با آن که زندگی همه معصومین(سلام الله علیهم اجمعین) برای مسلمانان و خصوصا شیعیان مایه خیر و برکت بوده است اما در جواب این سوال باید گفت تولد، زندگی و حیات امام جواد(ع) در آن دوره حساس و بعلت حوادث تاریخی که برای آن حضرت و پدر بزرگوارشان رخداد، اهمیت ویژه ای به این مطلب می دهد که از آن حضرت با عنوان مولود پر خیر برکت یاد کرده اند.
برای درک بهتر این موضوع باید در چند بخش به توضیح آن پرداخت:

۱ – تعریف برکت برکت. برکت یعنی چیزی که بودنش باعث خیر می شود و خوبی های دیگر را به دنبال خودش می آورد[۱]. مثلا در عرف عامیانه می گوییم نان برکت سفره است و این به خاطر اهمیت و ارزش بالای این ماده غذایی برای زندگی ما است. به همین دلیل زندگی و وجود برخی انسان ها مایه برکت و نعمت زندگی دیگران است. یعنی اینگونه افراد یا به خاطر استعدادها و نعمت های ذاتی که دارند به زندگی ما ارزش دیگری می دهند، مانند پدر و مادر و یا علاوه بر توانایی های فطری از حمایت و تاییدات الهی برخوردار هستند مانند انبیاء و اولیاء خداوند.

۲ – ظهور و حضور واقفیه
یکی از گروههایی که در تاریخ تشیع ظهور کرد، فرقه ای با نام «واقفیه» است. این گروه در سال ۱۸۳ ه. ق. مصادف با شهادت موسی بن جعفر(ع) اعلام موجودیت کرد و خط مشی عقیدتی و سیاسی خویش را بر مبنای انکار مرگ حضرت موسی بن جعفر(ع) و مبارزه با امامت حضرت رضا (ع) قرار داد. این گروه امام کاظم(ع) را به عنوان آخرین فرد در سلسله‏ی امامت پنداشت و قائل به مهدویت امام کاظم(ع) شد[۲]. توقف این فرقه بر امامت موسی بن جعفر (ع) سبب شد تا این گروه را واقفیه بنامند[۳].
چند دلیل عمده برای ظهور این گروه وجود دارد:
· ضعف شناخت شناسی و عدم شناخت صحیح
· طمع ورزی و دنیا طلبی برخی از وکلاء امام کاظم(ع)
· حاضر نبودن امام رضا(ع) در بغداد در هنگام شهادت حضرت امام موسی کاظم(ع)
· و صاحب فرزند نشدن امام رضا(ع). از این رو تولد حضرت امام جواد(ع) در تاریخ شیعه از حساسیت ویژه ای برخوردار است. این تولد از انحراف شیعیان و گسترش افکار انحرافی به طور جدی جلوگیری نمود.

۳ – سخنان امام رضا(ع) که نشان می دهد به چه دلیلی آن حضرت وجود امام جواد(ع) را وجودی پر خیر و برکت دانسته اند.
مرحم کلینی در کتاب اصول کافی از فردی به نام یحیی صنعانى نقل کرده است که می گوید: «دَخَلْتُ عَلَى أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا (ع) وَ هُوَ بِمَکَّهَ وَ هُوَ یُقَشِّرُ مَوْزاً وَ یُطْعِمُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ هُوَ الْمَوْلُودُ الْمُبَارَکُ؟ قَالَ نَعَمْ یَا یَحْیَى هَذَا الْمَوْلُودُ الَّذِی لَمْ یُولَدْ فِی الْإِسْلَامِ مِثْلُهُ مَوْلُودٌ أَعْظَمُ بَرَکَهً عَلَى شِیعَتِنَا مِنْهُ»(در مکه خدمت حضرت رضا (ع) رسیدم مشغول پوست کندن موز بود که بحضرت جواد (ع) میداد گفتم فدایت شوم همین است آن مولود مبارک؟ فرمود: آرى یحیى! این همان مولودى است که در اسلام با برکت‏تر از او براى شیعیان ما متولد نشده است».[۴]

در جایی دیگر از همین شخص نقل می کند: «کُنْتُ عِنْدَ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع فَجِی‏ءَ بِابْنِهِ أَبِی جَعْفَرٍ ع وَ هُوَ صَغِیرٌ فَقَالَ هَذَا الْمَوْلُودُ الَّذِی لَمْ یُولَدْ مَوْلُودٌ أَعْظَمُ بَرَکَهً عَلَى شِیعَتِنَا مِنْه‏» (خدمت امام رضا (علیه السّلام) بودیم که امام جواد را – در حالى که خردسال بود- آوردند؛ عرض کردیم این همان مولود مبارک است؟ فرمود بله، این مولودى است که در اسلام با برکت‏تر از او متولد نشده است).[۵]
همچنین شیخ مفید روایت بالا را به این صورت آورده است که: «قَالَ ابْنُ أَسْبَاطٍ وَ عَبَّادُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ إِنَّا لَعِنْدَ الرِّضَا (ع) بِمِنًى إِذْ جِی‏ءَ بِأَبِی جَعْفَرٍ (ع) قُلْنَا هَذَا الْمَوْلُودُ الْمُبَارَکُ؟ قَالَ نَعَمْ هَذَا الْمَوْلُودُ الَّذِی لَمْ یُولَدْ فِی الْإِسْلَامِ أَعْظَمُ بَرَکَهً مِنْهُ»(ابن اسباط و عبّاد مى‏گویند: در منى خدمت امام رضا (علیه السّلام) بودیم که امام جواد را – در حالى که خردسال بود- آوردند؛ عرض کردیم این همان مولود مبارک است؟ فرمود بله، این مولودى است که در اسلام با برکت‏تر از او متولد نشده است.»[۶]
از همه این مطالب می توان نتیجه گرفت که شرائط اجتماعی شیعیان در آن دوره و ابتلای آنان به انحرافات گوناگون و اینکه امام رضا(ع) تا سن چهل و هفت سالگی صاحب فرزند نشده بود سبب شد تا در تولد امام جواد (ع) میمنت و برکت خاصی نهفته شود و میلاد آن حضرت پس از سال ها انتظار، مایه دلگرمی و هدایت بسیاری از پیروان و شیعیان آن حضرت به راه حق اهل بیت(ع) گردد.
امام جواد(ع) از هر فرصتی برای جهاد علمی و تربیت شاگردان و اصحاب شایسته استفاده می کرد. آن حضرت، با وجود سن کم، در مناظره ها و بحث های علمی بسیاری شرکت می کرد که بعضی از آنها بسیار جالب توجه و شنیدنی است. حل مشکلات بزرگ علمی و فقهی، سبب اعجاب دانشمندان و عالمان هم دوره آن حضرت می شد.

پی نوشت ها

[۱] فرهنگ معین
[۲] حسن بن موسی نوبختی،فرق الشیعه،بیروت،دار الاضواء،۱۴۰۴-۱۹۸۴، ۱مجلد،ص ۸۰
[۳] عبدالکریم شهرستانی،الملل والنحل،بیروت،دارالمعرفه، ۱۴۰۴، ۲ مجلد، ج ۱ ص ۱۶۸
[۴] محمّد بن یعقوب بن اسحاق رازی معروف به کُلِـینی، اصول کافی،ج۶،ص۳۶۱، باب الموز
[۵] همان، ج۱،۳۲۱، باب الإشاره و النص على أبی جعفر
[۶] مُحمّد بن مُحمّد بن نَعمان ملقب به شیخ مُفید، الإرشاد، المفید ،ج‏۲، ص۲۷۹

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=20227

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *