پرسش:
چگونه وعدههای الهی را باور کنیم که مانند اهل تقوا، برای ما نیز در امور مادی و معنوی گشایش ایجاد شود؟
پاسخ:
در یک نگاه و دستور العمل کلّی، لازم نیست کار خاصی انجام دهیم، بلکه باید مانند همین مردم مؤمن، ایمان بیاوریم و همچون کفار و فاسقان، همگان را نادان و احمق فرض ننماییم:
«وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُوا أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاءُ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاءُ وَلَكِنْ لَا يَعْلَمُونَ» (البقره، 13)
– و هنگامی كه به آنها گفته شود همانند ساير مردم ايمان بياوريد میگويند: آيا همچون سفيهان (بیخردان) ايمان بياوريم؟ بدانيد اينها همان سفيهانند ولی نمیدانند.
الف – کسی که میپرسد: «چگونه وعدههای الهی را باور کنیم؟!»؛ ابتدا باید ببیند که اساساً خدا را شناخته و باور نموده که حالا وعدههایش را باور کند یا نکند؟!
بدیهی است که اگر خدا را نشناخته باشد و به او ایمان نیاورده باشد، سخن از “صدق وعدۀ” او نادرست و بیربط است و باید خداشناسی و خداباوری را از ابتدا شروع کند!
اما، اگر خدا را شناخته و باور دارد؛ میداند که “خُلف وعده”، حتی سزاوار یک انسان معمولی نیست، چه رسد به خدایی که سبحان و مبرای از هر گونه نیستی، کاستی و نقص و خطا میباشد؛ لذا نه برای عمل به وعدهاش مشکل و کمبودی دارد و نه هیچگاه بندگانش را با وعدههای دروغین، فریب میدهد.
خداشناس و خداباور، میداند که تردید در “صدق وعدۀ خدا”، در واقع از بزرگترین افتراهای به اوست؛ چرا که در واقع تردید کننده با خود میگوید: «از کجا معلوم که خدا به وعدهاش عمل کند و خُلف وعده نکند؟!»
ابلیس لعین، با تمامی شرارتش، در آخرت به منحرفان و اهل جهنم که او را مسبب معذب شدن خود میشمارند، میگوید: «إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ – خداوند به شما وعده حق داد و من هم به شما وعده (باطل) دادم و تخلف كردم» (ابراهیم علیه السلام، 22)
بنابراین، “خلف وعده”، یک اخلاق و رویکرد شیطانی میباشد؛ لذا در قرآن کریم وفای به عهد را از شروط ایمان و ویژگیهای بندگان مؤمنش برشمرد؛ پس، هر خداشناس و خداباوری، یقین دارد که وعدههای خداوند سبحان، چه برای دنیا و چه برای آخرت، حق است و حتماً محقق خواهد شد. چنان که فرمود: «وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا – وعدۀ خدا حق است» – «فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ – صبر (استفامت) داشته باشد که وعدۀ خدا است» – «إِنْ كَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولًا – به درستی که وعدۀ پروردگار ما، حتماً انجام میشود».
ب – اما صِرف شناخت و باور، کافی نیست، بلکه برای تحقق یک وعده یا به طور کلّی گشایشها، از یک سو قابلیت لازم است، و از سویی دیگر، اقدام، عمل، زمینهسازی و فراهم نمودن شروط لازم است؛ چرا که تا مقدرات (اندازهها) فراهم نشوند، هیچ رخدادی “قضای حتمی” نمیگردد.
به عنوان مثال: اگر بشناسید و باور نمایید که باران پس از وزش باد، بارور شدن ابرها و مساعد شدن هوا میبارد، دلیل نمیشود که باران ببارد! چنان که اگر بشناسید و باور نمایید که در شهر شما دانشگاه یا بیمارستانی وجود دارد؛ دلیل نمیشود که همگان دانشجو شوند، یا بیماران بهبود یابند!
*- خودتان نوشتهاید: «مانند اهل تقوا، برای ما نیز در امور مادی و معنوی گشایش ایجاد شود»؛ یعنی پس از شناخت و باور، “تقوا” لازم است تا گشایش ایجاد شود.
“تقوا”، در یک کلمه، یعنی مراقب خودت باش و خود را از آماج تیرهای مُهلکی که به سویت میآید حفظ کن تا از آسیبها و صدمات مصون بمانی؛ و “تقوای إلهی”، یعنی خودت را در چارچوب ایمان و توجه به رهنمودها و امر و نهی إلهی مصون بدار که راهی جز این نداری، و دیگر آن که کاری کن که از قهر الهی و عذابی که نتیجۀ حتمی مواضع و اعمال نادرست خودت میباشد، دور بمانی.
●- بنابراین، صرف باور به تحقق “وعدههای إلهی”، دلیل نمیشود که کسی مشمول آنها واقع شود.
خداوند سبحان، برای همین دنیا، هم وعده به بروز گرفتاری، مشکلات و تنگناهای زندگی داده است و هم وعده به زندگی پاک:
«وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى» (طه، 124)
– و هر كس از ياد من رويگردان شود، زندگی تنگ (و سختی) خواهد داشت، و روز قيامت او را نابينا محشور میكنيم.
«مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ» (النّحل، 97)
– هر كس از مرد يا زن كار شايسته كند و مؤمن باشد قطعا او را با زندگى پاكيزهاى حيات [حقيقى] بخشيم و مسلما به آنان بهتر از آنچه انجام مىدادند پاداش خواهيم داد.
ایمان و عمل صالح
هر دو وعده، برای دنیا و آخرت، “مشروط” میباشند. کسی که خواهان تحقق وعدههای حق تعالی در هدایت، رشد، زندگی پاکیزه و سعادت ابدی میباشد؛ ابتدا باید خدا را بشناسد، سپس به او ایمان آورد، او را دوست داشته باشد، و در نتیجۀ ایمان به توحید و معاد و نیز شوق لقای محبوب با روسفیدی و رسیدن به سعادت ابدی، عمل صالح انجام دهد.
معنای “عمل صالح” نیز به اعمال خوب (حسنه) محدود نمیشود، بلکه یعنی “انجام به هنگامِ بهترین عمل” در هر موضع و موقفی.
بنابراین، اتخاذ به هنگامِ بهترین مواضع و عمل (=اخلاق) در هر موضع و موردی، عمل صالح است؛ گاهی فریاد عمل صالح است و گاهی سکوت – گاهی برخورد شدید عمل صالح است و گاهی گذشت، نرمش و حتی نادیده گرفتن – گاهی مطالعه عمل صالح است و گاهی ورزش، نرمش، تفریح یا ساعتی استراحت – گاهی دوری از خانواده، خویشان و دوستان، به خاطر انجام امری مهمتر، عمل صالح است و گاهی “صلۀ ارحام” – گاهی انفاق، صدقه، خیرات و مبرات عمل صالح است و گاهی، یک نگاه محبتآمیز، یک لبخند، یک عیادت، یک رفتار عاطفی، یا اعلام وحدت و حمایت [به ویژه در مواضع سیاسی، مانند حمایت مردم ما از فلسطین و غزه و جبهۀ مقاومت در برابر استکبار جهانی در سرتاسر جهان] عمل صالح است.
●- بنابراین، ایمانی که مبتنی بر شناخت میباشد، و تقوا که در عمل صالح بروز و نمود دارد، که البته مستلزم انجام واجبات، ترک محرمات، توکل، توسل، دعا، تفکر، تعقل، برنامهریزی و عمل درست و به هنگام میباشد؛ سبب گشایشها میگردند.


















