پرسش:
مگر خدا نفرمود: «لا اکراه فی الدین»، پس چرا فرمود: «هر کسی به دین عمل نکند، در آخرت مجازات می‌شود؟!»

پاسخ:

از جمله آیاتی که با ترجمه، برداشت و تفسیر غلط، مورد سوء استفاده قرار گرفته است، همین آیه می‌باشد که هیچگاه آن را کامل نمی‌خوانند! جای تأمل دارد که چرا بی‌دین‌ها، یا بی‌تقیدها، یا متمایلان به جرم و فساد، برای توجیه انحرافات و تخلفات خود، به آیه‌ای از قرآن مجید استناد می‌کنند!

●- این پرسش و پاسخ آن، چندین مرتبه در این پایگاه درج شده است که اگر «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ» را در بخش جستجو در سایت درج نمایید، فهرست موارد مندرج، در اختیارتان قرار می‌گیرد.

الف – معنای “دین”، با “شریعت” متفاوت است؛ “دین”، یعنی: اعتقاداتی که مبتنی بر اصولی می‌باشند؛ و “شریعت”، یعنی “قوانین – احکام – حقوق”.

ب – “اکراه” و “اجبار”، هر دو کلمات عربی می‌باشند، لذا اگر می‌خواست بفرماید که اجباری در دین نیست، می‌فرمود: «لا اجبار فی الدین»؛ اما فرمود: «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ»؛ چرا که “اکراه” یعنی: «بد آمدنی – ناخوشایند».

بنابراین، اگر در این آیه، به معنای “اجبار” نیز اشاره نماییم که صحیح هم هست، یعنی: «در دین، یک اجبار بدآمدنی وجود ندارد»؛ چرا که منطبق با عقل، فطرت و نظام خلقت می‌باشد.

ج – اگر چه به انسان آزادی داده شده که إله، ربّ، دین، ولیّ امر و امامش را خودش انتخاب کند، اما نفرمود که «شما آزادید»، بلکه فرمود: «در دین، اکراهی وجود ندارد»؛ یعنی: «دین خدا، شما را مجبور نمی‌سازد که بپذیرید و رستگار شوید، یا نپذیرید و هلاک گردید»؛ و اگر قرار بود که دین اجباری باشد، در خلقت و تکوین رخ می‌داد و به آدمی عقل و منطق برای شناخت، قلب برای فهم و اختیار برای انتخاب افاضه نمی‌شد!

د – «در دین اکراه و اجباری بدآمدنی وجود ندارد»، به این معنا نیست که هر انتخاب و گزینشی داشته باشید، فرقی ندارد و هیچکدام نتایج معلوم و معینی ندارند! مانند این است که به کسی در بالای بلندی بگویند: «کسی تو را مجبور نمی‌کند که خود را پایین پرت نکنی – ولی بدان که اگر پرت کردی، استخوان‌هایت می‌شکند – ضربه مغزی می‌بینی و به احتمال قوی، کشته خواهی شد».

ھ – خداوند سبحان، پس از موهبت عقل شناختی که به نور علم می‌بیند – قلب (جانی) که فهم می‌کند، ایمان می‌آورد، کفر می‌ورزد، دوست می‌دارد و متنفر می‌گردد، و نیز گشودن دو کتاب خلقت و وحی و امر به مطالعه و تفکر در هر دو – اعطای قوه اختیار در انتخاب – قرار دادن معلمان، مربیان و هادیان و نیز تبیین هر راه و مقصد هر راهی؛ فرمود: حالا انتخاب با خودت است؛ چنان که در ادامۀ آیه که معمولاً آن را نمی‌خوانند، به چرایی عدم اجبار و نیز نتیجۀ انتخاب احسن تصریح نموده است:

«لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ» (البقره، 256)

– در قبول دين، اكراهی نيست. (زيرا) راه درست از راه انحرافی، روشن شده است؛ بنابراين، كسی كه به طاغوت (بت و شيطان، و هر طغيانگری) کفر ورزد و به خدا ايمان آورد، به دستگيره محكمی چنگ زده است، كه گسستنی برای آن نيست. و خداوند، شنوا و داناست.

می‌فرماید: من هم را درست را که به سعادت ابدی می‌رسد به تو نشان دادم، و هم بیراهه‌ای را که به هلاکت می‌رساند نشان دادم و تو را به حرکت در صراط مستقیم مجبور نساختم، بلکه دعوت نمودم؛ حالا انتخاب با خودت:

«إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا» (الأنسان، 3)

– ما او (انسان) را به راه [درست] هدایت نمودیم، خواه شاکر باشد (بپذیرد)، یا کفران ورزد (حق را بپوشاند و نپذیرد).

اجباری نبودن دین

خداوند سبحان، انسان را چون فرشتگان یا حیوانات، مجبور نیافریده است و در آن چه می‌تواند “انتخاب” کند، به او اختیار داده است، اگر چه انتخابش نادرست باشد و او را به هلاکت بکشاند؛ اما راه را نشان داده و حجّت را بر او تمام کرده، تا انتخاب درستی نماید.

از جمله رویکردهایی که در آن اجباری نیست، “اعتقادات و دین” می‌باشد که به باورها و رویکردهای قلب مربوط می‌باشد و خداوند متعال، کسی را بر قلب (روح) آدمی، مسلط ننموده که بتواند او را مجبور به پذیرش نماید. لذا به پیامبرش صلوات الله علیه و آله فرمود: «لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ – تو بر آنها سیطره و سلطه نداری (که بتوانی به ایمان مجبورشان کنی)» (الغاشیه، 22)؛ و دربارۀ ابلیس لعین و سایر شیاطین نیز فرمود که هیچ تسلطی بر مؤمنان و متوکلان به خداوند سبحان ندارند، تسلط آنان فقط بر کسانی است که خودشان سرپرستی (ولایت) آنها را گردن می‌نهند. (النّحل، 99 و 100)

مساوی نبودن نتیجۀ هر نوع انتخاب

“مجبور نبودن”، به این معنا نیست که نتایج انتخاب‌ها همه مساوی هستند و هیچ فرقی ندارد که چه انتخابی داشته باشید! بسیار فرق است بین کسی که از آتش برای گرما استفاده می‌کند، با کسی که خودش را در آن می‌افکند! چنان که فرمود:

«وَمَا يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَلَا الْمُسِيءُ قَلِيلًا مَا تَتَذَكَّرُونَ‌» (غافر، 58)

– هرگز نابينا (به حقایق) و بينا (بصیر)، مساوی نيستند، همچنين كسانی كه ايمان آورده و عمل صالح انجام داده‏‌اند، با بدكاران يكسان نخواهند بود، اما كمتر متذكر می‏شويد.

و نیز فرمود:

«لَا يَسْتَوِي أَصْحَابُ النَّارِ وَأَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفَائِزُونَ» (الحشر، 20)

– هرگز اصحاب دوزخ و اصحاب بهشت يكسان نيستند، اصحاب بهشت رستگار و پيروزند.

بنابراین، آدمی در انتخاب دین (عقاید) آزاد است و کسی نمی‌تواند آدمی را به ایمان یا کفر مجبور سازد. در اسلام عزیز، «اصول دین تحقیقی است و تقلید در آن جایز نیست»، یعنی باید خودت با دلایل عقلی، بشناسی و با رویکرد قلبی، باور نمایی و این یعنی «آزادی در انتخاب دین»؛ اما باید بدانی و توجه داشته باشی که هر انتخاب و رویکردی، نتایج و عواقب خودش را دارد.

شریعت (قانون، احکام و حقوق)

رعایت قوانین، همیشه و همه جا، اجباری بوده و هست. آیا دین، مذهب، مملکت و نظامی را می‌شناسید که در آن رعایت قوانین اجباری نباشد و برای متمرد و متخلف، مجازات وضع نشده باشد؟!

بسیاری از مردم جهان، با قوانینی چون مالیات و نظام وظیفه، مخالفند، اما مجبورند رعایت نمایند و اگر رعایت ننمایند، مجازات می‌شوند – در بسیاری از کشورهای اروپایی، تحصیلات تا دهم، اجباری است و اگر پدر و مادری فرزند خود را به مدرسه نبرند، پلیس به اجبار می‌برد.

تمامی نظامات، نهادهای قانونگذاری، وزارتخانه‌ها و سازمان‌های اجرایی و دستگاه‌های پلیسی، اطلاعاتی و قضایی؛ و هم چنین دادگاه‌ها، برای اجبار در رعایت حقوق و قوانین (شریعت) می‌باشد؛ و البته رعایت حقوق اجتماعی، به مراتب اجباری‌تر از رعایت حقوق شخصی می‌باشد.

در دین خدا نیز رعایت حقوق [احکام]، اجر و حتی جایزه دارد و عدم رعایت آن، مجازات دارد. برخی از مجازات‌ها برای همین دنیا معین شده است، مانند مجازات قاتل، سارق، متجاوز، تهدید کننده و فتنه‌گر – و هم چنین حتی عدم انجام برخی از احکام فردی نیز مجازات دارد، اگر چه به لحاظ حقوقی، پیگرد قانونی نداشته باشد، چنان که اگر کسی به عمد روزۀ ماه مبارک رمضان را نگرفت – یا به نذرش عمل ننمود – یا قسم دروغ یاد کرد، باید کفاره بدهد. اما، در قیامت که روز حساب و کتاب و پاداش و مکافات می‌باشد، تمامی اعمال، حتی به اندازۀ ذرۀ مثقالی به حساب آورده می‌شود و به نتیجه‌اش رسانده می‌شود.

 

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=70395

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب