پرسش:
آیا با توجه به اینکه توانایی و شرایط زندگی انسانها متفاوت است احکام دینی همگی آنها یکسان است؟
پاسخ:
در این خصوص باید به چند نکته توجه شود:
نکته اول:
در این که توقع خدا از بندگان یکسان نیست و بستگی به آن امکاناتی دارد که در اختیار ایشان قرار داده است تردیدی وجود ندارد، همانطور که میفرماید: «رَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِیبْلُوَكُمْ فی ما آتاكُم؛ درجات بعضی از شما را بالاتر از بعضی دیگر قرار داد، تا شما را به وسیله آنچه در اختیارتان قرار داده بیازماید.(۱)
بنابراین قطعا تفاوت انسانها به تفاوت در توقعات خدا، و تفاوت در حسابرسی منتهی خواهد شد، به عنوان نمونه امام باقر(علیهالسلام) میفرمایند: «إِنَّمَا یدَاقُّ اللَّهُ الْعِبَادَ فِی الْحِسَابِ یوْمَ الْقِیامَةِ عَلَی قَدْرِ مَا آتَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ فِی الدُّنْیا؛ به درستی که خداوند در حسابرسی بندگان در قیامت به اندازه عقلی که به آنها داده است دقت به خرج داده و متناسب با آن سخت گیری میکند».(۲) و پیامبر(صلی الله علیه و آله) نیز میفرمایند: «أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ أَحْمَزُهَا؛ برترین اعمال، دشوارترین آنهاست.(۳)
یعنی یک عمل واحد و یکسان اگر به لحاظ سختی برای دو نفر متفاوت باشد و برای یکی سختتر باشد تا برای دیگری، آن کسی که سختی بیشتری برای انجام آن متحمل میشود اجر بیشتری دارد. مثلا کسی که خانهاش از مسجد دورتر است نسبت به کسی که نزدیکتر است، کسی که در منطقه گرم تری روزه میگیرد تا آن کسی که در منطقه خنک روزه میگیرد، کسی که برای حجاب داشتنش مسخره میشود تا کسی که نمیشود، کسی که برای آموختن سختی بیشتری میکشد تا کسی که به راحتی یاد میگیرد و…
تمام اینها در حسابرسی لحاظ خواهد شد و حسابرسی متفاوتی خواهند داشت.
نکته دوم:
اما اینکه با توجه به تفاوت انسانها چرا خداوند حلال و حرام هایش ثابت است و عبادتهای یکسان را بر ایشان واجب نموده است باید توجه داشته باشید که آنچه خداوند به صورت کلی واجب و حرام فرموده حداقلها و کف کار است که همه انسانها از پس آن برمیآیند. یعنی اینکه انسان روزی ۵ بار در برابر قبله بایستد و حمد و سوره و اذکار را بخواند، و اینکه در ماه رمضان از اذان صبح تا اذان مغرب را روزه بگیرد همه مردم میتوانند انجام دهند.
البته این هم باز با توجه به تواناییهای افراد قابل کم و زیاد شدن هست، به عنوان نمونه روزه بر کسی که بیمار است واجب نیست. معنای آیه شریفه که فرمود: «لایكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها» همین است. یعنی هیچ تکلیفی خدا بر کسی نگذاشته است که بتواند بگوید من توان انجام آن را ندارم.
البته همانطور که اشاره شد علی رغم اینکه حلال و حرام خدا برای عموم مردم یکسان است، اما حسابرسی ایشان متفاوت خواهد بود، مثلا کسی که در خانواده مذهبی با پدر و مادر نمازخوان متولد و تربیت شده و نماز نمیخواند با کسی که در یک خانواده غیر مذهبی متولد شده و نماز نمیخواند مجازات یکسانی نخواهند داشت.
نکته دیگر اینکه آنچه که فراتر از این واجبات است به عنوان مستحبات معرفی شده است تا هر انسانی متناسب با توانایی خودش آنها را انجام دهد و خداوند از همه توقع یکسان ندارد. و همچنین در خود کیفیت انجام واجبات هم خداوند از مردم توقع یکسان ندارد. به عنوان مثال نمازی که من میخوانم برای آیت الله بهجت مایه توبیخ خواهد بود!
نکته سوم:
اینکه احکام دین نسبی باشند صحیح نیست، چون نسبی شدن دین به نابودی آن منتهی میشود. چون لازمه آن این است که احکام فردی باشند، و برای هر فردی احکام جداگانهای تعریف شود. این موضوع علاوه بر اینکه نشدنی است که خدا برای تک تک انسانها یک سری احکام جدید ارسال کند، منجر میشود که هیچ انسانی را نشود به کار خوب تشویق یا از کار بد نهی کرد. چون خوب و بد نسبت به ما با خوب و بد به نسبت به او متفاوت خواهد بود.
تک تک انسانها به راحتی میتوانند بگویند نماز بر ما واجب نیست، روزه واجب نیست، حجاب واجب نیست و… و بدین صورت اصل دین کم کم تعطیل خواهد شد.
پی نوشتها:
1. انعام:۱۶۵
2. کلینی، محمد، الكافی،دار الكتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۱۱.
3. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار،دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق، ج۶۷، ص۱۹۱.











