چکیده: تجاوز به عنف همانند یک گرداب میباشد که زنان را در خود غرق میکند، اما در نظام کیفری ما به این بزه دیدگان حسب شرایطی خاص روحی و روانی که برای آن ها به تبع تجاوز ایجاد میشود، آن طور که اقتضا میکند توجهی نشده است. با توجه به تصویب قانون حمایت خانواده و جوانی جمعیت مصوب ۱۴٠٠ مقنن شرایطی را که بقای جنین سبب مرگ مادر و یا بیماری او یا ناقص الخلقه بودن و بیماری های جنینی که ناشی از عقب افتادگی جنین باشد را از مصادیق سقط درمانی برشمرده است و به دلیل عسر و حرج، مادر را در این حالت مجاز به سقط میداند. لیکن وضعیت زنانی که قربانی تجاوز به عنف میباشند و حاصل این رابطه تشکیل جنین میباشد، از نگاه قانون گذار دور مانده است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و جمع آوری داده ها به صورت کتابخانه ای است که در صدد بررسی موضوع مورد نظر میباشد. به نظر نویسندگان با توجه به سقط های غیر قانونی که گاها مادر را در آستانه خطر مرگ قرار میدهد و یا در مواردی که مادر برای گریز از این بی آبرویی اقدام به خودکشی میکند، در این شرایط میتوان با توجه به یک سری قواعد فقهی همانند دفاع مشروع، قاعده لاضرر و همچنین با بیان این استدلال که نگهداری از جنین متعلق به متجاوز به نوعی عسر و حرج مادر را در پی دارد با استناد به قاعده عسر و حرج اذن به سقط جنین داد. فلذا نگرش در این پژوهش بر این استوار استکه حق سقط جنین ناشی از تجاوز به عنف به رسمیت شناخته شود که حق سقط جنین ناشی از تجاوز به عنف به رسمیت شناخته شود.
















