پرسش:
وطندوستی در اسلام و در تشیع چه جایگاهی دارد؟
پاسخ:
پاسخ اجمالی:
از آیات و روایات به خوبی روشن میشود که وطن در اسلام ذاتاً دارای ارزش است؛ چه وطن «دارالاسلام» باشد و چه نباشد. البته اگر وطن عنوان دارالاسلام داشته باشد، احترام آن دوچندان میشود. قرآن کریم بیرون راندن انسان از وطن را امری نکوهیده دانسته و این نشاندهنده ارزش ذاتی وطن است. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و ائمه اطهار علیهمالسلام نیز در سخنان خود بر علاقه به وطن تأکید کردهاند. بنابراین، وطندوستی در منطق قرآن، روایات و عقل، امری پسندیده و نشانهای از ایمان معرفی شده است.
پاسخ تفصیلی :
از آیات و روایات استفاده میشود که از دید اسلام وطن ذاتاً دارای ارزش است؛ چه وطن دارالاسلام باشد و چه نباشد. البته اگر عنوان دارالاسلام بر وطن صدق کند، احترام آن دوچندان میشود.
در آیات قرآن مکرراً آمده است که «بیرون راندن از وطن، یک ضد ارزش» است. مفهوم آن این است که وطن ذاتاً یک ارزش محسوب میشود.
خداوند در آیات ۸ و ۹ سوره ممتحنه میفرماید:
«خدا شما را از نیکی کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانی که در امر دین با شما پیکار نکردند و از خانه و دیارتان بیرون نراندند نهی نمیکند… تنها شما را از دوستی کسانی نهی میکند که در امر دین با شما پیکار کردند و شما را از خانههایتان بیرون راندند یا به بیرون راندن شما کمک کردند…»
در این دو آیه مسأله اخراج از خانه و وطن در برابر مقاتله در دین قرار داده شده که نشان میدهد هر کدام ارزشی جداگانه دارد.
در آیه ۲۴۶ سوره بقره نیز این سخن از زبان گروهی از بنیاسرائیل نقل شده است:
«چگونه ممکن است که در راه خدا پیکار نکنیم، در حالی که از خانهها و فرزندانمان رانده شدهایم (شهرهای ما از سوی دشمن اشغال و فرزندانمان اسیر شدهاند).»
این تعبیر نشان میدهد که انگیزه آنها برای جهاد علاوه بر حفظ آیین الهی، نجات وطن بوده است و پیامبر آنان بر این سخن اعتراض نکرد و عملاً بر آن مهر تأیید نهاد.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نیز هنگامی که میخواست از مکه هجرت کند، سخت ناراحت و منقلب بود. درست است که مکه ارزش معنوی و الهی فوقالعادهای داشت، ولی به نظر میرسد که علاقه پیامبر به آن شهر جهات متعددی داشت که از جمله آن، علاقه او به زادگاهش بود.
خداوند با این جمله او را دلداری داد:
«آن کس که قرآن را بر تو فرض کرد، تو را به جایگاهت باز میگرداند.»[۱]
اساساً انسان رابطه مادی و معنوی فراوانی با زادگاه خود دارد و تاریخ زندگیش با آن پیوند ناگسستنی پیدا کرده است. همین پیوند، سبب علاقه او به وطن میشود و همین علاقه انگیزه حفظ و دفاع و عمران و آبادی آن میگردد.
امام علی علیهالسلام فرمود:
«شهرها با حب وطن آباد میشود.»[۲]
در حدیث دیگری فرمود:
«از نشانههای ارزش و شخصیت انسان آن است که نسبت به عمر از دست رفته (که در آن کوتاهی کرده است) اشک بریزد و نسبت به وطنش علاقهمند باشد.»[۳]
حدیث معروف:
«علاقه به وطن از نشانههای ایمان است.»
نیز در منابع مختلفی نقل شده است.[۴]
نتیجه آنکه عشق و علاقه به زادگاه و وطن، هم ریشههایی در قرآن دارد و هم در روایات و هم در منطق عقل.
توجه به این نکته نیز لازم است که اگر وطن مادی و جسمانی توأم با وطن معنوی و روحانی گردد و عنوان دارالاسلام به خود بگیرد، عشق و احترام و علاقه به آن به مراتب افزونتر میگردد.[۵]
پینوشتها:
[۱] قصص، ۸۵
[۲] بحارالانوار، ج۷۵، ص۴۵
[۳] بحارالانوار، ج۷، ص۲۶۴
[۴] سفینه البحار، ماده وطن
[۵] پیام امام امیرالمؤمنین، ج۲، ص۲۲۰



















