پرسش:
«ناکثین، مارقین و قاسطین»، به چه گروههایی گفته میشد و آیا امروزه مصادیق روشن و نقشی دارند؟
پاسخ:
«ناکثین، مارقین و قاسطین»، سه جریان انحرافی خطرناک بودند که در زمان حیات رسول الله صلوات الله علیه و آله نیز حضور و فعالیت داشتند، اما در زمان حکومت امیرالمؤمنین، امام علی علیه السلام، نقاب از چهره برداشتند و به صورت علنی و رسمی به دشمنی و حتی جنگ با امام برخاستند!
برخی میگویند: «این سه نام را امیرالمؤمنین علیه السلام، خود بر این سه جریان انحرافی گذاشتهاند»، در حالی که پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله، بارها این سه جریان را با این نامها تفکیک و معرفی نموده بودند؛ چنان که به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: «إِنَّكَ تَنَالُهَا بَعْدِي إِذَا قَاتَلْتَ اَلنَّاكِثِينَ وَ اَلْقَاسِطِينَ وَ اَلْمَارِقِينَ – همانا این تو هستی که بعد از من، با ناکثین، قاسطین و مارقین میجنگی» (علل الشرایع، ج 1، ص ۷۲۵) – و امیرالمؤمنین علیه السلام نیز بارها فرمودند که من مأمور به جنگ با این سه گروه هستم: «عَهِدَ إلَيّ النَّبيُّ صلى الله عليه و آله أنْ اُقاتِلَ النّاكِثينَ و القاسِطينَ و المارِقينَ – پيامبر صلى الله عليه و آله به من سفارش كرد كه با ناكثين و قاسطين و مارقين بجنگم» (كنز العمّال، 31649)
ناکثین
معنای واژۀ “ناکِث”، ناقض عهد و پیمان شکن میباشد؛ چنان که در قرآن کریم فرمود:
«إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنْكُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا» (الفتح، 10)
– در حقيقت كسانى كه با تو بيعت مىكنند، جز اين نيست كه با خدا بيعت مىكنند، دست خدا بالاى دستهاى آنان است؛ پس هر كه پيمانشكنى كند تنها به زيان خود پيمان مىشكند و هر كه بر آنچه با خدا عهد بسته وفادار بماند به زودى خدا پاداشى بزرگ به او مىبخشد.
دستور جنگ با این گروه، در هر برهه و دورهای را نیز خداوند سبحان فرموده است:
«وَإِنْ نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ» (التوبة، 12)
– و اگر سوگندهاى خود را پس از پيمان خويش شكستند و شما را در دينتان طعن زدند، پس با پيشوايان كفر بجنگيد چرا كه آنان را هيچ پيمانى نيست؛ باشد كه [از پيمانشكنى] باز ايستند.
صدر اسلام
ناکثین شاخص در صدر اسلام، ابتدا همان کسانی بودند که پیمانشان در غدیر خم با پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله شکستند، سقیفه را تشکیل دادند و خلافت را غصب کردند؛ اما پس از آنها ناکثین شاخص، طلحه و زبیر میباشند که حتی در دوران 25 سالۀ سه خلیفۀ پیشین، در بیعت با امیرالمؤمنین علیه السلام باقی مانده بودند، اما پس از آغاز خلافتِ ایشان، پیمان خود را شکستند و در نهایت، جنگ جمل را به راه انداختند!
عصر ما
نباید گمان نماییم که مسلمانان، فقط ملت ایران میباشند؛ بنابراین، تمامی حکومتها، دولتها، احزاب و مردمی که موازی با ادعای مسلمانی، پیمان خود با خدا، پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله و با قرآن مجید را شکستهاند و ولایت شیاطین جنّ و انس و از جمله نظامات سلطه به رهبری امریکای جنایتکار را گردن نهادهاند، از جمله “ناکثین” میباشند.
داخل کشور
در داخل کشور نیز کفار، بیدینها، بیغیرتها، بهاییها، سلطنت طلبها، منافقین و گروهکهای معاند و تروریست، مصداق “ناکثین” نمیباشند، چرا که آنها از ابتدا در جبهۀ مخالف قرار گرفتهاند؛ بلکه آنان که همراه مردم، در انقلاب اسلامی حاضر شدند – به جمهوری اسلامی ایران، رأی مثبت دادند – مدعی شدند که در خط امام قرار دارند و همچنان به انقلاب و نظام پایبند میباشند، اما راه خود را از انقلاب، نظام، امام، ولایت و مردم جدا کردند و به نام اسلام و انقلاب، ساز مخالفت زده و میزنند، همان “ناکثین” میباشند!
مارقین
واژۀ “مارقین” به معنای «بیرون رفتگان – خارج شدگان – گریزانهای مانند تیر رها شده از کمان» میباشند؛ از همین معنا، معلوم میشود که “مارقین” افراد سست ایمان، بیبصیرت و ظاهر بیینی بودند که ابتدا همراه با موج طوفنده مردمی به دین خدا وارد شدهاند، اما بعد با پیروی از هوای نفس، فریب شیاطین جنّ و انس همچون معاویه لعنة الله علیه را خوردند و خارج شدند!
امام خامنهای:
اینها (مارقین) متمسّك به ظواهر دین هم بودند و اسم دین را هم میآوردند. اینها همان خوارج بودند؛ گروهی كه مبنای كار خود را بر فهمها و دركهای انحرافی – كه چیز خطرناكی است – قرار داده بودند. دین را از علیبنابیطالب كه مفسّر قرآن و عالم به علم كتاب بود یاد نمیگرفتند! اما گروه شدنشان، متشكّل شدنشان و به اصطلاح امروز، گروهك تشكیل دادنشان سیاست لازم داشت. این سیاست از جای دیگری هدایت میشد؛ نكتهی مهم اینجاست كه این گروهكی كه اعضای آن تا كلمهای میگفتی، یك آیهی قرآن برایت میخواندند …؛ شعارشان «لاحكم الا للَّه» بود؛ یعنی ما حكومت شما را قبول نداریم، ما اهل حكومت اللَّه هستیم؛ این آدمهایی كه ظواهر كارشان اینگونه بود، سازماندهی و تشكّل سیاسیشان، با هدایت و رایزنی بزرگان دستگاه قاسطین و بزرگان شام – یعنی عمروعاص و معاویه – انجام میگرفت! اینها با آنها ارتباط داشتند. (18/10/1377)
بسیاری از این گروه، در ابتدای جنگ صفین نیز در سپاه امیرالمؤمنین علیه السلام بودند، اما فریب نیرنگ معاویه و قرآنِ سر نیزه را خوردند، دست از جنگ کشیدند و بالاخره “حکمیت” را تحمیل نمودند که البته حضرت هیچگاه نپذیرفتند.
عصر ما
تمامی حکومتها و دولتهایی که خود را پشت نقاب اسلام و مسلمانی پنهان کردهاند و برای هر خیانت و جنایتی همچون «سعودی، داعش، بوکوحرام، دولتهای عربی که رژیم جعلی اسرائیل را به رسمیت شناختهاند»، آیه و حدیث نیز میخوانند، مصداق “مارقین” و دین گریزان میباشند. همانها که به جای اتحاد با یکدیگر و افزایش قدرت دینی و ملی، تن به حکمیت کفار در سازمان ملل، شورای امنیت و سایر کنوانسیونها میدهند و رأی آنها را بر مردم خود تحمیل میکنند!
داخل کشور
در داخل کشور نیز دینگریزان (مارقین) بسیار بوده و هستند و پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران در این کشور، به ویژه در عرصههای سیاسی و حکومتی، بیشتر نمایان شدند. همانها که همچنان نفس کشیدن بدون امریکا را غیر ممکن میدانند و جز جلب نظر مساعد، موافقت، رضایت و حکمیت آنان، هیچ هدف دیگری ندارند!
قاسطین
واژۀ “قاسطین” از “قسط” به معنای طرفداران قسط و عدل گرفته شده است، در حالی که اصلاً معنای “عدل و عدالت” را نمیدانند و آن چه نامش را “قسط” گذاشتهاند، همیشه ظلم بوده و هست؛ از این رو “قاسطین” را به “ستمگران” معنا کردهاند.
امام خامنهای:
اما از همهی اینها خطرناكتر برای امیر المؤمنین، قاسطین بودند؛ كسانی كه اهل بنای ظالمانهی در حكومت بودند؛ اصلًا مبنای علوی و اسلامی را در حكومت قبول نداشتند؛ خود علی و بیعت مردم با علی را هم قبول نمیكردند و زیر بار او نمیرفتند؛ به رفتار عادلانه و تقسیمِ به قسط و عمل به عدل هم مطلقاً اعتقادی نداشتند؛ چون اگر میخواستند به عدالت میدان بدهند و اسم عدالت را بیاورند، اوّل گریبان خودشان گرفته میشد. برای اینكه با عدالت علوی مبارزه كنند، آمدند به احترامِ به صحابه و اصل شورا متمسّك شدند. این مطلب خیلی مهمّی است. برای اینكه اصل عدالت را بكوبند و ارزش عدالت را كه محور حكومت امیر المؤمنین بود، از یادها ببرند، آمدند ارزش اسلامی دیگری را- كه البته اهمیت آن بهمراتب كمتر از ارزش عدالت است- در مقابل امیر المؤمنین عَلَم كردند. (۱۳۸۲/۰۸/۲۳)
عصر ما
تمامی حکومتهایی که در ممالک اسلامی، پادشاهی و سلطنت را جایگزین حکومت اسلامی کردهاند و به هر انحرافی چراغ سبز نشان میدهند، و ملاکشان رضایت و حکمیت کفار میباشد، همه از جمله “قاسطین” در عصر ما میباشند.
داخل کشور
در داخل کشور نیز آنان که قسط و عدالت را “میانهروی بین حق و باطل” میدانند، در امور جزئی، خود را طرفدار اسلام و حق معرفی میکنند، اما در کلیات و مهمات، در فکر، قلب، گفتار و رفتار (سیاستها) به باطل گرایش دارند؛ همگی از جمله قاسطین میباشند! همانها که نه به اسلام اعتقادی دارند، نه به ولایت ملتزم هستند و نه به رأی و خواست اکثریت مردم در پیروی از ولایت اهمیت میدهند و میکوشند تا اهداف و نظرات انحرافی خود را غالب سازند!











