پرسش:
چرا وقتی اسم امام حسین علیهالسلام میآید زود گریه میکنند و میکنیم، ولی وقتی اسم «اللّه» میآید، صحبتِ فراق و دوری از اللّه و عشقِ به او میشود، سوز وگدازی در ما ایجاد نمیکند؟! با اینکه ائمه (علیهمالسلام) برای خدا بسیار گریه میکردند.
پاسخ:
*- اگر سوزی در عدهای ایجاد نمیشود، دلیل نیست که در دیگران نیز ایجاد نشده باشد یا ایجاد نشود؛ نباید حال خود را به دیگران تعمیم دهند!
*- شاید کسی نام مادر، پدر، همسر و فرزند متوفایش یا دوردستش که به میان آید، گریه کند، اما با شنیدن نام رسول الله یا امیرالمؤمنین علیهما السلام، گریه نکند – شاید فرد دور از وطنی، با شنیدن نام ایران، گریه کند، اما برای دوری یا دیدار نزدیکانش، اشکی نریزد – قهرمان ورزشی، وقتی رتبه میآورد و پرچم جمهوری اسلامی ایران را بلند میکند، اشک میریزد، اما میلیونها هموطنش با دیدن این صحنه، از خوشحالی میخندند و …؛ بنابراین، نباید این حالات را با هم قیاس نمود.
الف – چنین نیست که همگان تا نام سیدالشهداء علیه السلام به میان آید، زود گریه کنند! و چنین نیست که همگان با یاد خداوند سبحان، اشکی نریزند!
ب – هر ذکری از سید الشهداء علیه السلام، گریهآور نیست؛ چنان که در سرتاسر زیارت عاشورا، یک جمله ذکر مصیبت نیامده است و تماماً اعلام مواضع زیارت کننده به ایشان میباشد. آیا اعلام «إِنِّي أَتَقَرَّبُ – من نزدیکی میجویم» یا «بَرِئْتُ إِلَى اللّٰهِ وَ إِلَيْكُمْ مِنْهُمْ – من از آنان به سوی خدا و شما دوری میگزینم» یا «إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ، وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ – من در مسالمت هستم با هر که با شما در مسالمت باشد و در جنگم با هر که با شما در جنگ باشد»، گریه دارد؟!
پ – گریه برای اهل بیت علیهم السلام، بیشتر در ذکر مصیبتهای وارده به ایشان و به خودمان میباشد و به خداوند سبحان، مصیبی وارد نشده و نمیشود.
ت – حالت گریه، از شوق دیدار و درد فراق نیز ایجاد میشود و بسیاری از مؤمنان، چنین اشک و گریهای در محضر حق تعالی دارند؛ چنان که نه تنها اهل عصمت علیهم السلام، بلکه مجاهدان راه خدا و شهادت طلبان، از شوق دیدار و درد فراق، اشک میریزند؛ یا برخی در نماز و برخی دیگر هنگام دعا و مناجات با ربّ العالمین، گریه میکنند.
خداوند متعال فرمود: از نسل آدم و بازماندگان در کشتی نوح علیهما السلام، عدهای را هدایت نمودیم و برگزیدیم که «إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُ الرَّحْمَنِ خَرُّوا سُجَّدًا وَبُكِيًّا – كه وقتی آيات خداوند رحمان بر آنان خوانده میشد، به خاك میافتادند و سجده میكردند، در حالی كه گريان بودند.» (مریم علیها السلام، 58)
چند نکتۀ مهم:
1- لقاء الله، همیشه میسر است، منتهی مستلزم توجه میباشد. هر چند که اوج لقاء الله و استمرار آن، در قیامت و بهشت حاصل میگردد و تماماً بهجتآور و سرورافزاست؛ در بهشت خدا، کسی گریه نمیکند؛ چرا که حزن و اندوهی ندارد.
در دنیا، همه چیز در پس پرده (حجاب) میباشد، خواه حجابهای نورانی و خواه حجابهای ظلمانی. اما در بهشت، این حجابها برداشته میشوند.
به عنوان مثال: به غیر از نادانیها و غفلتها و به غیر از هواهای نفسانی و وساوس شیطانی و نیز مشغلههای زندگی، تن و بدن مادی، خودش حجاب است و تا انسان نمیرد و از دنیا نرود، این حجاب هست. لذا اگر کسی خیلی خدادوست باشد، طالب پایان این سفر و دوری و رسیدن به وصال میگردد و چه بسا از چنین فراقی گریه نیز بنماید.
هنگامی که یهودیان انحصار طلب، مدعی شدند که فقط ما خدا را دوست داریم و خدا نیز فقط ما را دوست دارد، خداوند سبحان فرمود:
«قُلْ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ» (الجمعة، 6)
– بگو ای يهوديان! اگر گمان میكنيد كه شما دوستان خدا غير از مردم هستيد آرزوی مرگ كنيد اگر راست میگوئيد! (تا به لقای محبوبتان برسيد).
3- مؤمنان واقعی، درد فراق از خداوند رحمان و رحیم را ندارند؛ چرا که دوری از حق تعالی محال است؛ مگر میشود مخلوق از خالق و مربوب از ربّ خودش دور باشد؟! چنان که فرمود:
«وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ – و او با شماست هر جا كه باشيد» (الحدید، 4) و نیز فرمود:
«وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ» (البقره، 186)
– و هنگامی كه بندگان من از تو درباره من بپرسند، پس من نزديكم! دعای دعا كننده را به هنگامی كه مرا میخواند پاسخ میگويم، پس آنها بايد دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان بياورند تا راه يابند (و به مقصد برسند).
اما ممکن است عدهای از نظر لطف، رحمت و مغفرت او دور شوند و مؤمنان از خوف و اندوه چنین فراقتی میگریند.
4- مؤمنان واقعی، درد ندیدن خداوند سبحان را نیز ندارند، چرا که او خودش را با نشانههایش، در وجود خودشان و در افقهای عقل، علم، قلب، فهم، بصیرت و تمام خلقت نشان میدهد و آنها او را همه جا میبینند:
«سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ» (فصلت، 53)
– به زودی نشانههای خود را در افقها و در درون جانشان به آنها نشان میدهيم تا آشكار گردد كه او حق است، آيا كافی نيست كه او بر همه چيز شاهد و گواه است.
5- مؤمنان واقعی، گاه در برابر عظمت الهی، دچار خشّیت میشوند و چه بسا از شدت این خشیّت گریه کنند – گاه از نظر به وجه الله به بهجت میافتند و چه بسا از شدت این حالِ سرور گریه کنند.
6- مؤمنان واقعی، گاه از خوف دوری از رحمت ومغفرت واسعۀ الهی، و جدایی از اولیای الهی، قرار گرفتن در جمع مخالفان و مجرمان، به حال خود گریه میکنند (دعای کمیل)، و گاه از وحشت مرگ، قبر، برزخ و قیامتِ خود گریه میکنند؛ چنان که حضرت امام سجاد علیه السلام، در دعای ابوحمزه ثمالی، گریه کنان به خداوند سبحان عرض میکنند:
«فَما لِى لَاأَبْكِى؟! أَبْكِى لِخُرُوجِ نَفْسِى، أَبْكِى لِظُلْمَةِ قَبْرِى، أَبْكِى لِضِيقِ لَحْدِى، أَبْكِى لِسُؤالِ مُنْكَرٍ وَنَكِيرٍ إِيَّاىَ؛ أَبْكِى لِخُرُوجِى مِنْ قَبْرِى عُرْياناً ذَلِيلاً حامِلاً ثِقْلِى عَلَىٰ ظَهْرِى أَنْظُرُ مَرَّةً عَنْ يَمِينِى وَأُخْرىٰ عَنْ شِمالِى إِذِ الْخَلائِقُ فِى شَأْنٍ غَيْرِ شَأْنِى …»
– پس مرا چه شده که گریه نکنم، گریه میکنم برای بیرون رفتن جان از بدنم، گریه میکنم برای تاریکی قبرم، گریه میکنم برای تنگی لحدم، گریه میکنم برای پرسش دو فرشته قبر منکر و نکیر از من؛ گریه میکنم برای درآمدنم از قبر عریان و خوار، درحالیکه بار سنگینی را بر دوش میکشم، یک بار از طرف راست و بار دیگر از جانب چپم نگاه میکنم، به خاطر اینکه مردمان در کاری جز کار مناند!»
●- و خلاصه آن که حال نشاط و خوشحالی و خنده، یا حال غم و اندوه و گریۀ انسان برای انسان را، -چه گریۀ فرد برای خودش باشد یا دیگران، یا حتی اهل عصمت علیهم السلام-، نمیشود و نباید با حال سرور یا گریۀ از خوشحالی یا نگرانی، از خوف یا رجا، از شوق یا خشوع در برابر عظمت الهی، مقایسه نمود.


















