پرسش:
آیا اسلام از ابتدای ظهور خودش داعیه جهانی داشته است یا آنگونه که برخی اروپائیان ادعا می‌کنند اسلام در ابتدا فقط می‌خواست مردم قریش را هدایت کند و بعدا تصمیم گرفتند که دعوت خود را تعمیم دهند؟

پاسخ:

توجه شما را به این نکات جلب می‌کنیم:

۱. به تصریح آیات قرآن، رسالت پیامبر خاتم رسالت جهانی است: «تَبَارَكَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَی عَبْدِهِ لِیكُونَ لِلْعَالَمِینَ نَذِیرًا»(۱)؛ یعنی: «مبارک است خدایی كه قرآن را بر بنده‌اش نازل كرد تا بیم دهنده جهانیان باشد». به تعبیر قرآن، رسالت پیامبر(ص) در خطاب با اعراب آغاز می‌شود اما سپس به صورت فراگیر می‌شود: «وَ أُوحِی إِلَیَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ»(۲)؛ یعنی: «و این قرآن به من وحی شده تا با آن شما را و هر كه را كه این پیام به او برسد هشدار دهم». این آیات در مکه نازل شده‌اند و چنین نیست که بعد از تشکیل حکومت در مدینه بیان شده باشند تا گفته شود که پیامبر(ص) بعد از به قدرت رسیدن، درصدد گسترش دین برآمد.

۲. آری، چون پیامبر(ص) در مکه مبعوث شده بود، طبیعتا نقطه عزیمت تبلیغی ایشان از مکه است و متناسب با امکانات و توانایی‌های محدودش، نخست قریشیان را دعوت نمود. به همین جهت، در آیات قرآنی به پیامبر(ص) سفارش شده که نخست اقوام و خویشاوندانت را دعوت کن: «وَ أَنْذِرْ عَشیرَتَكَ الْأَقْرَبینَ»(۳)؛ یعنی: «و خویشاوندان نزدیكت را انذار كن». چنین برنامه‌ای کاملا معقول و موجه است؛ یعنی اگر قرار باشد کسی پیامش را به جهانیان اعلام کند، نخست از نزدیکان خودش شروع می‌کند و از آنها یارگیری می‌کند و با کمک آنها فرهنگ و آرمان و مطلوب خود را بسط می‌دهد. پیامبر(ص) نیز به سفارش خداوند برای بسط فرهنگ دینی، نخست خویشاوندانش را دعوت کرد تا با کمک آنها به بسط فرهنگ دینی بپردازد.

۳. بنابراین، مستند به مجموع آیات قرآنی روشن می‌شود که رسالت پیامبر از همان ابتدا رسالت عام و جهانشمول بود و قرار نبود در مکه و قوم قریش محدود بماند. آری، نقطه عزیمت رسالت نبوی، قریش و مکه بود. اما نقطه مطلوب رسالت محمدی، بسط جهانی فرهنگ دینی بود. بسط جهانی فرهنگ دینی ممکن نیست مگر این که با کمک یاران و همراهان، قدرت نظامی و سیاسی تشکیل داده تا از کیان فرهنگ دینی دفاع کرده و پیام خود را به جهان بفرستیم و به دینداران جهان برای رهایی از سیطره ظلم کمک کنیم. به همین جهت، خداوند از پیامبر می‌خواهد که نخست خویشاوندانش را دعوت کند تا آرام آرام به قدرت سیاسی و اجتماعی دست یابد.

۴. پیامبر هنگامی که به قدرت سیاسی و اجتماعی و نظامی دست یافتند، درصدد بسط و گسترش دین برآمدند و نامه‌هایی به سران کشورهای منطقه نوشته و آنها را به دین اسلام دعوت نمودند. در بسط دین نباید از این نکته مهم غفلت نمود که بسط و گسترش دین در دو قالب نظامی و فرهنگی متصور است و اینطور نیست که محدود به بُعد نظامی باشد. اما گاهی چاره‌ای جز اعمال قدرت نبود چرا که حاکمان فاسد و زورگوی منطقه، مانع از رسیدن پیام اسلام به مردم شده و یا از مسلمان شدن آنها جلوگیری کرده و قوانین سختی بر نومسلمانان اعمال می‌کردند. به همین جهت، گاهی پیامبر(ص) تصمیم می‌گرفت که حمله نظامی نموده تا حاکمان فاسد را به زیر کشیده و پیام فرهنگی اسلام را به آنها برساند. برای نمونه، بعد از این که مردم مکه، مانع از رفت و آمد پیامبر(ص) به مکه شدند، خداوند به پیامبر(ص) وعده می‌دهد که به زودی مکه را فتح خواهی نمود و با رسیدن پیام الهی به مردم، دین اسلام بر دین مشرکان غالب می‌شود.(۴)

۵. کوتاه سخن این که خداوند در آیات مکی رسالت حضرت محمد(ص) را جهانی معرفی کرده ولی چون نقطه عزیمت دعوت دینی، مکه و قریش بود آن حضرت را مامور کرد که نخست خویشاوندانش را دعوت نموده و سپس با کمک آنها، پیام فرهنگی خود را بسط دهد و اگر در موردی نیاز به اعمال قدرت و بُعد نظامی است، با یارگیری از آنها به این کار اقدام نماید. آری، اگر در آیات مدنی، جهانی کردن دین جلوه بیشتری دارد از این جهت است که پیامبر(ص) به قدرت سیاسی و نظامی دست یافته و اینک قادر است که پیام جهانشمول دین را با ارسال مبلغان فرهنگی و گاهی اعزام سپاه و نظامیان بسط دهد.

پی نوشت‌ها:
۱.فرقان، آیه ۱.
۲. انعام، آیه ۱۹.
۳.شعراء، آیه ۲۱۴.
۴. فتح، آیات ۲۷-۲۹. «خداوند آنچه را به پیامبرش در عالم خواب نشان داد راست گفت؛ بطور قطع همه شما بخواست خدا وارد مسجد الحرام می‌شوید در نهایت امنیت و در حالی كه سرهای خود را تراشیده یا كوتاه كردهاید و از هیچ كس ترس و وحشتی ندارید؛ ولی خداوند چیزهایی را میدانست كه شما نمیدانستید(و در این تأخیر حكمتی بود)؛ و قبل از آن، فتح نزدیكی(برای شما) قرار داده است. او كسی است كه رسولش را با هدایت و دین حق فرستاده تا آن را بر همه ادیان پیروز كند؛ و كافی است كه خدا گواه این موضوع باشد! محمّد(ص) فرستاده خداست؛ و كسانی كه با او هستند در برابر كفّار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند؛ پیوسته آنها را در حال ركوع و سجود میبینی در حالی كه همواره فضل خدا و رضای او را میطلبند؛ نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمایان است؛ این توصیف آنان در تورات و توصیف آنان در انجیل است، همانند زراعتی كه جوانه‌های خود را خارج ساخته، سپس به تقویت آن پرداخته تا محكم شده و بر پای خود ایستاده است و بقدری نموّ و رشد كرده كه زارعان را به شگفتی وامیدارد؛ این برای آن است كه كافران را به خشم آورد(ولی) كسانی از آنها را كه ایمان آورده و كارهای شایسته انجام دادهاند، خداوند وعده آمرزش و اجر عظیمی داده است»

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=88629

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب