پرسش:
سعد خفّاف از امام باقر(ع) پرسید: آیا قرآن سخن میگوید؟ امام(ع) تبسّمى کرد و فرمود: … بلى، اى سعد! و نماز هم سخن میگوید، شکل و شمایل دارد و امر و نهى میکند! سعد گفت: در این مورد نمیتوانم با مردم سخن بگویم! آنحضرت فرمود: مگر مردم، کسانى غیر از شیعیان ما هستند؟ هرکس نماز را نشناسد، حق ما را انکار کرده است … «إِنَّ اَلصَّلاٰةَ تَنْهىٰ عَنِ اَلْفَحْشٰاءِ وَ اَلْمُنْکَرِ وَ لَذِکْرُ اَللّٰهِ أَکْبَرُ». نهى کردن نماز سخن گفتن او است. دو سؤال در مورد این حدیث مطرح میشود، لطفا نوضیح دهید: 1. حدیث از نظر سند و راویان چگونه است؟ 2. منظور امام(ع) از جمله «مگر مردم کسی غیر از شیعیان ما هستند؟»، چیست؟
پاسخ:
در اولین روایت از باب فضیلت قرآن در کتاب کافی روایتی از امام باقر(ع) نقل شده است که در آن به اهمیت فراگیری قرآن اشاره و به آن توصیه شده است. در فرازی از این روایت آمده است:
قرآن در روز قیامت در بهترین حالت و بهترین شکل و به صورت یک انسان حاضر میشود. ابتدا کسی آنرا نمیشناسد و پنداشته میشود که او یکی از مؤمنان، شهداء و یا پیامبران(ع) است، و حتی فرشتگان نیز آن قرآن مجسّم را یکی از فرشتههای مقرب میپندارند! سپس قرآن با خداوند به گفتوگو پرداخته و سخن از پیروی برخی مردم از خود به میان آورده و از بیتوجهی گروهی دیگر و تکذیب گروه سوم گله میکند.
پروردگار در پاسخ، وعده اعطای بهترین پاداشها برای پیروان قرآن و عذاب سخت برای کسانی میدهد که دستورهای قرآن را رها کردهاند. قرآن با شنیدن این پاسخ، به سراغ کسانی میرود که با او انس داشته و به خاطرش سختیها کشیدهاند و آنها را نزد خدا برده و شفاعتشان میکند و خدا نیز دستور ورود آنها را به بهشت داده و نعمتهای فراوانی به آنها عطا میکند.[1]
در بخشی از این روایت، امام باقر(ع) به سخن گفتن قرآن و نماز اشاره میکند. راوی از این مطلب اظهار تعجب کرده و میگوید که چنین موضوعی را نمیتواند به مردم بگوید؛ زیرا آنها باور نخواهند کرد!
(در واقع، راوی چون به مقام امامت امام ایمان دارد، این مطلب را میپذیرد؛ اما عرضه میدارد که مردمی که به علم خاص آن بزرگواران ایمان ندارند، چنین سخنی را نخواهند پذیرفت!)
امام باقر(ع) در واکنش به این سخن راوی میفرماید:«و هل الناس الا شیعتنا»؛ مگر غیر از شیعیان ما مردم هستند؟!
معنای روایت -در صورت پذیرش- آن است که انسانهای حقیقی فقط شیعیان ما هستند که به امامت و علم خاص ما ایمان دارند و به واسطه آن به هدایت رسیدهاند و در صورتی که چنین مطالبی را از ما بشنوند، آنرا خواهند پذیرفت.[2]
اما اینکه «الناس» و یا «مردم» همواره و همهجا به معنای شیعیان باشد، قابل پذیرش نیست؛ زیرا در قرآن کریم، مواردی وجود دارد که واژه «الناس» در معنای کافران و منافقان نیز مورد استفاده قرار گرفته است:
«الَّذِینَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ».
در پایان باید گفت؛ روایت اشاره شده در پرسش، اگرچه در یکی از معتبرترین منابع روایی نقل شده؛ اما سند چندان معتبر نیست؛ از اینرو علامه مجلسی آنرا از جمله روایات ضعیف یا مجهول دانسته است.[3]
پی نوشت:
[1]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، تحقیق، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 2، ص596-598، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، 1407ق.
[2]. مازندرانی، محمد صالح، شرح الکافی، تحقیق، شعرانی، ابوالحسن، ج 11، ص 8، تهران، المکتبه الاسلامیه، چاپ اول، 1382ق.
[3]. مجلسی، محمد باقر، مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول(ص)، تحقیق، رسولی محلاتی، سید هاشم، ج 12، ص 474، تهران، دار الکتب السلامیه، چاپ دوم، 1404ق.











