اکثر مردم در این زمان، گرفتار یک بیماری به نام استرس و اضطراب شده اند، کنار هر کس بنشینی از مشکلاتش می نالد حتی کسانی که از نظر مالی و مادی خیلی اوضاع خوبی دارند.

در این جلسات به دنبال عوامل این بیماری و راه درمان آن بودیم که یکی از مهمترین عامل این بیماری، گناه و معصیت است.

عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ هِلَالٍ الشَّامِيِّ مَوْلًى لِأَبِي الْحَسَنِ مُوسَى ع قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا ع يَقُولُ‏ كُلَّمَا أَحْدَثَ‏ الْعِبَادُ مِنَ‏ الذُّنُوبِ‏ مَا لَمْ يَكُونُوا يَعْمَلُونَ أَحْدَثَ اللَّهُ لَهُمْ مِنَ الْبَلَاءِ مَا لَمْ يَكُونُوا يَعْرِفُونَ(الكافي (ط – الإسلامية)؛ ج‏2؛ ص275)

گناه از اسباب سلب کردن آرامش

همان گونه که اعمال عبادی و عمل صالح باعث آرامش انسان است، گناه نیز موجب سلب آرامش می شود. رسول گرامي اسلام (صلی الله علیه و آله) در پاسخ به وابصة بن معبد که از نیکی و گناه سؤال کرده بود، فرمود:

عَنْ مَعْمَرٍ عَنِ الرِّضَا ع عَنْ أَبِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع فِي حَدِيثٍ طَوِيلٍ‏ فِي مُعْجِزَاتِ النَّبِيِّ ص قَالَ وَ مِنْ ذَلِكَ أَنَّ وَابِصَةَ بْنَ مَعْبَدٍ الْأَسَدِيَّ أَتَاهُ فَقَالَ لَا أَدَعُ مِنَ الْبِرِّ وَ الْإِثْمِ شَيْئاً إِلَّا سَأَلْتُهُ عَنْهُ فَلَمَّا أَتَاهُ قَالَ لَهُ النَّبِيُّ ص أَ تَسْأَلُ عَمَّا جِئْتَ لَهُ أَوْ أُخْبِرُكَ قَالَ أَخْبِرْنِي قَالَ جِئْتَ تَسْأَلُنِي عَنِ الْبِرِّ وَ الْإِثْمِ قَالَ نَعَمْ فَضَرَبَ بِيَدِهِ عَلَى صَدْرِهِ ثُمَّ قَالَ يَا وَابِصَةُ الْبِرُّ مَا اطْمَأَنَّتْ‏ إِلَيْهِ‏ النَّفْسُ‏ وَ الْبِرُّ مَا اطْمَأَنَ‏ بِهِ‏ الصَّدْرُ ( در انجام آن اطمینان و آرامش است) وَ الْإِثْمُ مَا تَرَدَّدَ فِي الصَّدْرِ (دل در انجام آن مردد است) وَ جَالَ فِي الْقَلْبِ وَ إِنْ أَفْتَاكَ النَّاسُ وَ أَفْتَوْكَ (هر چند مردم گفته باشند آن عمل خوب است و روا) (وسائل الشيعة؛ ج‏27؛ ص166)

اگر تک تک ما به وجدان خومان مراجعه کنیم، خواهیم فهمید کارهای خوب، حال انسان را خوب می کند، کارهای بد حال انسان را بد می کند، همین مسأله بی حجابی، شما نگاه کنید خانواده های که با حجاب هستند، آرامش دارند، یا کسانی که بی حجاب یا بد حجاب هستند، زنان محجبه وقتی به بیرون می روند کسی جرئت ندارد به آنها نگاه چپ کند، لذا هنگام که به منزل هم بر می گردد، آرامش دارد؛ ولی کسانی که نسبت به این وظیفه دینی عمل نکنند، از آنجا که در بیرون منزل ممکن است مورد تعرض یا حتی نگاه های بد قرار بگیرد، خود همین نگاه ها موجب سلب آرامش از انسان است.

گناه، دلخراش است، روح انسان را آزار می دهد، هرچند انسان به روی خود نیاورد، اگر کار بد کنی، هر چند همه شما را تشویق کنند و بگویند: کارت خوب بود، خودت در درونت عذاب می کشی.

حتی اگر به زندان مراجعه کنید، خواهی دید که بسیاری از این انسانهای خلاف کار، از عذاب و جدان، رنج می برند و حتی حاضرند خودشان را از بین ببرند و از شر عذاب وجدان راحت شوند.

نگاه به نامحرم، بی حجابی، لقمه حرام و … از مهمترین عوامل استرس و اضطراب و دردها و بیماریهای روانی است.

افزایش اضطراب و استرس، معلول خروج از بندگی خداوند متعال است، بندگی الهی، انسان را به چنان آرامش و وقاری نائل می‌سازد که گویی انسان در بهشت حضور دارد، برخی از آدمیان در همین دنیا بهشت را درک می‌کنند، نمونه آن زندگی مؤمنین واقعی و علمای دین است که چقدر آرامش دارند.

عَنْ يُونُسَ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع‏ لَا وَجَعَ‏ أَوْجَعُ‏ لِلْقُلُوبِ مِنَ الذُّنُوبِ (هیچ دردی دردناکتر از گناه برای قلب نیست) وَ لَا خَوْفَ أَشَدُّ مِنَ الْمَوْتِ وَ كَفَى بِمَا سَلَفَ تَفَكُّراً وَ كَفَى بِالْمَوْتِ وَاعِظاً (الكافي (ط – الإسلامية)؛ ج‏2؛ ص275)

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَا يَزَالُ‏ الْهَمُ‏ وَ الْغَمُّ بِالْمُؤْمِنِ حَتَّى مَا يَدَعُ لَهُ مِنْ ذَنْبٍ (الكافي (ط – الإسلامية)؛ ج‏2؛ ص446) همواره غم و اندوه با مؤمن است تا زمانی که معصیتی برایش باقی بماند.

انجام اعمال صالح یکی از راه های درمان بیماری اضطراب

انسان وقتی دچار استرس و اضطراب و ناآرامی­های روانی می شود؛ یکی از مهمترین راهکار برای رفع این بیماری؛ انجام کارهای صالح و خوب است تا با انجام این کارها بتواند خود را از گرفتاریهای روحی و روانی نجات بدهد.

عمل صالح یعنی عمل نیک که در برابر آن، عمل سوء یا همان کار بد و ناشایست است وجود دارد.

مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ (النحل، 97) «فلنحيينّه حياةً طيّبة» يعني زندگيِ بدون دلهره و اضطراب.

روشن است که زندگی پاکیزه، که ثمره عمل شایسته مؤمن است، آن زندگی است که از آلودگی و بدی دور است و قطعا یکی از ویژگی های زندگی پاکیزه، آرامش است که در آینده به آن خواهیم پرداخت.

حال اگر فرد، زندگی پاکیزه دارد، آرامش فردی حاصل است و اگر افراد جامعه زندگی پاک دارند، جامعه یک جامعه ای آرامی است.

خداوند در قرآن کریم در جاهای متعددی، هم ایمان را از مؤمنان طلب می کند و هم عمل صالح را از ایشان انتظار دارد، در نگاه قرآن، هم حُسن فعلی و هم حُسن فاعلی، هر دو، راه رسیدن به سعادت و آرامش است، گناه، خسران آور و اضطراب زاست؛ اما انجام اعمال صالح، آرام بخش مي باشد، ازاين روست كه انسان با انجام دستورات خداوند، آرامش پيدا مي كند.

شما در جامعه و حتی به خودتان مراجعه کنید، هر گاه کار بدی انجام میدهید، وجدان شما، شما را زجر می دهد و آرامش را از شما می گیرد، حتی اگر از همه عالم هم مخفی باشد، خود انسان آرامش ندارد، البته اگر کار انسان به آنجا نرسیده باشد که وجدانش را از دست داده باشد.

مصادیق عمل صالح

هر کار شایسته و نیک مصداق عمل صالح است که به برخی از نمونه های آن اشاره می گردد.

نماز

به یقین، تکالیف الهی در قالب انجام واجبات و ترک محرمات، نقش مهمی در ایجاد آرامش انسان خواهد داشت.

عن مسمع قال: قال أبو عبد الله ع‏ يا مسمع ما يمنع‏ أحدكم‏ إذا دخل‏ عليه‏ غم‏ من‏ غموم‏ الدنيا- أن يتوضأ ثم يدخل مسجده و يركع ركعتين- فيدعو الله فيهما أ ما سمعت الله يقول: «وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ» (تفسير العياشي؛ ج‏1؛ ص43)

قرآن به ما دستور می دهد که: وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعينَ (بقره، 45)

در جلسات گذشته عرض شد که نماز و بندگی خدای متعال چگونه آرامش بخش است.

انسان مؤمن وقتی بر سجاده می نشیند، چقدر صفا می کند و چقدر لذت می برد، و چقدر آرامش پیدا می کند.

زدودن غم از چهره دیگران

یکی از اعمال صالح زدودن غم و غصه از چهره دیگران است. قَالَ ع‏ لِكُمَيْلِ بْنِ زِيَادٍ النَّخَعِيِّ يَا كُمَيْلُ مُرْ أَهْلَكَ‏ أَنْ‏ يَرُوحُوا فِي‏ كَسْبِ‏ الْمَكَارِمِ‏ وَ يُدْلِجُوا فِي‏ حَاجَةِ مَنْ‏ هُوَ نَائِمٌ فَوَالَّذِي وَسِعَ سَمْعُهُ الْأَصْوَاتَ مَا مِنْ أَحَدٍ أَوْدَعَ قَلْباً سُرُوراً إِلَّا وَ خَلَقَ اللَّهُ لَهُ مِنْ ذَلِكَ السُّرُورِ لُطْفاً فَإِذَا نَزَلَتْ بِهِ نَائِبَةٌ جَرَى إِلَيْهَا كَالْمَاءِ فِي انْحِدَارِهِ حَتَّى يَطْرُدَهَا عَنْهُ كَمَا تُطْرَدُ غَرِيبَةُ الْإِبِل‏ (نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ ص513)

«ای کمیل! خانواده ات را دستور ده که روزها را در به دست آوردن بزرگواری، و شب ها را در رفع نیاز خفتگان بکوشند، سوگند به خدایی که تمام صداها را می شنود، هرکس دلی را شاد کند، خداوند از آن شادی، لطفی بر او قرار دهد که هنگام مصیبت، چون آب زلالی بر او ببارد و تلخی مصیبت را بزداید؛ چنان که شتر غریبه را از چراگاه دور سازد»

امروز در جامعه انسانهای نیازمند و غمدیده فراوان است، اگر می خواهی آرامش داشته باشی، به آنها کمک کن تا خدای متعال از طریق کمک به آنها شما را به آرامش برساند.

نتیجه انجام درست تکالیف الهی و بندگی خالصانه خداوند، رسیدن به آرامش ابدی است؛ شما ببینید در زندگی بزرگان دین چقدر آرامش برقرار است و با چه آرامشی زندگی می کنند بیایید امتحان کنیم که کار خوب و شایسته چقدر به انسان آرامش می دهد کمک به هیئت به نیازمندان.

آثار عمل صالح

عمل صالح در زندگی دنیو و اخروی ما آثار فراوانی دارد که در اینجا به صورت مختصر به برخی از آنها پرداخته می شود.

محبوبیت انجام دهنده عمل صالح در میان مردم

یکی از آثار عمل صالح این است که خداوند آن شخص را محبوب مردم می کند و وقتی محبوب مردم شد؛ به دنبال آن آرامش هم خواهد آمد إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا (مریم، 96) از ظاهر این آیه بر می آید که اگر کسی دارای ایمان و عمل صالح باشد خداوند محبت او را در دل همه انسانها حتی دشمنان او خواهد انداخت و نكته اصلى آن اين است كه: ايمان و عمل صالح جاذبه و كشش فوق العاده‏اى دارد که همه را به سوی خود جذب می کند

حتى افراد ناپاك و آلوده از انسانهای پاک خوششان می آید و لذت مى‏برند، و از ناپاكانى همچون خود متنفرند، به همين دليل هنگامى كه فى المثل مى‏خواهند همسر يا شريكى انتخاب كنند تاكيد دارند كه طرف آنها پاك و نجيب و امين و درستكار باشد.

اين طبيعى است و در حقيقت نخستين پاداشى است كه خدا به مؤمنان و صالحان مى‏دهد كه دامنه‏اش از دنيا به سراى ديگر نيز كشيده مى‏شود.

با چشم خود بسيار ديده‏ايم اينگونه افراد پاك هنگامى كه چشم از جهان مى‏بندند، ديده‏ها براى آنها گريان مى‏شود، هر چند ظاهرا پُست و مقام اجتماعى نداشته باشند، همه مردم جاى آنها را خالى مى‏بينند، همه خود را در عزاى آنها شريك محسوب مى‏دارند.

وَ كَذَالِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فىِ الْأَرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنهَْا حَيْثُ يَشَاءُ  نُصِيبُ بِرَحمَْتِنَا مَن نَّشَاءُ  وَ لَا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ(یوسف، 56) حضرت یوسف (سلام الله علیها) از آن وضعیت اولیه به محبوبیت بین مردم رسید، عزیز شد، محبوب القلوب شد، عزیز مصر شد، قرآن می گوید: علت آن را، احسان می داند (وَ لَا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ) که یا به طور کلی عمل صالح یا لا اقل یکی از مصادیق عمل صالح است.

حضرت یوسف (علیه السلام) از چاه در آمد، از بردگی نجات پیدا کرد، از دست زنان مصر و زلیخا نجات پیدا کرد، به مقام و منصب رسید، علت همه اینها عمل صالح به معنای عامش هست.

آرامش

یکی از آثار عمل صالح که در صدر بحث به آن پرداخته شد و موضوع اصلی ما است، آرامش است.

وَ ما نُرْسِلُ الْمُرْسَلينَ إِلاَّ مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ فَمَنْ آمَنَ وَ أَصْلَحَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُون‏ (انعام، 48) آیات متعددی با همین مضمون وجود دارد.

أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُون‏ (یونس، 62)

ولیّ خدا نه از گرانی و نه از این تحولات روزگار نمی‌ترسد، اولیای خدا نسبت به حوادث آینده و امور گذشته هیچ ترسی ندارند و از گذشته خود به طور دقیق مواظبت می‌کنند، بهشت این افراد از همین دنیا شروع می‌شود برای همین از مرگ هم نمی‌ترسند.

داستان سلمان فارسی و سیل در مدائن، به راحتی خودش را نجات داد.

فَأَىُّ الْفَرِيقَينْ‏ِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ * الَّذِينَ ءَامَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُواْ إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَئكَ لهَُمُ الْأَمْنُ وَ هُم مُّهْتَدُونَ، انعام، 81 و 82)

شما بگویید، چه کسانی مستحق امنیت و آرامش هستند، مؤمنین یا غیر مؤمنین، قرآن می گوید: مؤمنین سزاوار چنین زندگی هستند، چه کسانی مستحق زندگی بدون استرس و اضطراب هستند؟ قرآن می گوید: مؤمنین، هر چند مؤمنین بلا زیاد می بینند ولی هیچ وقت آرامش خود را از دست نمی دهند.

شما نگاه کنید در حادثه کربلا، حضرت زینب چقدر مصیبت می بیند اما هیچگاه جلوی دشمن سر خم نمی کند و حتی می فرماید مارأیت الا جمیلا و در آن وضعیت بحرانی نماز شبش را فراموش نمی کند، همراه امام سجاد (علیه السلام) چگونه آن کاروان زجر کشیده و بحران دیده را به مقصد می رساند و اهداف امام حسین (علیه السلام) را به نتیجه می رساند.

استجابت دعا

وَ يَسْتَجيبُ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ يَزيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ الْكافِرُونَ لَهُمْ عَذابٌ شَديدٌ (شوری، 26)

عمل صالح سبب نجات از مشکلات

عَنِ ابْنِ أَبِي أَوْفَى‏ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ‏ خَرَجَ ثَلَاثَةُ نَفَرٍ يَسِيحُونَ فِي الْأَرْضِ فَبَيْنَمَا هُمْ يَعْبُدُونَ اللَّهَ فِي كَهْفٍ فِي قُلَّةِ جَبَل‏ …از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ چنین نقل شده: سه نفر از عابد از خانة خود بیرون آمده و به سیر و سیاحت در کوه و دشت پرداختند، تا به غاری که در بالای کوه بود رفته و در آن جا به عبادت مشغول شدند، ناگاه (بر اثر طوفان یا…) سنگ بسیار بزرگی از بالای آن غار، از کوه جدا شد غلتید و به درگاه غار افتاد به طوری که درِ غار را به طور کامل پوشانید، آن سه نفر در درون غار تاریک ماندند، آن سنگ به قدری درِ غار را پوشانید که حتی روزنه‎ای از غار به بیرون به جا نگذاشت، از این رو آنها بر اثر تاریکی، همدیگر را نمی‎دیدند.

آنها وقتی که خود را در چنان بن بست هولناکی دیدند برای نجات خود به گفتگو پرداختند، سرانجام یکی از آنها گفت: «هیچ راه نجاتی نیست جز این که اگرعمل خالصی داریم آن را در پیشگاه خداوند شَفیع قرار دهیم، ما بر اثر گناه در این جا محبوس شده‎ایم، باید با عمل خالص خود را نجات دهیم» این پیشنهاد مورد قبول همه واقع شد.

اولی گفت: «خدایا! می‎دانی که من روزی فریفتة زن زیبایی شدم، او را دنبال کردم وقتی که بر او مسلّط شدم و خواستم با او عمل منافی عفّت انجام دهم به یاد آتش دوزخ افتادم و از مقام تو ترسیدم و از آن کار دست برداشتم، خدایا به خاطر این عمل سنگ را از این جا بردار.» وقتی که دعای او تمام شد ناگاه آن سنگ تکانی خورد، و اندکی عقب رفت به طوری که روزنه‎ای به داخل غار پیدا شد.

دومی گفت: «خدایا! تو می‎دانی که گروهی کارگر را برای امور کشاورزی اجیر کردم، تا هر روز نیم درهم به هر کدام از آنها بدهم، پس از پایان کار،‌ مزد آنها را دادم، یکی از آنها گفت: من به اندازة دو نفر کار کرده‎ام، سوگند به خدا کمتر از یک درهم نمی‎گیرم، نیم درهم را قبول نکرد و رفت، من با نیم درهم او کشاورزی نمودم، سود فراوانی نصیبم شد، تا روزی آن کارگر آمد و مطالبة نیم درهم خود را نمود، حساب کردم دیدم نیم درهم او برای من ده هزار درهم سود داشته، همه را به او دادم، و او را راضی کردم این کار را از ترس مقام تو انجام دادم، اگر این کار را از من می‎دانی به خاطر آن، این سنگ را از این جا بردار.» در این هنگام ناگاه آن سنگ تکان شدیدی خورد به قدری عقب رفت که درون غار روشن شد، به طوری که آنها همدیگر را می‎دیدند ولی نمی‎توانستند از غار خارج شوند.

سومی‎ گفت: «خدایا! تو می‎دانی که روزی پدر و مادرم در خواب بودند، ظرفی پر از شیر برای آنها بردم، ترسیدم اگر آن ظرف را در آن جا بگذارم و بروم، حشره‎ای داخل آن بیفتد، از طرفی دوست نداشتم آنها را از خواب شیرین بیدار کنم و موجب ناراحتی آنها شوم، از این رو همان جا صبر کردم تا آنها بیدار شدند و از آن شیر نوشیدند، خدایا اگر می‎دانی که این کار من برای جلب خشنودی تو بوده است، این سنگ را از این جا بردار»

وقتی که دعای او به این جا رسید، آن سنگ تکان شدیدی خورد و به قدری عقب رفت که آنها به راحتی از میان غار بیرون آمدند و نجات یافتند.

سپس پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «مَنْ صَدَقَ اللهَ نَجا؛ کسی که به راستی و از روی خلوص با خدا رابطه برقرار کند و بر همین اساس، رفتار نماید، رهایی و نجات می‎یابد.» (بحار الأنوار (ط -بيروت)؛ ج‏14؛ ص427)

اهل بهشت بودن انجام دهند عمل صالح

کسی که عمل صالح انجام دهد قطعا اهل بهشت است وَ بَشِّرِ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ كُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذي رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً وَ لَهُمْ فيها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ هُمْ فيها خالِدُونَ (بقره، 25) در آیات متعددی این پاداش به عاملین صالح داده شده است.

الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ طُوبى‏ لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ (الرعد، 29)

البته رفتن به بهشت بدون و لایت  اهل بیت (علیهم السلام) ممکن نیست.

عمل صالح سبب نجات است

وَ الْعَصْرِ* إِنَّ الْانسَانَ لَفِى خُسْرٍ* إِلَّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَ تَوَاصَوْاْ بِالْحَقّ‏ِ وَ تَوَاصَوْاْ بِالصَّبرِْ(العصر، 1 تا 3)

هیچگاه کسانی که عمل صالح انجام می دهند با کسانی که کارهای ناشایست انجام میدهند یکی نیستند أَمْ نجَْعَلُ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ كاَلْمُفْسِدِينَ فىِ الْأَرْضِ أَمْ نجَْعَلُ الْمُتَّقِينَ كاَلْفُجَّارِ(ص، 28)

یکی از اعمال صالح تشکیل همین هیئت است کسانیکه با اخلاص در راه خدا تلاش می کنند تا این گونه جلسات برگذار شود، دارای پاداش دنیوی و اخروی خواهد بود.

إِنَّهُ مَن يَأْتِ رَبَّهُ مجُْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَ لَا يحَْيىَ‏ * وَ مَن يَأْتِهِ مُؤْمِنًا قَدْ عَمِلَ الصَّالِحَاتِ فَأُوْلَئكَ لهَُمُ الدَّرَجَاتُ الْعُلىَ‏(طه، 74 و 75) خداوند در این آیه بین مجرمین و کسانی که عمل صالح انجام می دهند مقایسه کرده است و به نتیجه آن دو اشاره کرده است، حال اختیار با شما است کسانی که عمل صالح انجام می دهند، در دنیا آرامش دارند در آخرت هم در بهشت برین جای دارند، کدام یک را انتخاب می کنید.

داستان امام صادق (علیه السلام) و دزدان

امام هشتم داستانی را در باره امام صادق (علیه السلام) از پدرش موسى بن جعفر (عليهم السّلام) اینگونه نقل کرد:

امام صادق عليه السّلام با گروهى كه اموالى براى تجارت به همراه داشتند از راهى ميگذشتند، به ايشان خبر دادند كه راهزنانى مسلّح در راه هستند و اموالتان را به سرقت مى‏برند، همراهان به خود لرزيدند و همگى به وحشت افتادند، پس امام صادق (عليه السّلام) به آنان فرمود: چه شده است شما را كه‏ اين چنين پريشانيد؟

گفتند: با ما اموالى است و ميترسيم كه از ما به سرقت ببرند آيا تو آنها را از ما مى‏ستانى؟

شايد دزدان چون ببينند از آن توست نگيرند و صرف نظر كنند و مزاحم نشوند!

امام فرمود: شما از كجا مى‏دانيد، ممكن است آنها غير مرا قصد نداشته باشند و مرا بدين سبب در معرض تلف مى‏افكنيد.

گفتند: پس چه كار كنيم؟ آيا آن را دفن كنيم؟

فرمود: اين بدتر است شايد غريب تازه واردى آن را بفهمد و مال را ببرد يا اينكه شما پس از دفن بدان راه نيابيد.

گفتند: پس چه كنيم؟ ما را راهنمائى كن!

حضرت فرمود: آن را نزد كسى به وديعه گذاريد، كسى كه آن را كاملا حفظ نمايد و نگهدارى كند و نموّش دهد و هر واحدى از آن را بزرگتر از دنيا و آنچه در آنست نمايد، سپس به شما باز گرداند با زياده و بهره، هنگامى كه شما سخت بدان محتاج باشيد.

پرسيدند كه او كيست؟

فرمود: او خداوند عالم است.

پرسيدند چگونه بدو وديعه سپاريم؟

فرمود: به ضعفا و تهى‏دستان از مسلمانان صدقه دهيد.

گفتند: اكنون به ضعفا دسترسى نداريم (چه كنيم)؟

فرمود: قصد كنيد كه يك سوّم آن را صدقه دهيد تا خداوند از ما بقى آن دفاع كند و آن را از آنچه شما از آن مى‏ترسيد حفظ نمايد.

گفتند: قبول كرديم و عهد كرديم كه چنين كنيم.

فرمود: اكنون در امان خداوند عزّ و جلّ هستيد، پس حركت كنيد.

همه به راه افتادند، ناگهان علامت حراميان ظاهر گشت و همه قافله را خوف گرفت، امام (عليه السّلام) فرمود: چرا اين چنين مى‏هراسيد، شما در امان خداى تعالى هستيد، هرگز بيم نكنيد، گروه راهزنان سواره رسيدند، و از اسبان به زير آمده نزد امام صادق (علیه السلام) شدند و دست مبارك آن حضرت را بوسيده و اظهار نمودند كه دوش در خواب رسول خدا (صلى اللَّه عليه و آله) را ديديم و به ما فرمان داده تا خود را به تو معرّفى كنيم و اكنون در اختيار شما هستيم و از شما و اين گروه جدا نمى‏شويم تا همه را محافظت نموده به منزل رسانيم.

امام صادق عليه السّلام فرمود: ما نيازى به شما نداريم، همان كس كه ما را از خطر شما حفظ فرمود همو حافظ و يار و ياور ما خواهد بود و از شرّ دشمنان حفظمان خواهد فرمود.

پس همگى به سلامت گذشتند و به منزل رسيدند و ثلث مال را به عنوان صدقه به فقرا و بى‏نوايان دادند و مال التجاره ايشان سود كرد و هر درهمى ده برابر شد، و آنان با خود مى‏گفتند:چه بسيار بود بركت (همراهى با حضرت) صادق!

سپس امام بايشان فرمودند: اكنون بخوبى دانستيد كه معامله با خداوند چقدر پربركت و سودمند است، پس بر آن مداومت كنيد. (عیون اخبار الرضا، ج2، ص5، باب 30)

نکات این داستان

این داستان چند نکته مهم دارد:

اول اینکه عمل صالح سبب برطرف شدن استرس، حزن و اندوه می شود همونگونه که از این افراد برداشت.

دوم، اینکه عمل صالح سبب حفظ اموال انسان می شود.

سوم؛ همراهی به خوبان انسان را به خوبی می کشاند.

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=7132

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *