پرسش:
منظور قرآن از غروب خورشید در چشمه در داستان ذوالقرنین چیست و این مسئله چگونه با یافتههای علمی سازگاری دارد؟
پاسخ:
برخی منتقدان قرآن ادعا کردهاند که قرآن در داستان ذوالقرنین به مکانهایی اشاره کرده که خورشید در چشمهای گلآلود غروب میکند. به باور آنان، این تصویر نشاندهندهای از یک نگاه ابتدایی و غیرعلمی به پدیدههای نجومی است که در ذهن مردم عصر نزول قرآن وجود داشته و پیامبر اسلام نیز ناخواسته آن را در قرآن بازتاب داده است. برای مثال، وقتی فردی در بیابانهای صاف و وسیع عربستان به غروب خورشید نگاه میکند، بهدلیل وجود سراب و شرایط جوی، چنین مینماید که خورشید در چشمهای تیره فرومیرود. اینان معتقدند که قرآن همین تصور غلط را منعکس کرده است.
در این نوشتار، این ادعا بررسی و نقد خواهد شد.
طلوع و غروب خورشید از دیدگاه علم
از نظر علمی، پدیدههای طلوع و غروب خورشید ناشی از حرکت چرخشی زمین به دور محور خود هستند و خورشید در واقع در جای خود ثابت است. آنچه ما به عنوان طلوع و غروب مشاهده میکنیم، در حقیقت نتیجه تغییر زاویه دید ناظر زمینی است. با چرخش زمین، ناحیهای که در آن قرار داریم به تدریج در معرض نور خورشید قرار میگیرد یا از آن دور میشود. بنابراین، این یک پدیده دیداری و نسبی است، نه واقعیتی مطلق در مورد حرکت خورشید.
روش قرآن در بیان دیدگاههای دیگران
قرآن کتابی است با هدف هدایت بشر و بیان معارف دینی، نه یک کتاب علوم تجربی. با این حال، هرگز مشتمل بر مطالب نادرست یا باطل نیست(۲). در مواردی که قرآن دیدگاهها یا برداشتهای افراد را نقل میکند، اگر آن دیدگاه با واقعیت مطابقت نداشته باشد، با قرائن لفظی یا سیاقی به نادرستی آن اشاره میکند. برای نمونه، در داستان اصحاب کهف، با استفاده از فعل «تَری» (میبینی) بر جنبه ظاهری و غیرواقعی حرکت خورشید تأکید شده است. در داستان ذوالقرنین نیز قرآن از همین روش استفاده کرده است(۳).
آیا این دیدگاه قرآن است یا برداشت ذوالقرنین؟
در آیه ۸۶ سوره کهف آمده است: «حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ…»(۴). ترجمه: «تا هنگامی که به محل غروب خورشید رسید، آن را چنان یافت که در چشمهای گرم و گلآلود غروب میکند».
توجه به ساختار آیه نشان میدهد که قرآن نفرموده: «خورشید در چشمهای تیره غروب میکند»، بلکه گفته است: «ذوالقرنین آن را چنین یافت». این تعبیر نشان میدهد که این توصیف، انعکاس حس و دریافت شخصی ذوالقرنین است، نه بیان یک حقیقت علمی از سوی قرآن. برای روشنتر شدن موضوع، میتوان به این مثال توجه کرد: اگر نویسندهای در داستان خود بنویسد: «او وقتی در قطار نشسته بود، با حرکت قطار کناری احساس کرد قطارش نیز در حال حرکت است»، آیا این به معنای تأیید نویسنده بر حرکت قطار است؟ یا تنها نقل یک تجربه شخصی است؟
علاوه بر این، قرآن در آیات دیگر به حرکت مستمر خورشید در مدار مشخص خود اشاره کرده(۵) که با توقف و غروب کردن در یک چشمه ناسازگار است. همچنین تعابیری مانند «مَشارِقِ الأرضِ وَ مَغارِبِها» (مشرقها و مغربهای زمین) در آیات دیگر نشان میدهد که مشرق و مغرب در نگاه قرآن اموری نسبی و وابسته به مکان ناظر هستند، نه مکانهایی ثابت و مطلق(۶).
برای مطالعه بیشتر:
– نجفی، روحالله، بازخوانی حکایت قرآنی «ذوالقرنین و خورشید»، دو فصلنامه علوم قرآن و حدیث، دوره ۴۲، شماره ۲(۸۵)، ۱۳۸۹، صفحات ۲۰۳–۲۲۸.
– مسترحمی، سید عیسی و جواد گودرزی، «حرکت خورشید در قرآن و پاسخ به شبهات نوپدید آن»، مجله قرآن و علم، ۱۳۹۸، شماره ۲۴، صفحات ۷۷–۹۴.
پینوشتها:
۱. سوره فصلت، آیه ۴۲.
۲. مسترحمی، سید عیسی، نجومشناسی در قرآن، قم، مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات، ۱۳۹۵، صفحه ۱۹۹.
۳. سوره کهف، آیه ۸۶.
۴. به باور برخی از مفسران، حرف جر «فی» در این آیه به معنای «عند» (نزد) است؛ یعنی ذوالقرنین خورشید را در کنار یا در مجاورت آن چشمه غروبکننده یافت، نه در درون آن. (مسترحمی، سید عیسی، نجومشناسی در قرآن، قم، مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات، ۱۳۹۵، صفحه ۲۰۰)
۵. سوره انبیاء، آیه ۳۳.
۶. رضایی، حسین، عرصه سیمرغ (پاسخی قاطع به شبهات کتاب «نقد قرآن سُها»)، قم، پژوهشگاه فرهنگ و معارف قرآن، ۱۳۹۸، صفحات ۱۱۵ و ۱۱۶.