پرسش :
پیامبر بودن کوروش تا چه حد سندیت دارد؟
پاسخ :
درباره نفی یا اثبات پیامبر بودن کوروش مطلبی در منابع نخستین وجود ندارد. بلکه برخی محققین کوروش را به عنوان یک احتمال با شخصیت ذوالقرنین – که در قرآن توصیف شده است- یکی دانسته اند. لازم به توجه است که اصل پیامبر بودن ذوالقرنین نیز امری مسلم نمی باشد. با دقت در آنچه بیان شد این مطلب بدیهی است که برای اینکه بدانیم کوروش پیامبر است یا نه، ابتدا باید این احتمال را که کوروش همان ذوالقرنین است مورد دقت و تامل قرار دهیم.
در صورت پذیرش ذوالقرنین بودن کوروش، سوال دوم مطرح می شود که ذوالقرنین پیامبر است یا خیر؟ درباره پیامبر بودن ذوالقرنین اختلاف است. بعضى از مفسران از تعبیر “قلنا” که در آیه 86 کهف آمده است، مىخواهند نبوت او را استفاده کنند:
قُلْنا یا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَ إِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِیهِمْ حُسْناً (به ذو القرنین گفتیم: آیا مىخواهى آنها را مجازات کنى و یا طریقه نیکویى را در میان آنها انتخاب نمایى) ، ولى این احتمال نیز وجود دارد که منظور از تعبیر (قلنا) الهام قلبى باشد که در مورد غیر پیامبران نیز وجود داشته و در قرآن کریم استعمال شده (مثلا در مورد مادر موسی در آیه 7 سوره قصص)، لذا این تعبیر نمی تواند دلیل محکمی بر نبوت ذوالقرنین باشد.
علامه طباطبایی در ذیل این آیه شریفه می فرمایند: در قرآن کریم قول منسوب به خداوند، گاهی در وحى نبوى و در ابلاغ به وسیله وحی استعمال مىشود، مانند: وَ قُلْنا یا آدَمُ اسْکُنْ : گفتیم اى آدم سکونت کن… (بقره/35) وَ إِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هذِهِ الْقَرْیَهَ : و چون گفتیم در این قریه داخل شوید… (بقره/58)
و گاهى درباره الهام (که از نبوت نیست) بکار مىرود، مانند: وَ أَوْحَیْنا إِلى أُمِّ مُوسى أَنْ أَرْضِعِیهِ: و به مادر موسى الهام کردیم که او را شیر بده (قصص/7) با این بیان روشن مىشود که جمله «قُلْنا یا ذَا الْقَرْنَیْنِ» دلالت ندارد بر اینکه ذو القرنین پیغمبرى بوده که به وى وحى مىشده، چون همانطورى که گفتیم قول خدا [یعنی قُلْنا]، اعم از وحى مختص به نبوت است.
از دیگر سو در آیه 86 سوره کهف عبارت قلنا (ما به ذوالقرنین گفتیم) آمده است و خداوند به صورت ضمیر حاضر[نا]ذکر شده است؛ اما در آیه بعدی (87) آمده است: ثُمَّ یُرَدُّ إِلى رَبِّهِ فَیُعَذِّبُهُ، که در اینجا در مورد خداوند ضمیر غایب (رَبِّهِ ) بکار برده شده است. ازاین تفاوت کاربرد ضمیر حاضر و غایب می توان این نتیجه را گرفت که مکالمه خدا با ذو القرنین توسط پیغمبرى که همراه او بوده، صورت گرفته است و در حقیقت سلطنت او، مانند سلطنت طالوت در بنى اسرائیل بوده که با اشاره پیغمبر معاصرش و هدایت او، کار مىکرده [داستان طالوت در آیات 246 تا 251 سوره بقره آمده است.](1)
پی نوشت:
1. طباطبائی، تفسیر المیزان، با ترجمه: موسوی همدانی،محمد باقر، ج 13، تفسیر سوره کهف.

