پرسش:
منظور از “يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ سَاقٍ” به معنی: «روزی که یک ساق نمایان می‌شود و مومنان برای سجده فرا خوانده می‌شوند» چیست؟ آیا خدا ساق پا دارد؟

پاسخ:

همیشه آیه را کامل بخوانیم، و اگر لازم بود، یک یا چند آیه قبل و بعد را نیز بخوانیم تا مقصود روشن شود، نه این که یک یا دو کلمه از وسط یک آیه را مورد توجه و بحث قرار دهیم!

بیشتر شبهات، به خاطر ترجمه‌های نادرست و یا دست کم نارسا و استناد و تکیه بر آن ترجمه‌ها به جای اصل آیه می‌باشد. متن و ترجمه آیه، به شرح زیر می‌باشد:

«يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ سَاقٍ وَيُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ» (القلم، 42)

ترجمه: (به خاطر بیاورید) روزی را که “ساق” پیدا می‌شود (کشف ساق می‌شود) و (همگان) دعوت به سجود می‌شوند، امّا نمی‌توانند. (سجده کنند).

«خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَقَدْ كَانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سَالِمُونَ» (القلم، 43)

ترجمه: ین در حالی است که چشمهایشان (از شدّت شرمساری) به زیر افتاده، و ذلّت و خواری وجودشان را فراگرفته؛ آنها پیش از این دعوت به سجود می‌شدند در حالی که سالم بودند (ولی امروز دیگر توانایی آن را ندارند)!

الف – در هیچ کجای آیه نیامده که فقط یک ساق پا دیده می‌شود و آن هم ساق پای خداوند سبحان است [که اعضا و جوارح ندارد]. بلکه اولاً سخن از “مطلق ساق” است، نه پای کسی؛ ثانیاً سخن از انسان است و نه خداوند متعال. پس اگر معنا ساق، پا فرض شود نیز به انسان برمی گردد، نه به خداوند سبحان.

ب – اگر چه در میان اعضای بدن، پاها مصداقی از “ساق” می‌باشند، اما معنی “ساق”، “پا” نیست، بلکه آن چیزی است که انسان متکی به آن ایستاده است و با آن به سوی مقصد و مقصود حرکت می‌کند. لذا اندیشه‌ها، اعتقادات، باورها، امیدها، دلبستگی‌ها، تکیه‌گاه‌ها … و مسیرها، همه مصداق “ساق” هستند.

ج – بنابراین، آیه می‌فرماید که در آن روز، تمامی این “ساق‌ها”، اعتقادات، ایستگاه‌ها، تکیه‌گاه‌ها، امیدگاه‌ها و …، کشف می‌شود، یعنی از پس پردۀ اذهان و دل‌ها بیرون می‌ریزد و آشکار می‌گردد.

سجده کنید:

پس از خلقت و جان بخشیدن به حضرت آدم علیه السلام، اولین فرمان خداوند متعال به فرشتگان و ملکوتیان این بود که به سمت این قبله سجده کنید. همه سجده کردند، جز ابلیس لعین که استکبار و تمرد ورزید.

«وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ» (البقره، 34)

ترجمه: و (ياد كن) هنگامى را كه به فرشتگان گفتيم: «براى آدم سجده و خضوع كنيد!» همگى سجده كردند؛ جز ابليس كه سر باز زد، و تكبر ورزيد، (و به خاطر نافرمانى و تكبرش) از كافران شد.

●- در محشر نیز وقتی همگان، از اولین تا آخرین جمع شدند، فرمان می‌رسد: «سجده کنید» و بدیهی است که تمامی سجده کنندگان، مشمول رحمت الهی می‌گردند؛ اما چنین نیست که مستکبران و تمرد کنندگان در زندگی دنیوی، بتوانند آنجا به راحتی سجده کنند؛ آنها می‌خواهند سجده کنند، اما (مانند یک انسان فلج) نمی‌توانند! به آنها گفته می‌شود: «این فرمان در دنیا به تو رسید، سالم بودی و می‌توانستی انجام دهی، اما ندادی، پس اکنون که «‌يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ سَاقٍ‌» می‌باشد و در این محشر، نمی‌توانی سجده کنی»!

کشف ساق:

ترجمه تحت اللفظی، لازم و مفید است، به شرطی که کاملاً درست باشد؛ و اگر واژۀ معادل یافت نشد، حتماً در دو سه خط توضیح داده شود.

اما در عین حال، الفاظ چه به عربی، یا فارسی و یا زبان‌های دیگر نیز نباید فقط با مصادیق مادی تأویل شوند. به عنوان مثال: مصداق “پشتیبان”، صرفاً دیوار یا متکایی که در پشت قرار گرفته نیست، بلکه نیرویی است که از پشت سر حمایت می‌کند و حرکت با تکیه بر او تداوم می‌یابد؛ و یا مصداق بک‌گراند «background »، فقط تصویر پشت سر نیست، بلکه به ریشه، سابقه و زمینه نیز اطلاق می‌گردد.

معنی “ساق” نیز به هیچ وجهی “پا”ی مادی به عنوان یکی از اعضا نمی‌باشد، مگر آن که از “پا” نیز معنای عام شود. مثل: چشم بصیر – دست قدرت – پای حرکت – پای مقاومت و … .

ترجمه و تفسیر وهابی‌ها:

ابن تیمیه و وهابی‌ها با تأسی و اقتباس از اندیشه‌های یهود، کلمات را صرفاً ظاهری و مادی ترجمه و تأویل می‌کنند و به عنوان مثال می‌گویند: «هُو السَّمیع – هُو البَصیر و …»، یعنی خداوند سبحان نیز مانند انسان چشم و گوش دارد، منتهی خیلی بزرگتر!

●- پس “ساق”، هر آن چیزی است که انسان بر روی آن ایستاده، بر آن تکیه دارد و با آن حرکت می‌کند، خواه پای مادی به عنوان عضوی از بدن باشد، خواه ساق اعتقادی … . و در قیامت تمامی این “ساق”ها، از پرده بیرون می‌افتد و به کفار، مشرکان، منافقان و اهل تمرد و عصیان به حمایت این و آن و متاع دنیا دل خوش کرده بودند و به آنها امیدوار بودند، گفته می‌شود: «حالا صدایشان کنید تا باز هم بر آنها تکیه کنید و آنها شما را از این وضعیت نجات دهند»:

«فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ أُولَئِكَ يَنَالُهُمْ نَصِيبُهُمْ مِنَ الْكِتَابِ حَتَّى إِذَا جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا يَتَوَفَّوْنَهُمْ قَالُوا أَيْنَ مَا كُنْتُمْ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالُوا ضَلُّوا عَنَّا وَشَهِدُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا كَافِرِينَ» (الأعراف، 37)

ترجمه: چه كسى ستمكارتر است از آنها كه بر خدا دروغ مى بندند، يا آيات او را تكذيب مى‌كنند؟! آنها نصيبشان را از آنچه مقدّر شده (از نعمتها و مواهب اين جهان) مى برند؛ تا زمانى كه فرستادگان ما [فرشتگان قبض ارواح] به سراغشان روند و جانشان را بگيرند؛ از آنها مى‌پرسند: «كجايند معبودهايى كه غير از خدا مى‌خوانديد؟! (چرا به يارى شما نمى‌آيند؟!)» مى‌گويند: «آنها (همه) گم شدند (و از ما دور گشتند!)» و بر ضدّ خود گواهى مى‌دهند كه كافر بودند!

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=61779

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب