان، حضرت عیسی علیهالسلام اصلاً کتابی نداشته و آنچه امروزه بهعنوان کتاب مقدس معروف شده، گزارشهای رسولان و حواریون از حضرت عیسی علیهالسلام و نامهها و سفرهای تبلیغی رسولان همچون پولُس و پطرس و دیگران است.(۴)
مسیحیان این مجموعه را مقدس دانسته و آن را دارای ۲۷ کتاب و رساله میدانند که با انجیلها (بشارتها) شروع میشود و سپس اعمال رسولان و آنگاه نامههای پولُس، یعقوب، پطرس، یوحنا و یهودا است و نهایتاً با مکاشفه یوحنا پایان مییابد.(۵) لازم به ذکر است که تعداد انجیلها و اعمال رسولان و نامهها و مکاشفات، بیش از این بود، اما کلیسا بسیاری از آنها را غیررسمی (اپوکریفایی) دانست و آنها را تقدیس نکرد و معتبر نشمارد.(۶)
نکته دوم:
در ادامه مطالب سابق، میبایست به چند مطلب فرعی دیگر نیز اشاره داشت
یکی اینکه، گاهی مسیحیان، به کل کتاب مقدس، «انجیل، بشارت» (به صورت مفرد نه جمع) میگویند با اینکه اولاً کتاب مقدس بخشهای دیگری هم دارد و محدود به انجیل نیست و ثانیاً بخش انجیل نیز چهارتا است نه یکی؛ اما به هر حال چنین اصطلاحی برای کل کتاب مقدس نیز به کار میرود چرا که همه آنها به شکلهای مختلف (روایت، نامه، تبلیغ و غیره)، بیانگر بشارت و تعالیم حضرت عیسی علیهالسلام هستند.(۷)
دوم اینکه، واژه انجیل گاهی به کتابهای غیررسمی (اپوکریفایی) کلیسا نیز تطبیق یافته است؛ چنانکه انجیل بَرنابا را انجیل مینامند(۸) بااینکه مسیحیان آن را معتبر نمیشمارند. به تعبیری، آنها نیز درصدد توصیف بشارتهای حضرت عیسی هستند اما کلیسا، روایت آنها را تأیید نکرده است.(۹)
سوم اینکه، مجموعه عهد عتیق و جدید امروزی، همان چیزی است که در زمان نزول قرآن نیز مورد استفاده یهودیان و مسیحیان بوده است و چه بسا بخشهای دیگری هم داشت که کلیسا آن را غیررسمی میدانست، اما به هر حال نزد مسیحیان صدر اسلام در جزیره العرب معتبر بهحساب میآمد؛ چنانکه میدانیم برخی از معجزات مربوط به حضرت عیسی علیهالسلام، مانند سخن گفتن در گهواره، دمیدن در قالب گِلین پرنده و غیره که در قرآن نیز بازتاب یافته است، در متن کتاب مقدس رسمی نیست، اما هماینک نیز میتوان آنها را در کتب اپوکریفای مسیحی مانند انجیل عربی طفولیت و انجیل توماس مشاهده کرد. نباید فراموش کرد که تقدیس یک انجیل یا رساله یا عدم تقدیس انجیل یا رساله دیگر توسط شوراهای کلیسایی، پدیدهای تاریخی و مورد اختلاف بوده و هیچ بعید نیست که در سرزمینی کتابی را مقدس میدانستند که در سرزمین دیگر آن را غیررسمی و اپوکریفایی قلمداد میکردند.(۱۰)
نکته سوم:
اینک از منظر قرآنی، به بررسی کتاب مقدس و انجیل میپردازیم. در این زمینه، آیات قرآن متنوعاند:
بنا بر یک دسته از آیات قرآن، حضرت عیسی علیهالسلام دارای کتاب وحیانی از جانب خدا به نام «انجیل» بود: «(همان کسی که) کتاب را بهحق بر تو نازل کرد که با نشانههای کتب پیشین، منطبق است؛ و «تورات» و «انجیل» را پیش از آن، برای هدایت مردم فرستاد».(۱۱) و «عیسی گفت: من بنده خدایم؛ او کتاب (آسمانی) به من داده؛ و مرا پیامبر قرار داده است».(۱۲) در این دسته از آیات، ظاهراً منظور از کتاب و انجیل، همان چیزی است که خداوند بر آنها نازل کرده بود.
از سوی دیگر، آیاتی داریم که مسیحیان را به عمل بر اساس انجیل و کتاب مقدس سفارش میکند: «اهل انجیل[پیروان مسیح] نیز باید به آنچه خداوند در آن نازل کرده حکم کنند و کسانی که بر طبق آنچه خدا نازل کرده حکم نمیکنند، فاسقاند».(۱۳) و «ای اهل کتاب! شما هیچ آیین صحیحی ندارید، مگر اینکه تورات و انجیل و آنچه را از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده است، برپا دارید.»(۱۴) در این دسته اخیر، ظاهر منظور از انجیل و کتاب، همانی است که در دسترس مسیحیان بوده است؛ چرا که سفارش مسیحیان به عمل به انجیل، در صورتی بیهوده نیست که آن کتاب در دسترس باشد.
در مواجهه با این دو دسته آیات قرآنی، دیدگاههای مختلفی در تفسیر واژگان «انجیل» و «کتاب»، شکل گرفته است: گروهی معتقدند که منظور از انجیل و کتاب مسیحیان در سراسر قرآن، همان کتابی است که خداوند به حضرت عیسی وحی نموده است و بعداً مورد تحریف قرار گرفته است.(۱۵) اما گروهی دیگر، منظور از انجیل و کتاب را همان کتابی میدانند که در دسترس مسیحیان بوده است.(۱۶) اما گروهی از مفسران همچون علامه طباطبائی و آیتالله جوادی آملی، دیدگاه اول و دوم را رد کرده و دیدگاه سومی را ترجیح دادهاند: انجیل و کتاب در قرآن، گاهی به معنای همان کتاب وحی شده به حضرت عیسی است که مصون از تحریف است، چنانکه آیات دسته اول از این قبیل بودند؛ و گاهی به معنای کتابی است که از آن روزگار تاکنون در دست مسیحیان بوده و مورد تحریف واقع شده است، چنانکه آیات دسته دوم از این قبیل بودند.(۱۷)
نکته چهارم:
با عنایت به نکات سابق و پذیرش دیدگاه سوم درباره معنای انجیل و کتاب مقدس در قرآن، میتوان به پرسش حاضر چنین پاسخ گفت:
انجیل وحی شده به حضرت عیسی علیهالسلام، یک انجیل است و منتسب به خدا است و لازم نیست حتماً به صورت کتبی انتشار یافته باشد، بلکه چهبسا این معارف وحیانی به صورت شفاهی میان مردم وجود داشته و بعداً برخی از آنها در اناجیل بعدی نیز نقل شدهاند و به صورت مکتوب میان مسیحیان انتشار یافتهاند. اناجیل بعدی، چند دهه بعد از حضرت عیسی علیهالسلام نگارش یافتهاند و نگاشته افراد مختلفی هستند که برخی از آنها اصلاً حضرت عیسی را ندیده بودند. مجموع این اناجیل (بلکه مجموع این اناجیل بعلاوه سایر بخشهای کتاب مقدس) را میتوان انجیل نامید چراکه انجیل یعنی بشارت حضرت عیسی که فرازهایی از آن، در روایت متّی، روایت مرقُس، روایت لوقا، روایت یوحنّا و همچنین در نامههای پولُس و سفرهای تبلیغی حواریون بازتاب یافته است. بر همین اساس، حتی اناجیلی که کلیسا آنها را اپوکریفایی نامیده نیز انجیل نامیده میشوند چرا که مثلاً انجیل برنابا، روایت برنابا از بشارهای حضرت عیسی علیهالسلام است.
به همین جهت، خداوند در قرآن به این مطلب تصریح میکند که به حضرت عیسی، معارفی به نام انجیل و بشارت وحی شده است؛ معارفی که چند دهه بعد توسط افراد مختلف مکتوب شد اما به سبب انحرافات و اشتباهات تاریخی، با معارف غیر وحیانی آمیخته شد تا جایی که مسیحیان، عیسای انسانی را دارای مقام الوهی دانسته و گفتار و رفتار او را نه وحی شده از جانب خدا بلکه خودِ گفتار و رفتار خدا به حساب آوردند.
قرآن، گاهی به انجیل و وحی الهی به حضرت عیسی علیهالسلام، اشاره میکند و گاهی به انجیل در دسترس اشاره میکند و مسیحیان را به عمل به همین انجیلِ در دسترس، توصیه میکند که علیرغم تحریف صورت گرفته در آن، هنوز از معارف الهی تُهی نشده است و گاهی معارف نادرست مندرج در این انجیل در دسترس را نقد میکند. همچنین، گاهی به معارفی اشاره میشود که در انجیل اصلی یا انجیلهای غیررسمی وجود دارد.
نتیجه:
با توجه به آنچه گذشت روشن میشود که معارف وحی شده به حضرت عیسی علیهالسلام که قرآن آنها را انجیل و بشارت میداند و چهبسا در زمان حضرت عیسی علیهالسلام اصلاً مکتوب نشده بود، چند دهه بعد، توسط دیگران ثبت و ضبط شده و با تحریفات و تغییراتی همراه گشته است. این مجموعه روایات را در عهد جدید جمعآوری کردهاند که بخشی از آن را انجیل نامیده و بخشی را نامههای پولُس و غیره. در قرآن (و حتی در آثار مسیحیان) گاهی به تمامی این مجموعه در دسترس، انجیل گفته شده است چراکه آنها تُهی از تعالیم و بشارتهای حضرت عیسی علیهالسلام نیستند.
قرآن ضمن نقد آموزههای تحریفشده و نادرست در این انجیل در دسترس، مسیحیان را توصیه میکند که بخشهای نادرست را کنار گذاشته و به بخشهای درست، عمل کرده و به آن پایبند باشند.
هیچ بعید نیست که قرآن در توصیف بشارتها و احوال و گفتار و رفتار حضرت عیسی علیهالسلام، به مطالبی اشاره کند که آنها در انجیل رسمی در دسترس وجود نداشته باشند، اما در انجیل وحیشده به حضرت عیسی علیهالسلام یا در نسخههای اپوکریفایی وجود داشته باشند.
کلمات کلیدی: کتاب مقدس، انجیل، مسیحیت، قرآن.
پینوشتها:
۱. Bible.
۲. Old testament = OT
۳. New testament = NT
۴. برای مطالعه بیشتر، رک: سلیمانی، عبدالرحیم، درآمدی بر شناخت کتاب مقدس، مجله هفتآسمان، ۱۳۷۸ ش، شماره ۲، ص۱۵۵؛ میلر و.م، تاریخ کلیسای قدیم در امپراتوری روم و ایران، ترجمه علی نخستین، تهران، انتشارات حیات ابدی، ۱۹۸۱ م، ص۶۶؛ میشل، توماس، کلام مسیحی، ترجمه حسین توفیقی، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، ۱۳۷۷ ش، ص۲۸.
۵. سلیمانی، عبدالرحیم، عهد جدید: تاریخ نگارش و نویسندگان، مجله هفتآسمان، ۱۳۷۸ ش، شماره ۲، ص۷۴.
۶. ایلخانی، محمد، تاریخ فلسفه در قرونوسطی و رنسانس، تهران، سازمان تدوین کتب علوم انسانی، ۱۳۸۲ ش، ص۱۴-۱۷.
۷. بهعنوان نمونه میتوان این موارد را نام برد: انجیل عیسی مسیح، کتاب عهد جدید، چاپ انگلستان، ۱۹۹۷ م؛ انجیل شریف، انتشارات کتاب مقدس، چاپ اول، ۱۹۷۶ م؛ الانجیل، ترجمه عربی عهد جدید، ۱۹۸۲ م.
۸. برای نمونه: انجیل برنابا، ترجمه حیدرقلیخان قزلباش (سردار کابلی)، مقدمه سید محمود طالقانی، تهران، دفتر نشرالکتاب، ۱۳۶۲ ش.
۹. الهامی و نادری، دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دایره المعارف اسلامی، ۱۳۷۶ ش، ج۳، مدخل «برنابا»؛ حیدری، حسین و دیگران، انجیل برنابا در تعارض با قرآن کریم، مجله معرفت ادیان، زمستان ۱۳۹۳ ش، شماره ۱، ص۱۲-۱۳.
۱۰. شاکر، محمدکاظم، بشارتهای عهدین در مورد پیامبر اکرم صلیالله علی و اله، مجله پژوهشنامه قرآن و حدیث، تابستان و پاییز ۱۳۸۹ ش، شماره ۷، ص۱۲۰.
۱۱. سوره آلعمران، آیات ۳-۴.
۱۲. سوره مریم، آیه ۳۰.
۱۳. سوره مائده، آیه ۴۷.
۱۴. سوره مائده، آیه ۶۸.
۱۵. سلامی، احمد و سید محمدعلی ایازی، مقصود از تورات و انجیل در قرآن، مجله پژوهشهای قرآنی، بهار ۱۳۹۷ ش، شماره ۱، ص۸۰-۸۱.
۱۶. همان، ص۹۱.
۱۷. همان، ص۸۷-۸۸.


















