پرسش:
مشکلات و مصیبتها بیشتر و شدیدتر شده است؛ حال چگونه خدا را به رغم تمامی سختیها و مشکلات دوست بداریم؟.
پاسخ:
الف – بدیهی است که تا خداوند سبحان را نشناسید و به وجودش ایمان نیاورید، و به او توجه ننمایید، نمیتوانید او را دوست داشته باشید!
ب – کسی که میپرسد: «چگونه خدا را دوست داشته باشیم؟»، لابد وجودش را شناخته و باور دارد، و اکنون میپرسد: «چگونه او را دوست بدارم؟»
ج – کسی که خداوند سبحان را شناخته و باور داشته، اما او را دوست ندارد، ابتدا از یاد او غافل میشود و سپس با او دشمن میگردد؛ مانند ابلیس لعین و سایر شیاطین از جنّ و انس.
د – دوست داشتن (محبّت) خداوند سبحان، یک امر فطری است که در وجود همگان نهادینه نموده است؛ لذا اگر آدمی، محبوبهای دیگر را جایگزین نکند، او را دوست خواهد داشت و هر شخص یا چیز دیگری را نیز در راستای محبّت به او دوست خواهد داشت:
«وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْدَادًا يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُوا إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا وَأَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ» (البقره، 165)
– برخی از مردم به غير از خداوند، خدایانی برای خود برمی گزینند، و آنها را همچون خدا دوست داشتن خدا دوست میدارند، اما آنها كه ايمان دارند، شدت محبّتشان (محبوب غاییشان) خداوند است، و آنها كه ستم كردند (و معبودهایی غير از خدا برگزيدند) هنگامی كه عذاب خدا را مشاهده كنند، خواهند دانست كه تمام قوت به دست خدا است، و او دارای مجازات شديد است.
ھ – دوست داشتن اشخاص یا هر چیزی، ربطی به مشکلات ندارد؛ چنان که به رغم تمامی مشکلات، خودمان و پدر و مادرمان، همسر و فرزاندانمان، خویشان و دوستان، اموال، وطن و هموطنان، و تمامی انسانها و از جمله مسلمانان را دوست میداریم.
و – پرسش به گونهای طرح شده که القا کند مسبب تمامی مشکلات خداوند سبحان میباشد؛ و گویی میپرسد: «به رغم مشکلاتی که خدا بر ما تحمیل کرده، چگونه دوستش داشته باشیم؟!»
چنین نگاه و رویکردی به خداوند متعال، از یک سو ناشی از “جهل و تکبر” است و از سویی دیگر القائات و وسوسههای شیاطین جنّ و انس میباشد؛ به ویژه دشمنانی که مشکلات و مصائب را تحمیل میکنند و بعد میگویند: «مگر به خدا ایمان ندارید، پس تمامی این مشکلات از ناحیۀ اوست!»
آن که خداوند منّان را مسبب تمامی مشکلات میبیند، در واقع مدعی است: «ما که نقص و ایرادی نداریم، ما همگی سبحان (منزه) میباشیم؛ پس نواقص، کمبودها و مشکلات، از سوی اوست!» در حالی که سبحان اوست و هر چه از اوست، رحمت، مغفرت و خیر است و ما خودمان مسبب مشکلات تحمیل شده بر خودمان و دیگران میباشیم:
«أَوَلَمَّا أَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَيْهَا قُلْتُمْ أَنَّى هَذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» (آل عمران، 165)
– آيا هنگامی كه مصيبتی به شما (در ميدان جنگ احد) رسيد در حالی كه دو برابر آن را «بر دشمن در ميدان جنگ بدر» وارد ساخته بوديد، گفتيد: «اين مصيبت از كجاست»؟! بگو: «از ناحيه خود شماست (كه در ميدان جنگ احد،) با دستور پيامبر مخالفت كرديد)! خداوند بر هر چيزی قادر است.
●- “خداوند بر هر چیزی قادر است”، یعنی: او برای هر چیزی، حدّ و اندازۀ علمی و معینی گذاشته (مقدر نموده) است که بیتوجهی به آنها، سبب خروج از حدود میگردد و مشکلات عدیدهای را ایجاد مینماید.
●- انسان جاهل (نادان و بیخرد) و نیز متکبر، حتی اگر متوجه شود که خطا از خودش بود، میگوید: «من که قصد بدی نداشتم، نیّتم از ارتکاب به این جرم و ظلم، خیر بود؛ پس چرا خدا چنین و چنان نکرد؟!»
«فَكَيْفَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ثُمَّ جَاءُوكَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنَا إِلَّا إِحْسَانًا وَتَوْفِيقًا» (النساء، 62)
– پس چگونه موقعی كه بر اثر اعمالشان گرفتار مصيبتی میشوند، به سراغ تو میآيند و سوگند ياد میكنند كه منظور ما (از رویکرد و کار نادرست) جز نيكی كردن و توافق [ایجاد وفاق] نبوده است؟!
انتخابها
آدمی، پیش از آن که با نتایج مفید یا مضرّ عملکردهایش مواجه شود، با نتایج انتخابهایش مواجه میشود. اگر فرد یا جامعه، در هر انتخابی، نه تنها بهترین را انتخاب نکنند، بلکه انتخابهای نادرستی داشته باشند، حتماً و قطعاً با نتایج نامطلوب آن مواجه خواهند شد و مشکلات عدیدهای دامنگیر آنها میگردد؛ و وقتی مستأصل شدند، باز هم به جای محکوم کردن خود و انتخابهایشان، میگویند: «پس خدا کجاست؟ چرا چنین و چنان نمیکند؟ و چگونه او را با تمامی این مشکلات، دوست داشته باشیم؟!» اما، در عین حال، به رغم این هم غفلت، خطا و گناه، هم خودشان را دوست دارند و هم اهداف و آمالشان را دوست دارند، تا جایی که یاد خدا، دلشان را مشمئز میگرداند و یاد دوستداشتنیهایشان، در آنها شعف و شادی ایجاد میکند؛ چرا که محبّت به محبوبهای دیگر را جایگزین محبّت به خداوند سبحان نمودهاند و شدت محبّت خود را به آنها اختصاص دادهاند!
«وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ» (الزّمر، 45)
– هنگامی كه خداوند به يگانگی ياد میشود، دلهای كسانی كه به آخرت ايمان ندارند مشمئز (متنفر) میگردد، اما هنگامی كه از غیر او (محبوبهای کاذب و جایگزین) ياد میشود، آنان خوشحال میشوند!
این بدان سبب است که اساساً یاد محبوب، سبب سرور، نشاط و امید میشود، خواه محبوب غایی کسی الله جلّ جلاله باشد، یا دنیا و متاعش و خواستههای هوای نفسش!
●●- خودبینی سبب میشود که بپرسند: «چگونه او را دوست داشته باشیم؟» و حال آن که باید بپرسند: «چگونه باشیم و چه کنیم که او ما را دوست داشته باشد؟»
●●- خدایی که رحمان (وجود بخش) است – علیم و حکیم است – خلق نموده و ربوبیّت مینماید – رازق، جواد و کریم است – عفوّ (بخشندۀ گناهان) و غفور (پوشش دهندۀ خطاها و آثارشان) است – سمیع و بصیر است – لطیف و عزیز (نفوذ و شکست ناپذیر) است – ولیّ (سرپرست) بندگان مؤمنش میباشد و آنها را یاری مینماید، بسیار دوست داشتنی است و دوست داشتنش را در فطرت آدمی نهادینه نموده است؛ لذا کافیست که کسی روی برنگرداند، غفلت نورزد، او را آنگونه که خود را معرفی نموده بشناسد، به او و معادش ایمان بیاورد، نعماتی که موهبت نموده را ببیند و شاکر باشد، و البته با او مرتبط باشد، خالصانه بندگی کند، با محبوب مناجات نماید، تا این محبّت سراسر وجودش را بگیرد و در مواضع و عملکردهایش، آشکار گردد و سپس در جلب محبّت، رضایت و خشنودی بیشتر محبوب بکوشد.


















