پرسش:
ماتریالیست‌ها می‌گویند: “خدا”، یک مفهوم ساخته شده در ذهن بشر است که از دوران باستان خلق شده. مثلا وقتی سیلی یا زلزله‌ای می‌آمد، آن را به خدا یا یک موجود ماورالطبیعه ربط می‌دادند و این تفکر به مرور زمان در ذهن انسان ساخته شده و خدا ساخته مغز بشر است. نظرتون چیه؟

 پاسخ:

اینجا جای اظهار نظر نیست، بلکه هر دو طرف باید دلایل عقلی اقامه کنند. چه کسی گفته آن چه ماتریالیست‌ها می‌گویند، مفاهیم ساختۀ ذهن خودشان نیست؟! آیا دلیل عقلی دارند و یا فقط اظهار نظر می‌کنند؟!

●- ما را عادت می‌دهند به نظر شنیدن و نظر دادنِ بدون دلیل! نظراتی که ممکن هر دو بی دلیل باشند و زود فراموش شوند! اما خداوند متعال که عقل را به انسان موهبت نمود،

پس ما، به جای نظر شنیدن و نظر دادن، دلیل بیاوریم و دلیل بخواهیم. خداوند متعال، وجود خود را با آیات و نشانه‌هایش به اثبات می‌رساند و برای انکار خودش نیز دلیل عقلی می‌خواهد و می‌فرماید: «قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ – بگو دلیل و برهان‌تان را بیاورید، اگر راست می‌گویید». پس، ما برای شناخت و ایمانمان، دلایل عقلی داریم و برای رد، تکذیب و انکار نیز دلیل عقل می‌خواهیم، نه نظر و نظریه، که هیچگاه جایگزین حقیقت نمی‌گردد و راهی را روشن نمی‌سازد.

●- بهتر است به “ماتریالیست”، همان “ماده‌گرا” بگوییم، چرا که وقتی لفظ خارجی می‌شود، به ذهن برخی یک مقام و ارزش مبتادر می‌شود و حرف‌ها و ادعاهایشان بسیار مهم و قابل تأمل به نظر می‌آید! اما وقتی گفته می‌شود: «ماده‌گرا»، کوچکی جهان‌بینی آنها که ناشی از کمبود خِرد، علم و عمق نگاه است، معلوم می‌شود.

آن چه که این به اصطلاح “ماتریالیست”ها می‌گویند، حرف جدیدی نیست، همان منطق و ادعای اسلاف خود در هزاران سال پیش و اعصار جاهلیت می‌باشد که اینها نیز با ادبیات متفاوت تکرار می‌کنند و برخی گمان می‌کنند که حرف مهمی زده‌اند! خداوند متعال می‌فرماید: «إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ / القلم، 15»، یعنی: «هر گاه آیات و نشانه‌های ما بر او خوانده شود و یا به او ارائه شود، می‌گوید: اینها افسانه‌ها (خرافه‌های) پیشینیان است»! لذا اگر چه نام ایسم‌های جدید را روی خود می‌گذارند، اما ما هیچ ماده‌گرا، یا کافری ندیدیم که حرف جدیدی داشته باشد، بلکه همه تکرار همان اوهام و ادعاها و سخنان بی‌منطق و متعصبانۀ گذشتگان در چند هزار سال پیش می‌باشد!

الف – حال مهم این است که آیا ماده‌گرا، (دهری، یا ماتریالیست، و یا کافر)، برای انکار و ادعای خود، دلیل عقلی هم دارد، و یا نه، بلکه چون اسمش “ماتریالیست” است، باید هر چه گفت مهم قلمداد گردد و اگر کسی قبول ندارد باید دلیل بیاورد؟!

یکی گفت: «ثابت که خدایی هست»؛ گفتم: «آن که مشهود و معلوم است، تو ثابت کن که نیست»؛ حدود نیم ساعت حرف پراکنده زد، اما هیچ دلیلی نیاورد!

ب – دقت کنیم که واژۀ “خدا”، یا “إله و ربّ” را می‌توان به همگان نسبت داد، از فرعون که ادعای اولوهیت و ربوبیّت داشت، تا مجسمه یا خود گاو و گوساله! اما اینها “إله و رب” حقیقی نیستند، بلکه کاذب و جعلی هستند، لذا فرمود: «لا إله = هیچ الهی نیست – الاّ الله = به غیر از الله».

این شعار، اثبات وجود خدا نیست، بلکه نفی اولوهیت و ربوبیّت هر موجود دیگری به غیر از او می‌باشد.

پس وقتی گفته می‌شود: “خدا”، باید معلوم و تعریف شود که مقصود کیست؟ لذا مقصود ما در این بحث از “خدا”، همان خالق، إله و ربّ حقیقی می‌باشد. یعنی “الله جلّ جلاله”.

ج – در گذشته و حال، مردمانی بر این باور بوده و هستند که خورشید، ماه، روز، شب، باران، طوفان، زلزله، قدرت، ثروت و …، إله‌های گوناگونی دارند که البته همه را با دست خودشان می‌ساختند؛ امروز نیز همین ماتریالیست‌ها نیز گمان می‌کنند که قدرت، ثروت، رفاه، سلامتی، امنیت و …، إله‌هایی دارند که نامش: ابرقدرت، سرمایه‌دار، کشفیات علمی، تکنولوژی، سازمان‌های مردم نهاد بین المللی و … می‌باشد، منتهی نامش را دیگر “إله” نمی‌گذارند!

“اومانیسم” چیست و چه می‌گوید؟ همان “إله” گرفتن “هوای نفس” است که در قرآن کریم بدان متذکر گردید: «أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا – آيا ديدى كسى را كه هواى نفسش را إله (و معبود) خود برگزيده است‌؟! آيا تو مى‌توانى کار ساز او باشی [که هدایت شود و از هلاکت نجات یابد/ الفرقان، 43».

●- اما، کدام موحد خداشناس و خداپرستی، وقوع سیل و زلزله را دلیل خداشناسی و خداپرستی آورده است؟ بله، مگر آن که به عظمت خلقت و نظم حاکم بر آن که دلیل بر وجود خالق و رب است، استدلال نماید.

پرسش عقلی، از جانب خدا

خداوند متعال، برای عقل بشر یک پرسش طرح می‌کند و به جای شعار، یک پاسخ عقلی و منطقی می‌خواهد، تا همگان بدانند و بفهمند که خدای خالقی جز او نیست. می‌فرماید: «این عالم هستی که مانند یک کتابِ قابل دسترس پیش روی شماست، بگویید آیا از هیچ پدید آمده و یا شما و مثل شما آفرینندۀ آن می‌باشید»؟!

«أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ * أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بَلْ لَا يُوقِنُونَ * أَمْ عِنْدَهُمْ خَزَائِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ *» (الطور، 35 تا 37)

ترجمه: يا آنها بى هيچ آفريده شده‌اند، يا خود خالق خويشند؟! * آيا آنها آسمانها و زمين را آفريده‌اند؟! (نه) بلكه آنها جوياى يقين نيستند * آيا خزاين پروردگارت نزد آنهاست؟! يا بر همه چيز عالم سيطره دارند؟!

شنونده باید عاقل باشد

حرف، ادعا، نظریه و … بسیار است، اما مهم این است که “شنونده باید عاقل باشد”، یعنی ببیند که گوینده برای حرف، ادعا و اثبات نظریۀ خود، چه دلایل و براهین عقلی می‌آورد و آیا معقول هست یا خیر؟! لذا در آیۀ بعد فرمود:

«أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ يَسْتَمِعُونَ فِيهِ فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُمْ بِسُلْطَانٍ مُبِينٍ» (همان، 38)

ترجمه: يا آن كه نردبانى دارند كه بر آن بالا مى‌روند و بدين طريق وحى آسمانى را مى‌شنوند؟! پس آن كس از ايشان كه شنيده است بايد دليل آشكارى بياورد (که بر چه اساس پذیرفته است)»

دلیل قاطع عقلی:

پاسخ این پرسش‌ها، در عقل فطری نهادینه شده است و البته مطالعۀ کتاب خلقت و کتاب وحی، راه را روشن می‌کند، چرا که عقل به نور علم می‌بیند و تشخیص می‌دهد.

●- بدیهی است که در این عالم هستی، هیچ چیزی (حتی به کوچکی یک هستۀ اتم)، خود به خود به وجود نیامده و نمی‌آید؛ بنابراین ادعای پیدایش خود به خودی عالم هستی، غیر معقول و غیر علمی می‌باشد، چنان که یک نمونه و یا مصداقش نیز ندارد. بنابراین، خالقی باید خلق نموده باشد.

تردیدی نیست که هیچ کسی، خالق خودش و یا سایر عناصر عالم هستی نبوده و نمی‌تواند باشد و آن خالق حتمی، باید به غیر از مخلوقات باشد.

●- تردیدی نیست که هیچ کسی، خالق خودش و یا سایر عناصر عالم هستی نبوده و نمی‌تواند باشد و آن خالق حتمی، باید به غیر از مخلوقات باشد و مانند سایر مخلوقات نباشد، وگرنه، خودش نیز مخلوق است و خالق می‌خواهد. پس «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ – هیچ چیزی مانند او نیست / الشوری، 11».

اگر تمامی دانشمندان، با تمامی علوم، فناوری، صنعت و امکانات خود جمع شود، نمی‌توانند حتی یک مگس را خلق کنند.

«يَا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَإِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَيْئًا لَا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ» (الحجّ، 73)

ترجمه: اى مردم! مثلى زده شده است، به آن گوش فرا دهيد: كسانى را كه غير از خدا مى‌خوانيد، هرگز نمى‌توانند مگسى بيافرينند، هر چند براى اين كار دست به دست هم دهند! و هر گاه مگس چيزى از آنها بربايد، نمى‌توانند آن را باز پس گيرند! هم اين طلب كنندگان ناتوانند، و هم آن مطلوبان. (هم اين عابدان، و هم آن معبودان)!

إله و ربّ حقیقی:

بنابراین، آن که تمامی مخلوقات را خلق نموده و خودش خالق و غیر مخلوقاتش می‌باشد، وجود دارد و نمی‌توان هیچ تردید و تشکیکی در وجود او نمود، و بدیهی است که همان خالق عالم هستی، إله و ربّ حقیقی می‌باشد و گرایش به سایر إله‌های دروغین و ربّ‌های جعلی، همه ریشه در تخیلات و خرافات اساطیری دارد:

«ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ» (الأنعام، 102)

ترجمه: (آرى،) اين است پروردگار شما! هيچ أله (معبودى) جز او نيست؛ آفريدگار همه چيز است؛ او را بپرستيد و او نگهبان و مدبّر (ربّ = صاحب اختیار و تربیت کنندۀ امور) همۀ موجودات است.

پس، موحدان دلایل عقلی بر اثبات وجود خالق، إله و ربّ العالمین دارند و “کفار = دهریون = ماده‌گراها = ماتریالیست‌ها = دنیاپرستان”، نه تنها هیچ دلیلی برای اثبات انکار و ادعای خود ندارد، بلکه بسیار مستکبرانه، همان سخنان اسلاف خود در هزار و هزاران سال گذشته را تکرار می‌کنند! چنان که سه، دو و یکهزار پیش نیز در انکار توحید و معاد می‌گفتند:

«وَقَالُوا أَإِذَا كُنَّا عِظَامًا وَرُفَاتًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقًا جَدِيدًا * قُلْ كُونُوا حِجَارَةً أَوْ حَدِيدًا» (الإسراء، 49 و 50)

ترجمه: و (با انکار، تعجب و تمسخر) گفتند: «آيا هنگامى كه ما، استخوان‌هاى پوسيده و پراكنده‌اى شديم، دگر بار آفرينش تازه‌اى خواهيم يافت؟! بگو: «شما سنگ باشيد يا آهن (باز هم برانگیخته خواهید شد)».

●- پس، دلایل خداشناسی و خداپرستی، صرفاً وقوع سیل و زلزله نیست، اگر چه این وقایع نیز بر اساس علم، حکمت، مقدرات (اندازه‌ها)، نظم و نظام علیّ و معلولی می‌باشد که ربوبیت می‌خواهد؛ بلکه براهین عقلی است و کفار [ماتریالیست‌ها]، باید با دلیل عقلی رد کنند، نه این که فقط با شعارهای جاهلانه، متکبرانه، عنودانه و لجوجانه، تکذیب و انکار کنند و بگویند: چون این نظریۀ ماست، همگان باید بپذیرند!

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=62185

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب