انسان و علوم انسانی در صحیفه سجادیه، نوشته مرتضی رضوی (متولد 1326ش)، شرح 25 دعا از صحیفه سجادیه با رویکرد انسانشناسی و علوم انسانی است.
ویژگیهای کتاب
نویسنده چند نکته را درباره این کتاب بیان میکند، از جمله:
- نام و عنوان این کتاب «انسان و علوم انسانی در صحیفه سجادیه» است؛ این بدان معنی نیست که بخشهایی یا مواردی از صحیفه مقدسه درباره انسان و علوم انسانی است، بل صحیفه از آغاز تا پایان تنها به انسانشناسی و دیگر رشتههای علوم انسانی، منحصر است.
- مطابق فهم خودم، هر دعا را بخشبخش کرده و به شرح هر بخش پرداختهام. در آغاز هر بخش محورهای آن را عنوان کرده ام و عنوانها را ردیف کردهام. تنها در برخی از آنها عنوان «انسانشناسی» را آوردهام. این بدین معنی نیست که بخشهای دیگر ربطی به انسانشناسی ندارند. در مواردی که یک نکته دقیق یا یک اصل بزرگ از دقایق و اصول انسانشناسی بوده، آن را فراز کردهام.
- مبنای اساسی و بهاصطلاح خشت اول این کتاب، «تعدد روح» در وجود انسان است که انسان حیوان نیست، بل علاوه بر روح غریزه، یک روح دیگر نیز دارد به نام «روح فطرت».
- گاهی مطالب خیلی دقیق و تخصصی شده و گاهی خیلی آسان.
- لازم بود در مواردی نهچندان اندک، برخی از اصول و نیز فروع مهم علوم انسانی غربی را از زبان و قلم خودشان بیاورم و با آنچه در مکتب ما آمده مقایسه کنم، تا ضعف و نادرستی آنها و عظمت و ژرفای مکتب ما بیشتر روشن شود، که گفتهاند: «تُعرف الأشياء بأضدادها»؛ برای پرهیز از ضخیم شدن کتاب و نیز بهخاطر اینکه مخاطب از اصل موضوع خیلی دور نشود، از این کار صرف نظر کرده و تنها به موارد اندک بسنده کردم و مقایسه را به عهده خود خواننده محترم گذاشتم.
- خواننده با هر میزان که با علوم انسانی غربی آشنا باشد، به همان میزان به اهمیت این کتاب توجه خواهد داشت و نیز به همان میزان در سنجش و نقد این کتاب توانمند خواهد بود.
- گاهی درباره یک موضوع طوری پیش رفتهام که مخاطب گمان میکند از جان مطلب فاصله میگیرد، لیکن… خواهد دید که برای هسته اصل مطلب، این راه را رفتهام.
- در مواردی یک آیه یا حدیث را بالتّمام آوردهام، اما گاهی بخشی از یک آیه یا بخشی از یک حدیث را آوردهام.
- گاهی مطلبی را در حدّ چند سطر تکرار کردهام؛ این در مواردی است که جهت بحث و نتیجهگیری از آن با مبحث قبلی متفاوت است و گاهی نیز جریان بحث طوری پیش آمده که چارهای از تکرار نبوده است.
روش و محتوا
روش رضوی در این کتاب در بسیاری موارد بدین ترتیب است: نقل و فرازبندی دعا، ترجمه فراز، شرح تعابیر اولیه دعا، بخشبخش کردن مطالب در شرح فرازهای دعا با استفاده از معنای لغات و نکات ادبی، استشهاد به قرآن و روایات، مباحث معارفی، اشاره به دیدگاه فلاسفه و نقد آنها، مطرح کردن برخی مطالب در قالب پرسش و پاسخ، پیگیری برخی بحثها به شکل موضوعی (مانند بحث اجل)، اشاره به دیدگاه اشاعره و معتزله (مانند بحث عدل) و اشاره به مباحث اجتماعی – تاریخی و جامعهشناسی (مانند سقوط جامعهها)



















