پرسش:
قرآن میگوید: «خداوند از رگ گردن به ما نزدیک تر است»؛ پس چرا بعضی وقت‌ها او را حس نمی‌کنیم؟!

پاسخ:

آن که می‌گوید: «بَعضی وقت‌ها او را حسن نمی‌کنم»، یعنی اقرار دارد که «بعضی وقت‌های دیگر او را حسّ می‌کند»، پس همین برای درک نزدیکی او کافیست.

الف – بدون تردید مقصود از «حس نمی‌کنیم»، حواس پنجگانه نمی‌باشد؛ چرا که می‌دانید خداوند متعال ماده نیست و جسم ندارد که با حواس پنجگانه، احساس شود.

ب – نه فقط خداوند سبحان، بلکه هر چیزی که جسم و جرم نداشته باشد، ابعاد، رنگ، بو و وزن نداشته باشد، با حواس پنجگانه قابل شناسی و درک نمی‌باشد؛ مانند: روح، عقل، عشق، امید و بسیاری از حالات غیر مادی انسان.

ج – حواس پنجگانه، در درک محسوسات مادی نیز بسیار محدود و ضعیف می‌باشند؛ چنان که صداهای دور یا صداهای مادون صوت [کمتر از 20 هرتز]، یا فرا صوت [بیشتر از ۲۰ کیلوهرتز] را نمی‌شنود – دید انسان نیز بسیار محدود است و در بسیاری موارد در تشخیص آن چه می‌بیند نیز خطا می‌کند! مانند دیدن سراب.

نقش توجه

حتی در درک محسوسات نیز چگونگی “حسّ”، مبتنی بر “توجه” می‌باشد. به عنوان مثال: وجود مغز، قلب، عروق، اعصاب، مواد شیمایی در بدن، اسختوان‌ها، مفاصل و تحولات فیزیکی در بدن را حسّ نمی‌کنیم، مگر آن که یا با درد توجه ما را جلب کنند و یا در مطالعات علمی به آنها توجه داشته باشیم.

فهم و درک وجود خداوند سبحان نیز به تناسب “توجه” صورت می‌پذیرد؛ شاید کسی حتی به نماز بایستد، اما هیچ توجهی به خداوند متعال نداشته باشد، اما دیگری در حال مطالعه، یا حتی استراحت، به او توجه داشته باشد:

«الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ» (آل عمران، 191)

– همانان كه خدا را [در همه احوال] ايستاده و نشسته و به پهلو آرميده ياد مى‌كنند و در آفرينش آسمانها و زمين مى‌انديشند [كه] پروردگارا اينها را بيهوده نيافريده‏‌اى، منزهى تو؛ پس ما را از عذاب آتش دوزخ در امان بدار.

حضرت ابراهیم علیه السلام، در پاسخ مشرکانی که خورشید، ماه و ستارگان را می‌پرسدند، فرمودند:

«إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ» (الأنعام، 79)

– من روی (توجه و جهت‌گیری) خود را به سوی كسی كردم كه آسمانها و زمين را آفريده است؛ من در ايمان خود خالصم و از مشركان نيستم.

نشانه‌ها

نه فقط خداوند متعال، بلکه هر چیزی و هر کسی، با نشانه‌هایش شناخته و درک می‌شود. انسان، حیوان و گیاه، با نشانه‌هایشان شناخته می‌شوند و از هم متمایز می‌گردند؛ چنان که تفاوت گل یاس با گل مریم را از نشانه‌هایشان تشخیص می‌دهیم.

اگر در معرفی خود بگویید: «من بشر هستم – مذکر یا مؤنث هستم – جوان یا میانسال می‌باشم – چاق یا لاغر هستم – ایرانی یا غیر ایرانی هستم – نام من، علی یا فاطمه است؛ اینها همه نشانه‌های شماست که با آنها شناخته می‌شوید، نه ذات شما.

خداوند سبحان نیز خود را به ما، با نشانه‌هایش در خلقت و نیز در وجود خودمان، به صورت مستمر و فراگیر به ما شناسانده و نشان می‌دهد، حال اگر کسی نبیند، یا گاه ببیند و گاه نبیند، از غفلت و بی‌توجهی، یا کم توجهی خودش می‌باشد:

«سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ» (فصلت، 53)

– به زودی (به سرعت و پیاپی)، نشانه‌های خود را در افق‌ها (افق عقلی، علمی، قلبی، و عالم خلقت و جهان هستی) و در درون جانشان به آنها نشان می‏دهيم تا آشكار گردد كه او حق است، آيا كافی نيست كه او بر همه چيز شاهد و گواه است.

فرمود: هر کجا که باشید، من با شما هستم؛ پس عدم درک ، از بی‌توجهی می‌باشد: «وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ – و او با شماست هر جا كه باشيد و خداوند نسبت به آنچه انجام می‏دهيد بيناست» (الحدید، 4)

بی‌دلی در همه‌احوال خدا با او بود

او نمی‌دیدش و از دور خدا را (خدایا) می‌کرد (حافظ)

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=75021

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب