علم الأصول تاريخاً و تطوراً، تأليف على فاضل قايينى نجفى، به زبان عربى و در زمينه تاريخچه علم اصول است.

ساختار

كتاب، داراى دو بخش و يك خاتمه است: بخش اول با چهار فصل، درباره پيدايش علم اصول، بخش دوم نيز با چهار فصل، در مورد تطوّرات آن و خاتمه، مشتمل بر چند فايده عام است.

گزارش محتوا

بخش اول، درباره پيدايش علم اصول فقه و مشتمل بر چهار فصل است كه به ترتيب زير بيان مى‌شود:

1. امور عامّه: در اين فصل، مباحث زير بررسى مى‌شود:

الف) تعريف علم اصول: علم به قواعدى است كه براى استنباط احكام شرعى ممهّد و ممحض شده است و غايت آن، قدرت بر استنباط احكام شرعى و موضوع آن يا ادلّه اربعه و يا هر چيزى كه در طريق استنباط حكم شرعى به كار مى‌رود، است.

ب) ادله در نزد شيعه: قرآن، سنت، اجماع و عقل.

ج) رابطه فقه و اصول فقه: ميان اصول فقه با علم فقه ارتباط عميقى وجود دارد و نسبت بين آنها، نسبت مقدّمه و ذى المقدمه است و اصول، نسبت به فقه، همانند منطق، نسبت به فلسفه است.

د) مقدمات عمل استنباط: علم نحو، تفسير، منطق، حديث، رجال و علم اصول.

2. اجتهاد در عصر ائمّه: اصحاب ائمّه، به‌جهت پاره‌اى از شرايط، ناگزير به اجتهاد با استناد به قواعد كلى موجه و مقبول بودند، زيرا اولاً: هميشه و در همه حال به ائمه دسترسى نداشته‌اند، نظير شیعیان خراسان و يمن.

ثانياً: ائمه(ع)، اصحاب شايسته خويش را به اجتهاد در احكام و دادن فتوى تشويق می‌كردند، نظير امر امام صادق(ع) به ابان بن تغلب كه در مسجد بنشيند و براى مردم فتوا دهد.

ثالثاً: ائمه، به جواز اجتهاد صحيح از سوى اصحاب تصريح كردند.

رابعاً: روايات نقل شده از ائمه(ع)، در بحث اخبار متعارض و علاج آنها، حجيّت خبر ثقه و امثال اينها، همگى دلالت بر جواز اجتهاد اصحاب به‌طور مطلق دارند.

مؤلف، در اين فصل، ادلّه عقليه و نقليه‌اى ارائه مى‌دهد كه در عصر ائمه(ع) اجتهاد وجود داشت.

3. زعامت دينى و فتوا: عمليات فتوا به حكم شرعى در نزد اماميه تطوّراتى داشته است؛ در ابتدا، اشخاصى از اصحاب ائمه، مانند زراة بن اعين، يونس بن عبدالرحمن، محمد بن مسلم و امثال اينها، با نقل نص حديث براى استفتاء كنندگان، فتوا مى‌دادند، سپس در تطوّرات بعدى، با نص روايت بدون ذكر سند، فتوا مى‌دادند و…

4. ديدگاه شيعه نسبت به قياس و استحسان: شيعه، به پيروى از ائمه(ع)، در برابر قياس و استحسان، موضع سلبى داشته و شديدا منكر آن دو مى‌باشد.

بخش دوم، درباره تطوّرات علم اصول فقه است و شامل چهار فصل مى‌باشد:

1. مرحله اول: در اين دوره، قواعد علم اصول بر اساس روايات بوده، نه تعبيرات و اصطلاحاتى كه در دوران متأخر مرسوم شده است و بيشتر روايات اين علم در عصر صادقين(ع) بود كه به اصحاب خود قواعد اين علم را املاء مى‌نمودند. شخصيت‌ها و تأليفات اين دوره، عبارتند از: هشام بن حكم كه كتابى درباره الفاظ و مباحث مربوط به آن نوشت؛ يونس بن عبدالرحمن، صاحب كتاب «اختلاف الحديث و مسائله»؛ ابوسهل نوبختى، صاحب كتاب «الخصوص و العموم»؛ حسن بن موسى نوبختى، صاحب كتاب «الخبر الواحد و العمل به» و «الخصوص و العموم». اين دوره در مدينه، كوفه و قم مركزيت داشت.

2. مرحله دوم: اين مرحله، آغاز عصر تصنيف بود و مهم‌ترين شخصيت‌هاى اين دوره عبارتند از ابن ابى عقيل صاحب كتاب «المتمسك بحبل آل الرسول»؛ ابن جنيد اسكافى صاحب كتاب «كشف التمويه و الالباس على اغمار الشيعة فى امر القياس»؛ سيد مرتضى صاحب كتاب «الذريعة فى علم اصول الشريعه» و…

3. مرحله سوم: برخى از محققان از جمله شيخ طوسى، ابن ادريس، محقق حلّى، علامه حلّى، فخر المحققين، شهيد اوّل، شهيد ثانى، شيخ بهائى، صاحب معالم، محقق خوانسارى، فاضل تونى و محقق شيروانى از مهم‌ترين شخصيت‌هاى اين دوره محسوب مى‌شوند.

4. مرحله چهارم: مرحله چهارم، در كربلا توسط وحيد بهبهانى ظهور كرد. وى، در عصرى زندگى مى‌كرد كه اخبارى‌گرى سيطره داشت. او، با تلاش فراوان توانست اخبارى‌گرى را ساقط و اصولى‌گرى را به جاى آن بنشاند. اين دوره، با وحيد بهبهانى شروع شد و با آخوند خراسانى و متأخرين از علماء، مانند محقق عراقى، اصفهانى، نايينى و خويى به اوج خود رسيد.

اگر شما نویسنده یا ناشر این اثر هستید و فایل بارگذاری‌شده بدون اجازه شما در سایت قرار گرفته است، لطفاً از طریق بخش دیدگاه های همین مطلب به ما اطلاع دهید تا بلافاصله آن را از سامانه حذف کنیم.

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=74864

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب