پرسش:
من در عدالت خدا شک دارم! به خاطر این همه ظلم و جنایت که در غزه رخ داد و این همه فسادی که در کشور هست؟!

پاسخ:

الف – این “من” کیست و از چه جایگاه علمی، مقامی، قضایی و حاکمیتی برخوردار است که به خود اجازه می‌دهد دربارۀ خداوند سبحان و ربّ العالمین چنین ظالمانه قضاوت کند؛ آیا این همان “منی” نیست که شیطان است؟!

ب – دقت نمایید که ادعای «من در عدالت خدا شک دارم» یعنی چه؟! بدیهی است که مقصود انکار وجود او نیست، چرا که دربارۀ عدالتش قضاوت می‌کنید؛ و شک در عدالت او دارید، یعنی العیاذ بالله، او را “ظالم” می‌دانید، چرا که نقطۀ مقابل عدل، ظلم است!

ج – آیا با چنین قضاوت به ناحقی در بارۀ عدل إلهی، به چگونگی خداشناسی و خداپرستی و قضاوت خودتان شک نکرده‌اید و به جایش در عدل او تردید نموده‌اید؟!

د – آیا منتظرید که خداوند متعال و خداباوران، برای شما دلایل بیاورند و التماس کنند که «تو را به خدا، به عدل إلهی شک ننمایید؟!» و یا آن که تردید در الوهیت، رحمت، ربوبیّت، مغفرت و عدل او، خودتان را انحراف و هلاکت می‌کشاند؟!

●- مراقب باشید که این “اخلاق – مواضع نظری و عملیِ” افراد جاهل (نادان و بی‌خرد) و نیز متکبر می‌باشد که همیشه به جای خداوند سبحان، خود را از هر عیب و نقص و خطا منزه می‌دانند و دیگران و حتی خداوند سبحان را مقصر و مسبب انحرافات خود قلمداد می‌کنند! چنان که ابلیس لعین، پس از تمرد از فرمان إلهی به خاطر تکبرش و نیز مقبول واقع نشدن توجیهاتش، خدا را مقصر برشمرد و گفت: «خدایا! تو مرا فریب دادی!»:

«قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ» (الأعراف، 16)

– گفت: اكنون كه تو مرا گمراه ساختی، من بر سر راه مستقيم تو برای آنها كمين می‏كنم.

ابلیس لعین، هرگز «لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ – إلهی جز تو نیست، تو منزهی، همانا من از ظالمین بودم» (الأنبیاء، 87)، نگفت و نمی‌گوید!

●- این نگاه و رویکرد ظالمانه نسبت به خداوند سبحان، و این افترای بزرگ به او، به کفر و سپس دشمنی با او می‌انجامد و افترا زننده را ظالم‌ترین می‌نماید:

«وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُ أَلَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوًى لِلْكَافِرِينَ» (العنکبوت، 68)

– چه كسی ستمكارتر از آن افترا زننده‌ای است كه بر خدا دروغ می‏بندد، يا حق را پس از آنكه به سراغش آمد تكذيب می‏كند؟! آيا جايگاه كافران در دوزخ نيست‌؟

●- دقت شود که مستکبران، منحرفان، ظالمان و مفسدان، آنگاه که نوبت به قضاوت دربارۀ خودشان و جنایاتشان می‌رسد، می‌گویند: «هیچ کسی حق قضاوت ندارد!»؛ اما خودشان دربارۀ خداوند سبحان و عدل او قضاوت می‌کنند و حتی حکم صادر می‌کنند، و البته بسیار بد و ظالمانه قضاوت می‌کنند؛ و در نتیجه، در دنیا و آخرت، به سزای این بدبینی، قضاوت نادرست، افترای به حق تعالی، متهم نمودن او به ظلم می‌رسند.

غزه، لبنان، یمن، کرانۀ باخیر، فساد در کشور و عدل خداوند سبحان

کفر، شرک، نفاق، ظلم، جنایت و فساد، همیشه بوده و خواهد بود؛ حتی پس از قیام حضرت امام مهدی علیه السلام و سقوط نظامات سلطۀ مستکبران و پُر شدن عالَم از عدل، باز هم عده‌ای “فاسق” می‌شوند؛ چرا که اولاً این دنیا بهشت نیست که در آن هیچ انحراف، کاستی، ظلم، حزن و اندوهی نباشد – ثانیاً خداوند متعال، جبر محض را بر این عالم حاکم ننموده و به انسان‌ها، عقل، شعور، منطق، قلب، وجدان، وحی و البته اختیار در انتخاب‌ها داده است و امتحان یعنی: چگونه استفاده از این نعمات.

بنابر این، وقتی انسان‌های جاهل، متکبر و ظالم، به خودشان و دیگران ظلم می‌کنند، باید انسانیت و وجدان آنها را زیر سؤال برد، نه عدل خدا را!

اگر کسانی که با دیدن این جنایات، به عدل خدا شک می‌کنند، در زمان فرعون‌ها، چنگیزها، جنگ‌های جهانی اول و دوم، یا صدر اسلام بودند و کشتار و شکنجۀ مسلمانان، تحریم و شعب ابیطالب، کربلا و ترور امامان علیهم السلام را می‌دیدند، چگونه حکم می‌کردند؟!

آیا انتظار داشتند هنگامی که در گودال قتلگاه، سر سید الشهداء، امام حسین علیه السلام را از بدن جدا می‌کنند – یا هنگامی که امریکا بمب اتمی بر هیروشیما و ناکازاکی می‌اندازد – یا هنگامی که امریکا، انگلیس، متحدان اروپایی و اسرائیل غاصب، مسلمانان و به ویژه زنان و کودکان را از بوسنی در قلب اروپا گرفته تا میانمار در شرق آسیا، قتل عام می‌کنند، ناگهان خداوند متعال، به جبر مانع آنها گردد؟!

●- این نیز از ترفندها و وسوسه‌های ابلیس لعین و سایر شیاطین جنّ و انس می‌باشد که در این اوضاع اسف‌بار، القا می‌کنند تا برخی از مردمان، به جای امریکا (شیطان بزرگ)، انگلیس، فرانسه، آلمان، نوکران عربی و اسرائیل جعلی و کودک‌کُش، خدا را متهم کنند و در عدل او تردید نمایند!

به راستی چرا علّت ظلم‌ها و مفاسد در کشور را از یک سو تهاجم سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و تبلیغاتی غرب، و از سویی دیگر سوء مدیریت‌های عمدی و سهوی داخلی و خیانت‌ها، و از سوی دیگر انتخاب‌های غیر اصلح توسط اکثریت مردم ندانیم و در عدل خدا تردید نماییم؟! بالاخره هر فرد یا جماعت و ملّتی، به نتایج انتخاب‌های خود می‌رسد؛ نمی‌شود مردمان معاویه لعنة الله علیه را انتخاب کنند و انتظار عدل علی علیه السلام را داشته باشند!

خداوند سبحان، عقب نکشیده است!

آن چه بیان شد، بدین معنا نیست که گمان شود خداوند سبحان عقب کشیده و فقط نظاره‌گر می‌باشد و یا مانند یهود گفته شود: «يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ – دست خدا بسته است» (المائدة، 64)؛ بلکه خداوند سبحان، با عِلم، حکمت و قدرت ربوبیّت دارد و عزیز (غیر قابل نفوذ و شکست) می‌باشد و به وعده‌های خود، از جمله یاری مؤمنان و مجاهدان، عمل می‌نماید.

بیداری هزینه دارد

مردمان عاقل، مؤمن و بصیر، با عِلم، حکمت، وعظ و تذکر، بیدار می‌شوند، اما بیداری همگان چنین نیست و هزینه‌هایی دارد که گاهی بسیار گران هم تمام می‌شود؛ چنان که اهل بیت علیهم السلام باید به شهادت می‌رسیدند تا اسلام باقی بماند و مردمان بیدار و هدایت شوند.

اکنون نیز مسأله فقط غزه (فلسطین)، یا لبنان، سوریه، یمن، سودان و کرانۀ باختری نیست، بلکه در مرتبۀ نخست، بیداری مسلمانانی است که قرن‌ها به خواب سنگین استعمار فرو رفته بودند، و سپس بیداری اذهان عمومی جهانیان.

حدود نیم قرن پیش، امام خمینی رحمة الله علیه، “اسرائیل” را غدۀ سرطانی نامید؛ و مردم ما شعار “مرگ بر اسرائیل” سر دادند و بابت استقامت بر این موضع، هزینه‌های بسیار گران انسانی و مالی پرداخته‌اند و این وضعیت همچنان ادامه دارد.

اما امروزه، ویران کردن غزه و قتل عام بیش از هفتاد هزار نفر از مردم بی‌گناه که بیش از 20 هزار نفر از آنها کودکان می‌باشند، سبب شده تا نه تنها مسلمانان بیدار شوند، بلکه حتی مردمانی در امریکا و کشورهای اروپایی و شرق و غرب آسیا و آفریقا بیدار شوند و فریاد دفاع از فلسطین و محکومیت امریکا، انگلیس و اسرائیل سر دهند و در استقامت بر این مواضع، بازداشت شوند، به حبس محکوم شوند، اخراج شوند، مدارک تحصیلی آنان ابطال شود و حتی شهروندی و ملیّت آنان ابطال گردد!

امروزه، تخریب غزه و به شهادت رساندن مردم مظلوم غزه، سبب شده تا ۱۵۱ کشور از ۱۹۳ عضو سازمان ملل، کشور فلسطین را به رسمیت بشناسند که از جمله کشورهای فرانسه، بلژیک، لوکزامبورگ، مالت، آندورا و موناکو می‌باشند که روز دوشنبه ۲۲ سپتامبر (۳۱ شهریور) در سازمان ملل این اقدام را رسماً اعلام کردند؛ و البته یک روز پیش از آن نیز بریتانیا و کانادا به عنوان نخستین کشورهای گروه (جی۷) به این فهرست پیوستند و استرالیا و پرتغال نیز از آنها پیروی کردند.

روسیه، همراه با تمام کشورهای عربی، و تقریباً تمام کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین و بیشتر کشورهای آسیایی از جمله هند و چین نیز پیش‌تر کشور فلسطین را به رسمیت شناخته بودند. این نتیجه مبارزه و مقاومت می‌باشد.

اگر چه مواضع کشورهای اروپایی، از روی ناچاری و برای فریب و آرام کردن اذهان عمومی می‌باشد، اما در هر حال این یک پیروزی بزرگ برای ملّت فلسطین می‌باشد؛ و این خود از مظاهر ظهور عدل خدا می‌باشد.

جمهوری اسلامی ایران

●- جمهوری اسلامی ایران، به رغم نابسامانی‌های نشأت گرفته از سیر انقلاب و تغییر حکومت، دشمنی‌های علنی امریکا و متحدان، تحمیل جنگ‌های داخلی و جنگ 8 ساله، ترور شخصیت‌های دینی، علمی و فکور و نیز مردم عادی، شدیدترین تحریم‌های اقتصادی و هم چنین سوء مدیریت‌های عمدی و سهوی و فتنه‌ها و خیانت‌های نفوذی‌ها و کج‌اندیشان وابسته به غرب، اکنون با اقتدار از تمامیت ارضی و استقلال سیاسی خودش دفاع نموده و امروزه در این جایگاه قدرت قرار دارد و با صلابت به راه خود ادامه می‌دهد، اگر چه افت و خیز دارد.

«وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ» (الحج، 40)

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=77110

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب