سلسله مباحث «جایگاه حقیقت نوری امام در هستی» در صدد است تا نظرها را متوجه حقیقت بزرگی بنماید که خداوند برای هدایت بشریت اراده کرده است و به جایگاه قدسی امام نظر دارد، جایگاهی که امام از آن جایگاه انسانها و جامعه را مدیریت میکند، آنهم مدیریتی که تکوین و تشریع در آن هماهنگ است و اعتباریاتش ریشه در حقایق دارد.
باید بهخوبی روشن شود که «خداشناسی واقعی» وقتی محقق میشود که انسانها بتوانند در آینهی تمامنمای جمال انسانهای کامل، با «الله» مأنوس شوند و این موضوع ابتدا در کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل بیت(ع)» مورد بحث قرار گرفت و در این سلسله مباحث سعی شده با وسعت بیشتری مورد مداقّه قرار گیرد.
روایت مربوط به حقیقت نوری اهلالبیت(ع) طوری است که نمیتوان با هر عقلی با آن روبهرو شد و لذا یا عدهای از کنار آن میگذرند و یا خیلی سطحی با آن برخورد میکنند و در نتیجه بشریت از معارف و رازهای بزرگی محروم میشود. در این سلسله مباحث سعی شده حداقل عظمت موضوع تبیین گردد و به معارف عالیهای که توجه به این روایات در پی دارد توجه شود.
امامتِ مطرح در اعتقاد شیعه رویکردی است به حقیقتی آسمانی که در صدد است تمدن زمینی را مطابق نظم آسمانی بسازد و امام شیعیان آنچنان حضوری در عالم هستی دارد که نه تنها چنین امری را ممکن میسازد، بلکه آن را ضروری میداند، زیرا موجب شکوفایی سرمایهی درونی تکتک افراد امت میگردد تا جایی که شخصیت افراد انعکاسی از شخصیت امام خود خواهد شد.
چشم برداشتن از نقش حضور تکوینی واسطهی فیض عالم بر امور تشریعی بشری، فاجعهی بزرگی است که هنوز بشر به آن فاجعه واقف نشده و به همین جهت راز شکستهای خود را در جای دیگری جستجو میکند در حالیکه بعد از شکست مارکسیسم و لیبرالیسم زمان آن فرا رسیده تا به کمک سخنانی که امامان شیعه در راستای امر امامت فرمودهاند، بشریت متذکر راز شکستهایش بشود.
بشریت در طول تاریخ نسبت به مدیریت صحیحِ جامعهی خود ناکام مانده و علت آن ناکامی غفلتی است که از توانایی خدادادی انبیاء و امامان دارد و فکر کرده بدون آنها میتواند امور جامعه را بگذراند، در حالی که بشر باید به این شعور برسد که «همان خدایی که برای او شریعت آورده مدیرانی نیز برای امور اجتماع پرورانده است تا مطابق شریعت الهی بشریت را جلو ببرند» و انسانها به واقع در دو امر مهم نبوت و امامت به خود واگذاشته نشدهاند.
آنچه باید در روایات مربوط به امامت دنبال شود، توجه به جهت باطنی مقام اهل بیت(ع) است. بسیار فرق است که با این نوع روایات بهطور سطحی برخورد شود یا اینکه سعی کنیم از همان سطح عالی که روایات مطرح شده به آنها توجه شود، یعنی به جای آنکه مطلب را آن قدر پایین بیاوریم که چیزی از آن نماند، دستمان را به آن بدهیم و بالا برویم تا حقیقت جدیدی از معارف الهی بر قلب ما منکشف شود و لازمهی چنین برخوردی همت مضاعف است.
