مشارکت عمومی-خصوصی یا به  اصطلاح p3  به دلیل سازوکار مناسب همکاری دولت و بخش خصوصی و نبود ساختار کارفرما و پیمانکار، گزینه بسیار خوبی برای افزایش کارایی، کاهش هزینه‌ها و کسری بودجه دولت همچنین ممانعت از مداخله بی‌مورد دولت در امور اقتصادی با استفاده از مدیریت، سرمایه و دانش فنی بخش خصوصی است. کشورهای در حال توسعه به دلیل محدودیت‌های مالی، تمایل بیشتری به تأمین بودجه از طریق بخش خصوصی را دارند و قراردادهای مشارکت عمومی خصوصی به‌طور کامل این نیاز را پوشش می‌دهد. مزایای بهره‌گیری از این گونه طرح‌ها در راه نیل به توسعه پایدار باعث شده است که دولت های پیشرفته، آنها را به عنوان راهکاری کلیدی در برنامه‌های توسعه‌ای مورد توجه قرار دهند.

این مقاله با مطالعه به روش توصیفی-تحلیلی، تغییر شکل الگوی مشارکت‌های عمومی-خصوصی در زیرساخت‌ها در راستای به جریان انداختن پس‌اندازهای بلندمدت کم بازده به سمت سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی با بازده بالا ،استفاده از ساز و کار بهینه و پرکاربرد «وقف» را ارائه می‌دهد. نهاد وقف به عنوان سرمایه‌گذار، همان حلقه مفقوده در طرح RLC کشور چین و یا طرح‌های مشابه موجود در دنیاست. چه بسا با وجود زمین وقفی یا هر نوع موقوفه‌ای مانند ابزار و ماشین‌آلات و حتی وجوه نقد، رکن اساسی مشارکت در جهت کاهش شاخص فقر و ضعف تولید، اساساً تأمین شده و بخش اصلی و عمده ایجاد زیرساخت‌ها با کمترین هزینه برای کشور عرضه گردد.

در این روش، اوقاف به عنوان سرمایه‌گذاری اولیه در پروژه‌های عمومی استفاده می‌شوند. بخش خصوصی مسئولیت اجرای پروژه را به عهده می‌گیرد و در عوض، حقوقی مانند بهره‌برداری از پروژه یا درآمدزایی از آن در مدت معین را به دست می‌آورد. در این حالت، اوقاف به عنوان یکی از منابع سرمایه‌گذاری در پروژه‌ها استفاده می‌شوند. تحقیقات، پژوهش ها، اقدامات قانونی و توان اجرایی کشور باید در راستای تقویت و بسط حضور این روش تأمین مالی باشد.

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=88650

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب