پرسش:
چرا مجبوریم دین اسلام و احکامش را بپذیریم و اگر نپذیریم، در حکومت اسلامی مجازات دارد و در آخرت نیز به آتش جهنم عذاب میشویم؟
پاسخ:
انسان جاهل و متکبر، گمان میکند که آزاد و رهاست و حق دارد هر راهی را برود و هر کاری بکند، اما با هیچ نتیجۀ نامطلوبی مواجه نگردد!
پاسخ به این پرسش که در فضای مجازی بسیار منتشر شده است، مستلزم توجه به جوانب گوناگون میباشد که به چند مورد اشاره میشود:
الف – “دین”، اختصاصی به اسلام یا سایر ادیان الهی ندارد؛ بلکه به مجموعۀ جهانبینی و گرایشات اعتقادی و نیز فرهنگ و احکام منطبق با آن، “دین” گفته میشود.
ب – گرایش به یک “دین”، امری فطری میباشد و در همگان وجود دارد، لذا کسی در این عالَم “بیدین محض” نبوده و نیست و نمیتواند باشد؛ لذا حتی کفار نیز دین داشتند و دارند، چنان که به پیامبرش صلوات الله علیه و آله فرمود که به کفار بگوید: «لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ – دین شما برای خودتان و دین من برای خودم» (الکافرون، 6) – اما انتخاب “دین”، امری اختیاری میباشد.
ج – گرایش به اصول اعتقادی اسلام (دین)، اجباری نیست، و اساساً کسی نمیتواند دیگران را به اعتقادی مجبور سازد. نه پیامبر اکرم و امامان صلوات الله علیهم اجمعین میتوانند کسی را به جبر مؤمن و متقی نمایند، چنان که به ایشان فرمود: «فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَكِّرٌ * لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ – پس تذكر ده (یادآوری کن و پند ده) تو فقط تذكر دهندهای * تو مسلط بر آنها نيستی [كه به ایمان مجبورشان كنی]» – و نه ابلیس لعین و سایر شیاطین جنّ و انس میتوانند کسی را به زور کافر و منحرف سازند (النّحل، 99 و 100).
“اعتقادات”، یک بینش و یک گرایش قلبی میباشد، لذا حتی اگر کسی را با شکنجه مجبور کنند که به پذیرش دینی اذعان کند، به قلب او راه و سلطهای ندارند.
د – خداوند سبحان، به انسان عقلی موهبت نموده که حجّت باطنی اوست و به او قلبی داده که فهم میکند و ایمان میآورد و سپس با ارسال پیامبران و نزول وحی، همگان را آگاه و متذکر نموده است، راه رشد از گمراهی را تبیین نموده و به راه رشد دعوت نموده و به نتایج دنیوی و اخروی آن بشارت داده است؛ و راه گمراهی را نیز روشن نموده و از نتایج آن خبر و انذار داده و از آن برحذر داشته است؛ لذا به آدمی در انتخابهایش “اختیار” داده است.
«لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ» (البقره، 256)
– در دين، اكراه (اجبار بدآمدنی) نيست. (زيرا) راه درست از راه انحرافی، روشن شده است. بنابراين، كسی كه به طاغوت (بت و شيطان، و هر طغيانگری) كافر شود و به خدا ايمان آورد، به دستگيره محكمی چنگ زده است، كه گسستن برای آن نيست. و خداوند، شنوا و داناست.
ھ – در آیات متعددی تصریح شده که پذیرش دین اسلام (اصول عقاید)، اجباری نیست و اساساً انتخاب دین، اختیاری میباشد؛ از جمله:
«إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا» (الإنسان، 3)
– ما او را به راه راست هدایت کردیم، خواه شاکر باشد (بپذیرد)، یا کفران ورزد (حق را بپوشاند و روی برگرداند).
تفاوت دین با شریعت
باید دقت نمود که فرق است میان “دین” که انتخاب آن اجباری نیست، با “شریعت”.
“شریعت” به احکام، یا همان حقوق و قوانین گفته میشود که رعایت آن در تمامی ادیان، مکاتب و جوامع اجباری میباشد؛ چرا که تخلف از آنها، موجب بینظمی و هرج و مرج میگردد و حقوق دیگران را نیز ضایع میگرداند و به فرد و جامعه ضرر میرساند.
*- آیا کسی اجازه دارد که بهانه “اختیار و آزادی”، مالیات ندهد – از انجام نظام وظیفه سرباز زند – هر روز تابع کشوری شود و ملیّت جدیدی برگزیند – قوانین را نادیده بگیرد و هر کاری که دلش خواست بکند؟! خیر، بلکه اگر تخلف کند، محاکمه و مجازات میشود.
در شریعت اسلام نیز قوانینی وجود دارد که رعایت آنها، به ویژه قوانین اجتماعی، لازم و ضروری میباشد و اگر در جامعۀ اسلامی، حکومت اسلامی مستقر شود، تخلف از آنها مجازات دارد.
از اینرو، سابقه ندارد که کسی را به خاطر عقایدش، محاکمه و مجازات کنند، اما اگر به بهانۀ “آزادی عقیده”، سعی در به انحراف کشاندن دیگران نماید – علیه اسلام ضد تبلیغ نماید – فتنهانگیزی کند – در انظار عمومی مرتکب مفاسد شود و آلودگیهای اخلاقی و رفتاری را ترویج نماید – و آب به آسیاب دشمن بریزد، حتماً باید مجازات شود.
عذاب جهنم
“آزادی در عقیده و دین”، به این معنا نیست که عالَم هستی، پوچ و بیهدف و به بازی آفریده شده است، و پیامبران همینطوری فرستاده شدهاند و وحی نیز بیجهت نازل شده است، لذا هیچ فرقی ندارد که چه کسی کدام دین و آیین را برگزیند و چه بکند! بلکه خداوند سبحان، عالَم هستی و از جمله انسان را علیمانه، حکیمانه و هدفدار خلق نموده است و بیتردید برای هر راهی، مقصدی معین نموده که رونده به آن میرسد و برای هر کاری آثار و نتایجی قرار داده که به عمل کننده بازمی گردد؛ لذا فرمود «هرگز دانا و نادان، نابینا و بصیر، مؤمن و کافر، مساوی هم نیستند»:
«قُلْ لَا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ فَاتَّقُوا اللَّهَ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (المائدة، 100)
– بگو پليد و پاك يكسان نيستند هر چند كثرت پليد[ها] تو را به شگفت آورد؛ پس اى خردمندان از خدا پروا كنيد، باشد كه رستگار شويد.
“بهشت خدا”، اجر ایمان و عمل صالح است، و البته به اضافۀ نعماتی که حق تعالی از فضل خود مرحمت مینماید، اما “عذاب الهی”، از بیرون نیست؛ بلکه در درون گناه نهفته است و در دنیا و آخرت، بر گناهکاران مترتب میگردد، لذا فرمود:
«يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ» (العنکبوت، 54)
– آنها با عجله از تو تقاضای عذاب میكنند، در حالی كه جهنم به كافران احاطه دارد!
حقیقت کفر، شرک، نفاق، ظلم و گناهان، “آتشی” است که روح و جسم را میسوزاند، لذا فرمود: «آنان که آیات مرا به بهای اندکی میفروشند، یا آنان که مال یتیم را به ناحق میخورند، آتش به شکمهای خود میریزند»؛ عذاب دنیوی آنان، همین انحرافات و آثار سوء آن بر زندگی فردی و اجتماعی میباشد؛ ولی در آخرت، با حقیقت رویکردها و اعمال خود مواجه میشوند و در آتشی که خود برافروختهاند و به جان خویش انداختهاند، میسوزند.
*- آیا در نظام علیمانه، حکیمانه و بسیار دقیق خلقت و هدایت، جز این انتظار میرود که هر کسی به مقصد راهی که خود انتخاب کرده و پیموده برسد و نتیجۀ اعمالی که به اختیار انجام داده را ببیند و بچشد؟!

















