پرسش:
چگونه می‌توان ثابت کرد که زندگی پس از مرگ و بهشت و جهنم وجود دارد؟

پاسخ:

دربارۀ معاد و دلایل عقلی و اثباتی آن، مطالب بسیاری در این پایگاه درج گردیده است و پیشنهاد می‌شود که مبحث “معاد” در بخش اصول عقاید را از ابتدا مطالعه نمایید.

واژۀ “معاد” از ریشۀ “عود”، به معنای “بازگشت” می‌باشد و معنای “بازگشت” نیز رفتن و رسیدن به یک مقصد دیگر نمی‌باشد، بلکه “بازگشت” به همان مبدأ می‌باشد؛ به تعبیر دیگری: «بازگشت آخر به اول است.»

به عنوان مثال: اگر از تهران به قصد اصفهان یا هر شهر دیگری حرکت کنید، به آن “بازگشت” نمی‌گویند، بلکه سفر به سوی یک مقصد است؛ اما اگر به سوی تهران یا وطن بازگردید، در عین حال که سفر است، مصداق “بازگشت” می‌باشد.

بنابراین “معاد” یعنی: «بازگشت به مبدأیی که حرکت از آنجا شروع شد، از آنجا آمده‌ایم و به آنجا برمی گردیم». لذا چگونگی شناخت و اعتقاد به “معاد”، متناسب با چگونکی شناخت و اعتقاد به مبدأ می‌باشد؛ و البته مقصود این نیست که هر کسی هرگونه شناخت و باور نمود، حقیقت آنگونه است؛ چرا که بسیاری از شناخت‌ها و باورها، نادرست می‌باشند؛ بلکه یعنی: «شناخت هر کسی از معاد، مبتنی بر شناخت او از مبدأ آفرینش می‌باشد.

“معاد – بازگشت” در معنای عام آن، امری نیست که کسی انکار کند یا بتواند انکار نماید، چرا که همگان رفتن، مرگ و انتقال به عالَم دیگر را می‌بینند؛ اما کسانی که ماده‌گرا، طبیعت‌گرا و کافر به توحید می‌باشند، طبیعت را مبدأ پیدایش خود می‌دانند، لذا مدعی می‌شوند که «از خاک آمده‌ایم و به خاک برمی گردیم!»؛ اما کسانی که با دلایل عقلی، رویکرد فطری و بصیرت لازم، فهمیده‌اند که هیچ چیزی خود به خود پدید نیامده و عالَم خلقت، خالق و ربّ دارد، و این خالق علیم و حکیم است و کار بیهوده و عبث انجام نمی‌دهد، می‌گویند: «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَيهِ رَاجِعُونَ»؛ می‌گویند: «ما و عالَم هستی، خالق داریم و چون همه از سوی او آمده‌ایم، به سوی او بازمی گردیم».

در نتیجه، تا کسی نسبت به “توحید”، شناخت، اعتقاد، باور و ایمانی نداشته باشد، نمی‌تواند “معاد” معنای بازگشت به سوی او را بشناسد و باور نماید.

بهشت و جهنم

اثبات “وجود”، کار عقل است؛ توحید و معاد و اصول عقاید، همه با عقلی که به نور علم می‌بیند و می‌شناسد، اثبات می‌شوند؛ اما اطلاع از اوضاع و احوال، مستلزم “خبر” می‌باشد.

به عنوان مثال: اثبات این که جهان طبیعت وجود دارد – خود به خود پدید نیامده است – هر چه هست حرکت دارد – و هر حرکتی، محرک دارد و به سوی مقصدی روان است، کار عقل است؛ اما این که در این طبیعت، چند کهکشان وجود دارد، هر کدام چند سیاره دارند، سیارۀ زمین چگونه است و چه تفاوت و ویژگی‌هایی دارد که برای حیات جانداران مناسب است؟ مستلزم “خبر” می‌باشد؛ یعنی دانشمندان تحقیق می‌کنند، کشف می‌کنند، علم می‌یابند و به دیگران خبر می‌دهند که اینجا بیابان است، آنجا جنگل است، این منطقه شهر بزرگی است، آن منطقه خالی از سکنه می‌باشد.

●- شناخت این حقیقت که بازگشت به سوی خالق علیم و حکیم می‌باشد: «إِلَيهِ رَاجِعُونَ – وَإِلَيۡهِ ٱلۡمَصِيرُ» و یقیناً هر کسی به نتایج مواضعی که اتخاذ نموده، راهی که رفته و کارهایی که انجام داده می‌رسد، حُکم قطعی عقل می‌باشد و با دلایل عقلی قابل اثبات است، اما اطلاع از این که مرگ چگونه رخ می‌دهد – برانگیخته شدن و محشر چگونه است – حسابرسی چگونه صورت می‌پذیرد و بالاخره پاداش یا کیفر چگونه خواهد بود؟ همه مستلزم “خبر” می‌باشد و البته خبر موثق و خبر رسان آگاه و صادق.

از این‌رو، خداوند متعال “انبیاء” را فرستاد، نبی به کسی می‌گویند که خبر را اخذ می‌کند و به دیگران خبر می‌دهد، یا به تعبیری “وحی را دریافت و ابلاغ می‌نماید.»

●- بنابراین، شناخت اثباتی توحید، نبوت و معاد، با عقل شریف که حجّت باطنی و درونی خداوند سبحان در وجود همگان می‌باشد، حاصل می‌گردد؛ و علم، حکمت و خبر، توسط پیامبران تعلیم می‌گردد؛ لذا کسی که توحید، معاد و نبوت را شناخت و باور نمود، و حقانیت پیامبر را نیز با دلایل و معجزات آشکار شناخت و باور نمود؛ خبر از غیبی که هنوز نیامده و برپا نشده [چگونگی معاد، بهشت و جهنم] را نیز از او اخذ می‌نماید.

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=85499

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب