پرسش:
می‌گویند: «خدا وجود دارد»، ولی نمی‌دانم وقتی ازم می‌پرسند، چطور اثباتش کنم؟

پاسخ:

این که به دنبال استدلال عقلی می‌باشید، نه تنها خوب، بلکه ضروری می‌باشد، اما نه صرفاً برای اثبات به دیگران! همیشه باید خود را کسب علم و فهم حقایق، مقدم بر دیگران بدانیم.

●- آیا فقط «می‌گویند که خدا وجود دارد»، یا زمین و آسمان و هر چه هست، تجلی اوست و گواهی می‌دهند؟!

●- آیا فقط دیگران می‌گویند خدایی هست و خود به این نتیجه، شناخت و ایمان نرسیده‌اید؟! اگر چنین است، دیگران را رها کنید و به خودتان اثبات کنید.

●- آیا فقط می‌خواهید به دیگران اثبات کنید که خدا وجود دارد؟! یا می‌خواهید به عنوان اولین اصل از اصول عقاید که تحقیقی است، خودتان با دلیل و برهان بشناسید؟! پس باید ابتدا به خود اثبات نماییم تا ایمان ما مستحکم‌تر و با ثبات‌تر گردد.

●- خداوند سبحان، معطل این نمانده که بندگانش وجودش را برای یکدیگر به اثبات رسانند؛ بلکه خودش را دو کتاب معظم خلقت و وحی، معرفی نموده، نشان داده و به اثبات رسانده است؛ پس هر کسی که حد توان خود این دو کتاب را مطالعه کند و در نشانه‌هایش [آیاتش] تفکری نماید، او را خواهد شناخت. اما فرموده به یک دیگر تعلیم دهید و یک دیگر را آگاه و هوشیار نمایید.

●- تحقیق نمایید، بحث کنید، استدلال بیاورید، برهان اقامه کنید، اما هیچ موقع، حتی به بهانۀ پاسخگویی، اثبات و …، منفعلِ منکران حقایق نشوید. به هر کسی که مدعی است تردید دارد و یا کلاً انکار می‌کند و به شما می‌گوید: «وجود خدا را اثبات کن»، بگویید: «وجود خدا که در خلقتش به اثبات رسیده است، و عقل و فطرت بر وجودش گواهی می‌دهند، پس تو برای انکارش دلیل عقلی بیاور و اثبات کن که نیست». بگذارید متوجه شود که هیچ دلیل و برهانی برای تکذیب و انکار ندارد!

●- در وجود خدا شکی نیست، چنان که فرمود: «قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ – پيامبرانشان گفتند: مگر در باره خدا، پديد آورنده آسمانها و زمين ترديدى هست / ابراهیم علیه السلام، 10»

حتی کفار نیز شکی ندارند و نمی‌توانند تردید کنند، لذا به آنها “کافر” می‌شود، یعنی کسی که حق را می‌پوشاند؛ اما با لجاج و عناد انکار می‌کنند، خود و دیگران را فریب می‌دهند؛ گاه اسم از خدا نمی‌آورند و می‌گویند: «یک نیروی غیبی و ناشناخته!»

عقل:

“عقل”، نیروی شناختی انسان می‌باشد که البته به نور علم می‌بیند. هیچ نوری سبب دیدن نابینا نمی‌گردد و نیز انسان بینا در تاریکی هیچ نمی‌بیند.

“عقل”، مانند رایانه‌ای که از پیش داده‌هایی به آن می‌دهند و اگر آن داده‌ها نباشند، حتی باز نمی‌شود، چه رسد به این که کارآیی داشته باشد، به این داده‌های پایه، “عقل فطری” می‌گویند؛ پس عقل، هر نوع ادعا، دلیل و برهان را به آن برنامه‌ها و قالب‌های اصلی ارجاع می‌دهد، اگر مطابقت داشت تصدیق می‌کند و اگر نداشت، نمی‌پذیرد. به عنوان مثال: وجود معلول بدون علت و یا تناقض را نمی‌پذیرد.

آن پیرزن عوام، مثال چرخ ریسندگی خود را می‌آورد که تا خودش نچرخاند نمی‌چرخد، و ارسطو و سایر فلاسفه نیز بحث “حرکت و محرک” را به صورت استدلالی بیان می‌کنند. به این می‌گویند: «عقل فطری که در همگان وجود دارد»

استدلال

بنابراین، تمامی آیات قرآن مجید و آموزه‌های حدیثی و دلایل و براهینی که برای اثبات اقامه می‌شود، همه “علم” هستند و حکم همان “نور برای عقل” را دارند. لذا اذعان، اقرار و ایمان به وجود خدا، دلیل عقلی می‌خواهد، چنان که انکار، تکذیب و تکفیرش نیز باید مستدل به براهین عقلی باشد. پس دلایل، برای حصول چنین شناختی می‌باشد، نه الزاماً اثبات به دیگران.

خالقیت و خلقت:

سراسر کتاب خلقت و کتاب وحی [قرآن مجید]، اقامۀ دلیل برای اثبات توحید و معاد می‌باشد، اما اولین و از بهترین دلایل عقلی، همین “خلقت (پیدایش) و نظام حاکم بر آن و نیز ربوبیت و هدایت هدفمند آن” می‌باشد؛ چرا که شاید کسی توحید و معاد را انکار کند، اما وجودش خودش، دیگران، زمین، آسمان و دست کم عالَم ماده (طبیعت) را نمی‌تواند انکار کند؛ پس باید در پیدایش و تدبیر آنها تفکر نماید.

خداوند متعال می‌فرماید: وقتی کتاب خلقت را مطالعه می‌کنی، فقط مثل حیوانات ظاهر را نبین – فقط عنصر شناس نباش – بلکه نتایج عقلی بگیر – چنان که اگر در روز آفتابی و گرم نیز به جنگل نگاه می‌کنی، نتیجه می‌گیری که در این منطقه، باران زیاد می‌بارد – یا اگر ساختمانی ببینی، یقین می‌کند که مهندس، معمار و کارگرانی، با استفاده از مصالح، بر طبق نقشه و به منظور خاصی آن را ساخته‌اند.

*- حال خداوند متعال، “عقل” را مخاطب قرار می‌دهد و در پاسخ استدلالی منکران، پرسش‌های عقلی مطرح می‌نماید:

«أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ – آيا از هيچ خلق شده‏‌اند، يا آنكه خودشان خالق [خود] هستند؟!»

«أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بَلْ لَا يُوقِنُونَ – آيا آسمانها و زمين را [آنان] خلق كرده‏‌اند [نه] بلكه يقين ندارند»

«أَمْ عِنْدَهُمْ خَزَائِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ – آيا خزاين پروردگارت نزد آنهاست ؟! يا بر همه چيز عالم سيطره دارند؟ !»

«أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ يَسْتَمِعُونَ فِيهِ فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُمْ بِسُلْطَانٍ مُبِينٍ – آيا نردبانى دارند (كه به آسمان بالا مى روند) و بوسيلۀ آن اسرار وحى را مى‌شنوند؟! كسى كه از آنها اين ادّعا را دارد دليل روشنى بياورد!»

کفار، از گذشته تا کنون، مباحث گوناگونی برای انکار وجود خداوند سبحان مطرح کرده‌اند؛ گفتند و می‌گویند: «به غیر از ماده، چیزی نیست – به غیر از حس ابزار شناختی نداریم، لذا تا با چشم مادی نبینیم و یا تا چیزی لمس نشود و یا با سایر حواس مادی درک نشود، قابل پذیرش نیست – این ماده نیز خود به خود پدید آمده – بازگشت (معاد) نهایی نیز به ماده است و …!

اما خداوند متعال می‌فرماید: «این سخنانی که پیشینیان شما گفته‌اند و شما نیز تکرار می‌کنید، همه شعار، خرافه و مبتنی بر ظنّ و گمان می‌باشند و ظن و گمان و شعار برای روشن شدن حقایق کافی نیستید، لذا ارزش تبعیت ندارند:

«وَمَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا»

– آنها هرگز به سخنی که می‌گویند دانشى ندارند، تنها از گمان بى‌پايه پيروى مى‌كنند؛ با اينكه «گمان» هرگز انسان را از حقّ بى‌نياز نمى‌كند!

بلکه باید دلایل علمی و عقلی اقامه کنند:

«أَمَّنْ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَمَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ» (النّمل، 64)

– (خالق و رب کیست، خدایان مشرکان) يا كسى كه آفرينش را آغاز كرد، سپس آن را تجديد مى‌كند، و كسى كه شما را از آسمان و زمين روزى مى‌دهد؛ آيا معبودى با خداست‌؟! بگو: «دليلتان را بياوريد اگر راست مى‌گوييد!»

بنابر این، به عقل خودتان، یا در اثبات به دیگران به منظور افزایش علم و تذکر عقلی به کسانی که برای تحقیق از شما دلیل و برهان می‌خواهند، و یا برای پاسخ به منکران لجوج بگویید: «یا خودت چیزی را خلق کن – یا چیزی را که دیگران خلق کرده‌اند نشان بده – و یا نمونه‌ای از چیزی که خود به خود پدید آمده بیاور – و یا دلیلی برای انکار وجود خدا، پدیدۀ بدون پدید آورنده و … اقامه کن – و یا دست کم، با جهل، عناد، لجاج، خرافه، تعصب و تکبر، رد نکن، بلکه تحقیق کن.

«يَا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَإِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَيْئًا لَا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ» (الحج، 73)

– اى مردم! مثلى زده شده است، به آن گوش فرا دهيد: كسانى را كه غير از خدا مى خوانيد، هرگز نمى توانند مگسى بيافرينند، هر چند براى اين كار دست به دست هم دهند! و هر گاه مگس چيزى از آنها بربايد، نمى‌توانند آن را باز پس گيرند! هم اين طلب كنندگان ناتوانند، و هم آن مطلوبان (هم اين عابدان، و هم آن معبودان)!

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=75771

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب