پرسش:
در آیه 10 از سوره مجادله، “نجوا” یعنی چه‌؟ آیا فقط سخنان در گوشی حرف زدن نجوا به حساب می‌آید، یا القائات درونی و وسوسه‌های شیطان نیز برای ما نوعی نجوا محسوب می‌شود‌؟

پاسخ:

این آیه را باید پس از دو آیۀ پیشین قرائت نمود، چرا که به هم مرتبط می‌باشند. متن و ترجمه سه آیه به شرح زیر می‌باشد:

«أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۖ مَا يَكُونُ مِن نَّجْوَىٰ ثَلَاثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمْ وَلَا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمْ وَلَا أَدْنَىٰ مِن ذَٰلِكَ وَلَا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ مَا كَانُوا ۖ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۚ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ» (المجادلة، 8)

ترجمه: آيا ندانسته‌اى كه خدا آنچه را كه در آسمانها و آنچه را كه در زمين است مى‌داند؟ هيچ گفتگوى محرمانه‌اى ميان سه تن نيست مگر اينكه او چهارمين آنهاست، و نه ميان پنج تن مگر اينكه او ششمين آنهاست، و نه كمتر از اين [عدد] و نه بيشتر، مگر اينكه هر كجا باشند او با آنهاست. آنگاه روز قيامت آنان را به آنچه كرده‌اند آگاه خواهد گردانيد، زيرا خدا به هر چيزى داناست.

«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نُهُوا عَنِ النَّجْوَىٰ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَيَتَنَاجَوْنَ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَإِذَا جَاءُوكَ حَيَّوْكَ بِمَا لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ اللَّهُ وَيَقُولُونَ فِي أَنفُسِهِمْ لَوْلَا يُعَذِّبُنَا اللَّهُ بِمَا نَقُولُ ۚ حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ يَصْلَوْنَهَا ۖ فَبِئْسَ الْمَصِيرُ» (المجادلة، 9)

ترجمه: آيا كسانى را كه از نجوا منع شده بودند، نديدى كه باز بدانچه از آن منع گرديده‌اند، برمى‌گردند و با همديگر به [منظور] گناه و تعدّى و سرپيچى از پيامبر، محرمانه گفتگو مى‌كنند و چون به نزد تو آيند، تو را بدانچه خدا به آن [شيوه‌] سلام نگفته سلام مى‌دهند و در دلهاى خود مى‌گويند: «چرا به آنچه مى‌گوييم خدا ما را عذاب نمى‌كند؟» جهنم براى آنان كافى است؛ در آن درمى‌آيند، و چه بد سرانجامى است.

«إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذينَ آمَنُوا وَ لَيْسَ بِضارِّهِمْ شَيْئاً إِلاَّ بِإِذْنِ اللهِ وَ عَلَى اللهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ» (المجادلة، 10)

ترجمه: نجوا تنها از سوی شیطان است؛ می‌خواهد با آن مؤمنان غمگین شوند؛ ولی نمی‌تواند هیچ گونه ضرری به آنها برساند جز بفرمان خدا؛ پس مؤمنان تنها بر خدا توکّل کنند!

●- به طور کلی “نجوا”، یعنی “در گوشی حرف زدن”؛ و مقصود از آن “پنهانی سخن گفتن” و علنی ننمودن بیان برای همگان می‌باشد.

بدیهی است که مقصود هیچ حرف پنهان نداشتن و افشای تمامی اسرار نمی‌باشد، چنان که آدمی با خدای خودش نیز نجوا دارد، وقتی به زیارت می‌رود با امامش نجوا دارد، وقتی سرّی را با دوستی در میان می‌گذارد و درد دل می‌کند، نجواست … و البته بسیاری از ارتباطات مربوط به مملکت نیز به صورت سرّ و یا رمزگذاری شده برقرار می‌شود و البته در آیات قرآن کریم نیز تصریح شده که اسرار خود را با غیر مؤمنان و غیر خودی‌ها در میان نگذارید.

●- در این آیات متذکر می‌شود که گمان نکنید نجوای شما، از همگان مخفی می‌ماند، چرا که خداوند سبحان، ناظر، بصیر و سمیع شماست. اگر سه نفر با هم نجوای کنید، خدا چهارمی است، یعنی همیشه او را حاضر و ناظر به پنهان و آشکار خود ببینید.

●- بنابراین، مقصود از نجوایی که از آن نهی شده است، نجوای منافقانه می‌باشد. یعنی سخنان پنهانی با یکدیگر، برای ضدیت با اسلام، دشمنی با پیامبر اسلام، خصومت با قرآن، توطئه و فتنه و … علیه مسلمانان (فردی یا اجتماعی) می‌باشد. چنان که فرمود: «لِيَحْزُنَ الَّذينَ آمَنُوا» – یعنی: این دسته از نجواها، برای ناراحت کردن و اذیت کردن و محزون کردن مؤمنان می‌باشد.

●- فرمود: «چنین نجواهایی از شیطان است»؛ و شیطان یک اسم عام می‌باشد، خواه ابلیس لعین باشد، یا شیطان هر کسی، و یا هر کسی از شیاطین جنّ و انس، که انسان را به سوی انحراف از صراط مستقیم الهی، وسوسه می‌کند.

شیاطین جنّ و انس، همه وسوسه‌های پنهانی دارند و چنان که هدف و حقیقت وسوسۀ آنها آشکار باشد که کسی از آنها پیروی نمی‌کند! لذا فرمود: «نجوا از شیطان است».

●- اما، این کار شیطانی و این نجواهای دشمنانه، مؤمنان و متوکلان را اذیت نمی‌کند، چرا که نمی‌تواند آسیبی به آنها برساند. خداوند سمیع و بصیر، ناظر و آگاه است و آنان را افشا و رسوا می‌کند، تا مؤمنان از این فتنه‌ها و توطئه‌ها مطلع باشند و چاره‌اندیشی کنند.

قواعد کلی:

در کار و اثر کار شیطانی، دو اصل و قاعدۀ کلی وجود دارد:

یک- شیاطین جنّ و انس، هیچ سلطه‌ای بر مؤمنان و متوکلان ندارند. وسوسه دارند، اما وسوسه یک دعوت به باطل و یک تحریک است و دلیل نیست که آدمی بپذیرد. اختیار پذیرش یا عدم پذیرش با خود شخص است.

«إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ» (النّحل، 99)

ترجمه: (از شرّ شیطان مطرود، به خدا پناه بر) چرا که او، بر کسانی که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکّل می‌کنند، تسلّطی ندارد.

دو – شیاطین جنّ و انس، چه در موارد شخصی و چه اجتماعی و سیاسی و …، فقط بر کسانی سلطه می‌یابند که خودشان ولایت (دوستی و سرپرستی) آنان را گردن نهند.

«إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُم بِهِ مُشْرِكُونَ» (النّحل، 100)

ترجمه: تسلّط او تنها بر کسانی است که او را به سرپرستی خود برگزیده‌اند، و آنها که نسبت به او [= خدا] شرک می‌ورزند (و فرمان شیطان را به جای فرمان خدا، گردن می‌نهند).

*- وَ عَلَى اللهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ

بر اساس همین دو اصل، در آیات مورد بحث، فرمود که آنان به رغم آن که از چنین نجواهایی نهی شده بودند، باز هم به این روش و کار شیطانی خود ادامه دادند، اما مؤمنان بر خداوند سبحان توکل دارند و بالتبع نجواهای شیطانی آنها، نه آسیب می‌زند و نه مؤمنان را محزون می‌گرداند. لذا تأکید نمود که مؤمنان بر خداوند متعال توکل کنند.

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=61780

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب