«فرائد الاصول»، يكي از آثار برجسته شيخ انصاري، به زبان عربي است كه اكثر مطالب آن ابتكاري و نو مي باشد. اين كتاب، ساليان درازي است كه در دوره سطح، به عنوان يك متن آموزشي شناخته شده و تدريس مي شود. به نظر بيشتر صاحب نظران، شيخ، در اصول عمليه مبتكر و مؤسس است.

اينك به نمونه هايي از نوآوري هاي شيخ در اين كتاب اشاره مي كنيم، البته ممكن است ريشه برخي از اين مباحث، در نوشته ها و كلمات متقدمين نيز يافت شود، اما هيچ گاه به اين شكل مطرح نشده اند. 1. حجيت قطع: اينكه حجيت قطع، ذاتي و متابعت از آن، عقلي است، از ابتكارات فرائد الاصول است. 2. تجري: اين مبحث، در كتب اصول مطرح نبود و تنها در ضمن مباحث فقهي مورد توجه قرار مي گرفت. شيخ، به دنبال حجيت قطع، به اين موضوع پرداخت و حكم آن را در نگاه عقل و شرع روشن ساخت. 3. قطع قطاع: اين نيز از مباحثي است كه شيخ آن را جامه اصولي پوشاند و گر نه، گذشتگان آن را تنها در لابه لاي مباحث فقهي مورد بررسي قرار مي دادند. 4. علم اجمالي: بحث علم اجمالي، در ادامه مباحث قطع و تقسيم آن به علم اجمالي در ثبوت تكليف و سقوط آن و به تعبير ديگر، تأثير علم اجمالي در اشتغال و امتثال نيز از تازه هاي فرائد الاصول است. 5. مصلحت سلوكيه: شيخ انصاري، به دنبال مسئله امكان تعبد به ظن، به وجه تعبد آن پرداخته و دو راه تصوير مي كند. مصلحت سلوكيه، دومين راهي است كه ابداع و تصوير كرده و در نهايت نيز شيوه مختار ايشان قرار گرفته و به ايراد ابن قبه جواب مي دهد. 6. حجيت ظواهر: شيخ، بحث حجيت ظاهر قرآن را كه در كلام پيشينيان نيز وجود داشت، همراه با دو نوآوري طرح كرد: نخست آنكه بحث حجيت ظواهر را به طور عام مطرح ساخت و به ظواهر قرآن مختص نكرد، گر چه شبهه عدم حجيت قرآن را طرح كرده و بدان به تفصيل پاسخ داد و ديگر تقسيم اصول لفظيه به دو نوع: آنچه در راه به دست آوردن مراد متكلم به كار گرفته مي شود و آنچه در تشخيص و تعيين موضوع له واژه ها به كار مي رود. 7. حجيت ظن در اصول دين: ايشان، پنجمين تنبيه از تنبيهات انسداد را حجيت ظن در اصول دين قرار داده و بحث نسبتاً مبسوطي در اين زمينه ارائه داده است. 8. نظريه حكومت و ورود: اين نظريه از ابتكارهاي اصولي شيخ به شمار مي آيد. اين نظريه كه بار مفهومي خاصي را در اصول دارد، از اهميت و نقش كاربردي در حل تعارض ادله و استنباط احكام دارد. با مطالعه سخنان شيخ انصاري، در باره نظريه حكومت، اين نتيجه به دست مي آيد: هر گاه مقتضاي لفظي يكي از دو دليل، نظارت بر دليل ديگر باشد؛ يعني بدون حكمي از عقل، لسان دليل به گونه اي است كه موضوع دليل ديگر تبيين و تفسير مي شود، شيخ، نسبت بين اين دو دليل را حكومت ناميده است. دليل ناظر را حاكم و دليل ديگر را محكوم مي نامد. البته در قاعده حكومت، چه به نحو توسعه و چه به نحو تضييق، نفي يا اثبات حكم به وسيله دليل حاكم، در قالب نفي يا اثبات تعبدي موضوع، صورت مي گيرد. شيخ، براي تبيين مفهوم«ورود»، تعريفي ارائه نكرده است، بلكه بيشتر، در قالب مثال آن را مي نمايد. البته دو فرق اساسي ميان قاعده حكومت و ورود وجود دارد كه عبارتند از: 1. در قاعده حكومت، دليل حاكم در قالب نفي موضوع، بعضي افراد را از دايره حكم دليل محكوم خارج مي كند و در قاعده ورود، دليل وارد، موضوع دليل مورود را به كلي از بين مي برد. 2. در قاعده حكومت، دليل حاكم، موضوع دليل محكوم را به طور تعبد و ادعا نفي مي كند، اما دليل وارد، موضوع دليل مورود را در حقيقت از ميان برمي دارد، هر چند كه پذيرش دليل وارد با ملاحظه تعبد مي باشد. ابتكار شيخ انصاري در ارائه اين نظريه، دريچه جديدي در شيوه استنباط احكام گشود و راهي نو، در به كارگيري درست عناصر و پايه هاي اجتهاد، نشان داد. 9. از ديگر برجستگي هاي كتاب، توان مؤلف بر طراحي موضوعات جديد و تازه و گسترده ساختن مباحث است. وي، در هر مسئله به دسته بندي و ابداع مي پردازد. ايشان، در بحث استصحاب دو عنوان افزوده است: يكي، مبادي تصوري بحث و ديگري، نسبت استصحاب با ساير ادله. اين دو مطلب، در پژوهش هاي قبل از شيخ به شكل مستقل و بارز طرح نگشته بود. بر اين اساس بايد گفت مبحث استصحاب نزد شيخ انصاري هشت عنوان دارد: 1. تعريف. 2. مبادي تصوري. 3. اقسام استصحاب. 4. اقوال. 5. ادله. 6. تنبيهات. 7. خاتمه. 8. نسبت استصحاب با ساير ادله. در قسمت تعريف، پس از نقل پنج رأي، بهترين تعريف را، «ابقاء ما كان» دانسته است. قسمت دوم، شامل مبادي تصوري پنج گانه اي است از قبيل اينكه استصحاب، اصل عملي است يا دليل ظني؟ پس از آن، ملاك اعتبار آن را بر هر دو فرض بيان داشته و سپس، مقومات استصحاب را بيان مي كند. در بخش تقسيم استصحاب، ابتدا سه محور را ملاك تقسيم قرار داده: يكي، تقسيم به لحاظ مستصحب، ديگري، تقسيم به اعتبار دليل حجيت و سومين محور، تقسيم به لحاظ شك است، آن گاه به تقسيمات ريزتر هر يك؛ يعني در مجموع، به نه تقسيم براي استصحاب اشاره كرده است. در قسمت اقوال، يازده رأي اصلي ذكر شده و شيخ يادآور مي شود كه اگر به ظاهر كلام فقيهان در اصول و فروع توجه شود، اقوال، بسيار بيش از اينها خواهد بود. شيخ، پس از اين اجمال، به ادله اقوال پرداخته، براي رأي مختار خويش كه قول نهم باشد، سه دليل ذكر مي كند: اجماع، استقراء و اخبار مستفيضه، آن گاه با دقت و حوصله علمي به ذكر دليل ديگر اقوال و نقد آنها مي پردازد. تنبيهات، عنوان ششمين مبحث است، گر چه اين تعبير و مرادف آن، در«قوانين الاصول» ذكر شده بود، اما در آن كتاب ها تعداد تنبيه ها از سه تجاوز نكرده بود. شيخ، دوازده تنبيه را ذكر مي كند كه بسياري از ابداعات و نوآوري هاي وي در ضمن آنها بازگو شده است. شيخ، در خاتمه، به ذكر سه شرط اساسي استصحاب مي پردازد. در پايان، نسبت استصحاب را با ساير ادله بررسي مي كند. نسبت استصحاب با قاعده يد، اصالة الصحة، قرعه و اصول عمليه سه گانه از مواردي است كه شيخ بدانها توجه كرده و در نهايت، تعارض دو استصحاب را مي كاود.

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=9253

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *