1- صد سؤالی که در پیش رو دارید در راستای بازخوانی مطالبی است که تحت عنوان «جهان بین دو جهان» مخاطب خود را متوجه احساس حضور خود در تاریخی میکند که با انقلاب اسلامی پیش آمده و بدین لحاظ به سربردن با این سؤالات را ضروری دانستیم و فکر کردیم لازم است آن سؤالات در اختیار کسانی قرار گیرد که در هستیِ خود به دنبال توجه به گستردگی و گشودگی خود هستند.
2- شاید بتوان گفت در این کتاب تنها با صد سؤال روبهرو نیستید، بلکه با گشودهشدن راهی روبهرو میباشید که راه کند و کاو در خود است و یا به تعبیر استاد «قدمزدن در تفرجگاه وجود» است، همراه با «حضور بیکرانه جاودانه اکنونِ خود» و ما این نکته را امری مهم یافتیم که چگونه در مقابل این سؤالات خواننده به خود میآید که راستی من در کجا هستم و به کدام سو در حرکت میباشم؟
3- در رابطه با سه کتابی که در صد سؤال پیش رو از مباحث آن کتاب ها گفتگو و سؤال دارد، باید متوجه شویم در کتاب «انقلاب اسلامی؛ طلوع جهانی بین دو جهان» از نوع مواجهه با متفکران در بستر انقلاب اسلامی سخن میگوید و اینکه ما با خِرَد جديد در بستر تاریخی که انقلاب اسلامی پیشآمده چه مواجههای باید داشته باشیم.
کتاب «انقلاب اسلامی و چگونگی تحقق آينده دينداری ما» به ظهور زبان اصيل در هويت تاريخی ما میپردازد و اینکه باید چشم به راهِ جهانی بود که با طلوع انقلاب اسلامی در پيش است و نظر به ريشه يأسِ تاريخی بعضی از جوانانِ ما دارد از آن جهت که از یک طرف به آينده زلال انقلاب اسلامی توجه نکردهاند و از طرف دیگر در هیچ کجای جهان هم آیندهای را در چشمانداز خود نمییابند.
کتاب «در راستای بنيانهای حکمت حضور انقلاب اسلامی در جهانی بين دو جهان» نظر به «فردايی» شده که «امروز» نيست. هرچند در شرایطی هستیم که از انقلاب اسلامی و حضور تاریخی حضرت امام خمینی«رضواناللهتعالیعليه»، دچار سوء فهم و سوء تعبیر شدهایم، همانطور که بعضاً در معنای آزادی و رابطه آن با دینداری دچار سوء فهم و سوء تعبیر گشتهایم، و از این جهت مؤلف محترم متذکر میشوند وظیفه ما در این شرایطِ تاریخی آن است که تا به بازخوانی انقلاب اسلامی دست بزنیم وگرنه با غفلت از حقیقت انقلاب اسلامی در زندگی، گرفتار افراط یا تفریط خواهیم شد، در حالیکه به گفته استاد طاهرزاده اگر انسان در تاریخ خود صاحب دریافت شد، دغدغه گزارشدادن با زبانی که آن زبان بتواند آن دریافت را ارائه دهد او را فرا میگیرد و از این جهت میتوانیم با نسل جدید به گفتگو بنشینیم و این صد پرسش را با او در میان بگذاریم.
4- تصور ما آن است که اگر از یک طرف صد سؤالِ پیش رو، سؤالاتی است برای بازخوانی آنچه در سه کتاب مورد بحث به میان آمده، از طرف دیگر میتواند دورنمایی باشد برای کسانی که وارد عرصه انقلاب اسلامی شدهاند، به عنوان حضور در «جهان بین دو جهان» و توجه به جایگاه اصیلترین انسان در آخرالزمانِ تاریخی. حضوری که بیش از آنکه انتزاعی باشد، وجودی و شعفانگیز است، همراه با لذتی که انسان وقتی با خود بهسر میبرد به سراغش میآید و خود را در همه چیز و همه جا احساس میکند و همه چیز و همه جا را به حکم «عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها»(بقره/31) در خود مییابد. آیا در این زمانه نباید به چنین سلوکی نظر داشت که آگاهی به خویشتن است در نوعی خاص؟ امید است با این رویکرد به این کتاب رجوع شود و خوانندگان محترم از این جهت بهره لازم را ببرند.
5- نویسنده محترم در آثار متأخر خود از جمله در کتاب پیش رو از «هستیِ حقیقی انسان» سخن میگوید تا نسبت به گشودگی انسان به خود تا مرز حضور در هستی مطلق که حضور در آغوش خدا است در بستر انقلاب اسلامی، با ما سخن بگوید و غایت تفکر که همان «إِدْمَانُ التَّفَكُّرِ فِي اللَّهِ» (1) است، فهم شود، زیرا نسبت مستقیمی بین آگاهی و معرفت به خود یعنی به نفس ناطقه و معرفت به خداوند در میان است، وقتی آنچه باید در همه حال در میان قرار گیرد تنها «وجود» باشد. پیشنهاد ما آن است که خوانندگان محترم سعی کنند در این رابطه با نویسنده محترم – هرچند ممکن است خلافآمد عادت باشد- همراهی کنند، باشد که معنای حضور آخرالزمانیِ انسان در یگانگی هستی او با آزادیاش درک شود که عنصر اصلی نگاه استاد است به انسان و آن را همراهی با نگاه حضرت امام خمینی«رضواناللهتعالیعليه» میدانند









