پرسش:
گاهی در جمع دوستان، نسبت به یک نژاد یا قومی (مردم شهری)، در قالب شوخی، نسبت‌های ناپسند یا حتی رکیکی داده می‌شود؛ در این موارد تکلیف چیست؟

پاسخ:

مزاح و طنز مناسب، با شوخی‌های سبک و بی‌جا متفاوت است و اساساً شوخی‌های بی‌جا، عقل را زایل می‌گرداند و چه بسا اختلاف و دلخوری و … نیز پیش آورد؛ و گاه شوخی در قالب مسخره کردن و حتی افتراهای بسیار سنگین به دیگران بیان می‌گردد که همه از گناهان کبیره می‌باشند.

در اسلام عزیز، سخن گفتن، چارچوب‌هایی دارد که سبب حفظ حرمت و شخصیت گوینده و نیز حفظ حقوق دیگران می‌گردد و «شوخی» نیز از این چارچوب‌ها خارج نمی‌باشد.

چارچوب و حدود «شوخی» این نیست که دیگر در آن، رعایت حق و حقوق – حلال و حرام – ادب و احترام الزامی نباشد. چنان که پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله فرمودند:

«إِنّى أَمزَحُ وَ لا أَقولُ إِلاّ حَقّا – من مزاح مى‌كنم، اما جز حق نمى‌گويم.» (شرح نهج البلاغه – ابن ابی الحدید، ج6، ص330)

اصل شوخی، اگر متین باشد، اگر بی‌تربیتی و بی‌ادبی نباشد، اگر اهانت به دیگران نباشد، نه تنها خوب، بلکه لازم است؛ چنان که پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله فرمود:

«اَلْمُؤْمِنُ دَعِبٌ لَعِبٌ وَ اَلْمُنَافِقُ قَطِبٌ غَضِبٌ» (تحف العقول، جلد 1، ص 49)

– مؤمن شوخ طبع و مزاح است و منافق اخمو و ترش‌روست.

*- تمسخر و تحقیر دیگران، چه به صورت جدی یا در قالب شوخی؛ و نیز افترا و تهمت به دیگران، چه جدی و چه در شوخی، ریشه‌ها و البته اهداف متفاوتی دارند؛ از جمله:

ریشه‌های نفسانی

کوچک کردن دیگران که بیشتر با مسخره کردن آنها [مسخره کردن لباس، لهجه، آداب و …]، ریشه در نفسانیاتی چون: حسد، حرص، خود کم‌بینی و … دارد که خداوند سبحان به شدت از آن نهی نموده است و مرتکبان آن را ظالم توصیف نموده است:

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَى أَنْ يَكُونُوا خَيْرًا مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَى أَنْ يَكُنَّ خَيْرًا مِنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ» (الحجرات، 11)

– ای كسانی كه ايمان آورده‏ ايد نبايد گروهی از مردان شما گروه ديگر را استهزا كنند، شايد آنها از اينها بهتر باشند، و نه زنانی از زنان ديگر شايد آنان بهتر از اينان باشند، و يكديگر را مورد طعن و عيبجوئی قرار ندهيد، و با القاب زشت و ناپسند ياد نكنيد، بسيار بد است كه بر كسی بعد از ايمان نام كفر بگذاريد، و آنها كه توبه نكنند ظالم و ستمگرند.

حکایت

1- در شهرستانی به میهمانی رفتم. ناگهان متوجه شدم که برخی از خانم‌های با شخصیت و محترمه، در احوالپرستی با یکدیگر می‌گویند: «چطوری خَرِ!» گفتم لابد با هم خصومت دارند و این بی‌احترامی و فحاشی و صدا کردن یکدیگر با القاب زشت، سبب تشدید آن می‌گردد؛ اما گفتند: «اینجا، اگر دو نفر خیلی همدیگر را دوست داشته باشند، به هم “خَرِ” می‌گویند!»

2- در شهرستانی برای تبریک تولد نوزادی به منزلشان رفتم، دیدم خویشان (به ویژه بانوان)، وقتی نوزاد را می‌بینند، با رویی خوش و خندان می‌گویند: «اَه اَه، چقدر زشت، عین میمونه!»؛ خیلی ناراحت شدم که اولاً چرا نوزاد را به میمون تشبیه می‌کنند و ثانیاً چرا دل مادر را این چنین می‌شکنند؟! بعد متوجه شدم برای این که اگر نوزاد بیمار شد، نگویند: «فلانی با تعریفش چشم زد»، چنین می‌گویند و مادر نیز خودش همین فرهنگ را دارد و نه تنها ناراحت نمی‌شود، بلکه منتظر شنیدن چنین توصیفاتی نیز می‌باشد!

*- این فرهنگ‌ها و رفتارها، دقیقاً همانهائیست که خداوند علیم و حکیم، به صراحت از آنها نهی نموده است؛ اما عده‌ای هر چند مسلمان و مؤمن، اسیر القائات و وساوس شیاطین جنّ و انس در هجمه‌های فرهنگی و تربیتی شده‌اند و فرهنگ آنها را پیروی می‌کنند!

ریشه‌های ضد دینی

نه تنها در عصر پیامبران و به ویژه حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه و آله، بلکه امروزه نیز شاهدید که مخالفان و معارضان با دین خدا، بیش و پیش از آن که سخن، نظر یا نقدی داشته باشند، آیات الهی، مقدسات و مؤمنان را «مسخره» می‌کنند؛ چرا «تمسخر»، تنها سلاح جاهلانِ متکبر و بی‌منطق می‌باشد. آنان، چیزی برای طرح و نشان دادن خود ندارند، منطق و دلیلی هم برای رد و تکذیب دین خدا ندارند، لذا می‌خواهند با تمسخر، دین و دینداری را کوچک و تخریب کنند، تا خودشان را بزرگ نشان دهند!

«يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ» (یس، 30)

– افسوس بر اين بندگان كه هيچ پيامبری برای هدايت آنها نيامد مگر اينكه او را استهزاء می‏كردند.

ریشه‌های ضد فرهنگی

اگر به شوخی‌هایی که توسط یک نفر روی صحنه [استندآپ] اجرا می‌شود که در رسانۀ ملی پخش شده و بسیار هم مورد تشویق قرار گرفته توجه کنید، موضوع بیشتر آنها، «پدر، بد معرفی کردن، مسخره کردن و نقد او در قالب شوخی» بوده است! بدیهی است که این کثرت فراگیر، اتفاقی نمی‌باشد، بلکه یک طرح و برنامۀ هدفدار و ضد فرهنگی می‌باشد!

ریشه‌های سیاسی

شوخی‌هایی که در قالب تهمت، افترا و تخریب علیه اقوام، نژادها و ملیّت‌ها می‌باشد را ساده تلقی ننمایید! بیشتر این دسته از شوخی‌ها، ریشه‌های سیاسی در ایجاد تفرقه و دشمنی دارند، هر چند شوخی‌کننده، از آن و آثار مخربش خبر نداشته باشد!

به عنوان مثال: در ایران، بیشتر این دسته از شوخی‌ها که همراه با اهانت و تهمت به یک قوم و نژاد می‌باشد، مربوط به «آذری‌ها (ترک‌ها) و گیلانی‌ها (رشتی‌ها) می‌باشد که ریشه در اختلاف و دشمنی قاجارها که آذری بودند و پهلوی‌ها که گیلکی بودند دارد و این اتهامات علیه قزوینی‌ها نیز به خاطر توقف رضاخان در قزوین برای حمله به تهران و گرفتن حکومت بوده است! یک نژاد دیگری را «خر و نفهم» نامید و یک نژاد دیگری را «بی‌غیرت و …» نامید!

این پرخاشگری، اهانت و افتراهای ملّی، گروهی، نژادی و حزبی، در تمامی فرهنگ‌ها رخنه کرده است، چنان که در امریکا، جمهوریخواهان، دموکرات‌ها را «خَر – نفهم» نامیدند و آنان نیز جمهوریخواهان را «فیل – لِه کنندۀ همه چیز» نامیدند؛ اما آنها در یک ترفند تبلیغاتی، همین لقب را به عنوان سمبل حزب خود قرار دادند!

چه باید کرد؟

بدیهی است که نه تنها مسلمان و مؤمن، بلکه هر انسان عاقل، با شخصیت، با فرهنگ و با ادبی، از هر گونه سخن سبک، زشت و بی‌منطقی پرهیز می‌نماید و شخصیت خود را تخریب نمی‌نماید، چه رسد به این که دیگران را مورد تمسخر قرار دهد و یا القاب زشتی را به آنان نسبت دهد و یا افتراهای سنگینی را «در قالب شوخی یا …» به آنان نسبت دهد!

اگر در مجلسی بودید که کسی در قالب شوخی، جوک و …، به رشتی‌ها، آذری‌ها، لُرها، قزوینی‌ها و … اهانت نمود، ابتدا یادآوری شوید که اولاً این شوخی‌ها، شخصیت خودتان را تخریب می‌کند، خودتان را سبک و جلف می‌نماید – ثانیاً اینجا یک عده می‌خندند، اما در قیامت و در محشر و محضر الهی، از شما می‌پرسند که چرا چنین گفتی؟! – ثالثاً: این افتراها، حق النّاسی بس سنگی و بزرگ در برابر مردمان کثیر یک قوم یا یک ملیّت می‌باشد که در دنیا به هیچ وجهی نمی‌توانید جبران نمایید و در آخرت معذب خواهید شد.

و اگر به تذکر شما توجه ننمودند، سعی کنید بحث را به موضوعات دیگری تغییر دهید و اگر اصرار بر تداوم داشتند، باید مجلس را به اعتراض ترک نمایید، تا از آنها محسوب نگردید.

«وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلَا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذًا مِثْلُهُمْ إِنَّ اللَّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا» (النساء، 140)

– خداوند در قرآن (اين حكم را) بر شما فرستاده كه هنگامی كه بشنويد افرادی آيات خدا را انكار و استهزا می‏نمايند، با آنها ننشينيد تا به سخن دگری بپردازند، زيرا در اين صورت شما هم مثل آنان خواهيد بود، خداوند منافقان و كافران را همگی در دوزخ جمع می‏كند.

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=66158

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب