پرسش:
منظور از هفت آسمان که در قرآن مطرح شده چیست؟
پاسخ:
آسمانهای هفتگانه ازجمله مفاهیمی است که در قرآن کریم مورد استفاده قرار گرفته است. واژه «سماء» (آسمان) و مشتقات آن، از واژگان پربسامد در قرآن کریم است و بیش از سیصد مرتبه در قرآن بهکاررفته است. در برخی موارد واژه «سماوات» (آسمانها) با واژه «سبع» (هفت) همنشین شده است که معنای آسمانهای هفتگانه دارد؛(۱) مانند این آیه که میفرماید: « هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُم مَّا فی الْأَرْضِ جَمِیعًا ثُمَّ اسْتَوَی إِلی السَّمَاءِ فَسَوَّئهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَ هُوَ بِکلُ شیءٍ عَلِیمٌ».(۲) او [خدا] ست آنکسی که آنچه در زمین است، همه را برای شما آفرید سپس به [آفرینش] آسمان پرداخت و هفتآسمان را استوار کرد و او به هر چیزی داناست.
چیستی هفتآسمان
درباره تفسیر «سبع سماوات» و تبیین مفهوم هفتآسمان، صاحبنظران بر دیدگاه واحدی اتفاقنظر ندارند، بلکه نظرات متعددی شکلگرفته و دیدگاههای مختلفی در تفسیر و تطبیق «سبع سماوات» مطرحشده است. در اینجا به برخی از آنها اشاره میشود.
الف: منظومه شمسی
برخی آسمانهای هفتگانه در قرآن را بر اساس هیئت بطلمیوس(۳) به «سیارات سبع» یعنی عطارد، زهره، مریخ، مشتری، زحل، ماه و خورشید تطبیق داده و بر این باورند که مراد از سبع سماوات در قرآن همان هفتفلک مادی و هفت کره در منظومه شمسی که به گرد سیاره زمین قرار دارند.(4)
این نظریه متأثر از دانش اخترشناسی با رویکرد بطلمیوسی است و در واقع، تفسیر نیست و نوعی تحمیل نظریه بر قرآن است که بطلان آن در زمان ما آشکارشده است.(5)
ب: لایههای جوّ در اطراف زمین (اتمسفر)
بعضی دیگر معتقدند که منظور از سبع سماوات در قرآن، هفت لایه فلکی و طبقات متراکم هوای اطراف زمین که رویهم قرارگرفته است؛ هفت لایه مجزا از اتمسفر که زمین را در برگرفته و تا هزاران کیلومتر اطراف آن ادامه مییابد.(6)
این سخن نیز دلیل قانعکنندهای ندارد و نوعی تحمیل نظریه به قرآن است و صحیح به نظر نمیرسد؛ چراکه علم بشر بهمرور زمان تغییر میکند و نمیتوان به استناد آن قرآن را که حقیقتی ثابت و جاودانه است تفسیر نمود.
ج: آسمانهای فراوان
بعضی دیگر بر این نکته تأکید دارند که عدد هفت در «سبع سماوات» به معنای عدد ریاضی و آماری نیست، بلکه عدد تکثیری است که به معنای تعداد زیاد و فراوان است،(۷) بر همین اساس، مراد از آسمانهای هفتگانه، واقعاً تعداد هفتآسمان نیست، بلکه منظور از آن، آسمانهای زیاد است؛ بنابراین «سماوات سبع» اشاره به آسمانهای متعدد (کرات، سیارات و…) در عالم بالا است بیآنکه عدد خاصی از آن منظور باشد.(8)
در بررسی این نظریه نیز باید گفت: درست است که عدد هفت به معنای کثرت نیز به کار میرود، ولی تکرار این عبارت درآیات مختلف قرآن، نشان میدهد که عدد سبع در این موارد به معنای تکثیر نیست، بلکه به همان عدد واقعی ریاضی اشاره دارد.
د: هفتآسمان مِثالی (غیرمادی)
صدرالمتالهین هفتآسمان را منطبق بر عالَم مِثال میداند. وی آسمانهای هفتگانه را موطن فرشتگان میداند که تدبیر امور عالم ماده را بر عهدهدارند؛ بنابراین آنچه در عالم ماده رخ میدهد بر اساس آن دسته حقایق مثالی است که در عالم مثال یا همان هفتآسمان وجود دارد که به دست ملائکه عماله رقم میخورد. وی بر این باور است که شناخت هفتآسمان بادانش بشری و از طریق ابزارهای حسی و مادی امکانپذیر نیست و تنها با تمسک به قرآن و حدیث میتوان به حقیقت آن دست یافت.(9)
ه: آسمانهای هفتگانه
آنچه امروزه بهعنوان دیدگاه مشهور در تفسیر «سبع سماوات» تلقی میشود، این است که مقصود از «هفتآسمان» در قرآن کریم، آسمانهای هفتگانه است؛ این آسمانها هم مادی است و هم به تعداد عدد هفت است؛ زیرا مراد از واژه «سبع» همان معنای واقعی و ریاضی آن یعنی «عدد هفت» است. تکرار این عبارت درآیات مختلف قرآن، نشان میدهد که عدد سبع در اینجا به معنای تکثیر نیست، بلکه اشاره به همان عدد آماری یعنی هفت ریاضی است. این نظریه مورد قبول گروهی از مفسران معاصر قرار گرفته است.(10)
در قرآن کریم، علاوه بر اینکه از هفتآسمان سخن گفته، به آسمان دنیا نیز اشاره کرده که با ستارگان زینت داده شده، ولی موقعیت و کیفیت آسمانهای ششگانه دیگر در قرآن کریم صریحاً بیاننشده است(۱۱) قرآن درباره آسمان دنیا میفرماید: «إِنَّا زَینَّا السَّماءَ الدُّنْیا بِزینَهٍ الْکَواکِب»؛ (۱۲) ما آسمان پائین را با کواکب و ستارگان زینت بخشیدیم. گروهی از مفسران با استناد به آیه یاد شده و نیز آیه «وَ زَینَّا السَّماءَ الدُّنْیا بِمَصابِیحَ»؛ (۱۳) (ما آسمان پائین را با چراغهای ستارگان زینت دادیم)، میگویند از این آیات بهخوبی استفاده میشود که همه آنچه را ما میبینیم و جهان ستارگان را تشکیل میدهد همه جزء آسمان اول است، بهعبارتدیگر، تمام کرات در منظومه شمسی که ما میبینیم همه جزء آسمان اول است و به غیر از آسمان اول، شش آسمان و شش عالم دیگر وجود دارد که ما در حال حاضر اطلاع دقیقی از جزئیات آن نداریم؛ زیرا از توان ابزارهای علمی امروز ما بیرون است.
این دیدگاه ازنظر علمی نیز ممکن است، زیرا بر اساس یافتههای دانشمندان، میلیاردها خورشید و سیاره مشابه زمین در کهکشانهای جهان وجود دارد. همانگونه که احتمال وجود جهانهای مشابه این آسمان پرستاره را بعید نمیدانند و هنوز فضاهای ناشناخته و تاریکی وجود دارد که از دامنه دید ما خارج است.(14)
پس احتمال وجود شش جهان مشابه و شش آسمان دیگر که هنوز کشف نشده است وجود دارد و این مطلب با ظاهر برخی آیات قرآن نیز همگونی دارد.(15)
نتیجه:
1. در معناشناسی هفتآسمان (سبع سماوات) دیدگاههای متعددی ارائهشده است؛ برخی آن را بر منظومه شمسی تطبیق داده و برخی نیز به اتمسفر و جو پیرامون زمین معنا کردهاند، ولی این دیدگاهها صحیح نیست و نوعی تحمیل نظریه به قرآن است.
2. بعضی دیگر بر این باورند که عدد هفت در عبارت «سبع سماوات» به معنای عدد ریاضی نیست، بلکه به معنای کثرت است و «سماوات سبع» اشاره به آسمانهای متعدد در عالم بالا است بیآنکه عدد خاصی از آن منظور باشد. ولی با توجه به تکرار این عبارت درآیات مختلف قرآن، نشان میدهد که عدد سبع در این موارد به معنای عدد واقعی ریاضی اشاره دارد.
3. آنچه امروزه بهعنوان دیدگاه مشهور در تفسیر «سبع سماوات» تلقی میشود، این است که مراد از واژه «سبع» همان معنای واقعی و ریاضی آن یعنی «عدد هفت» است و منظور از سبع سماوات هفتآسمانی مادی است که آسمان دنیا یکی از آن هفتآسمان است که با ستارگان زینت داده شده و منظومه شمسی در آن قرار دارد، ولی موقعیت و کیفیت آسمانهای ششگانه دیگر در قرآن کریم بهصورت صریح بیاننشده است و بشر در حال حاضر اطلاع دقیقی از جزئیات آن نداریم؛ زیرا از توان ابزارهای علمی امروز ما بیرون است.
منابع جهت مطالعه بیشتر:
تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی، دارالکتب الاسلامیه، دهم، ۱۳۷۱ ش. ج۱، ص۱۶۵.
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، محمدعلی رضایی اصفهانی، (دو مجلد)، رشت، مبین، ۱۳۸۱ ش. ج۱، ص۱۳۴.
خلاصه نقد شبهات پیرامون قرآن کریم، معرفت، محمدهادی، مؤسسه فرهنگی تمهید،، ۱۳۹۱، صص ۲۰۵ – ۲۰۹.
کلیدواژه:
هفتآسمان، سبع سماوات، السماوات السبع، قرآن و علم، آسمان در قرآن، منظومه شمسی، جوّ زمین، آسمانی مادی، آسمانی معنوی، آسمان مِثالی، آسمان و زمین.
پینوشتها:
1. تعبیر سَبْعَ سَماواتٍ ؛ درآیات پنجگانه: سوره بقره، آیه ۲۹؛ سوره فصلت، آیه ۱۲؛ سوره طلاق، آیه ۱۲؛ سوره ملک، آیه ۳ و سوره نوح، آیه ۱۵ به کار رفته است؛ و تعبیر السَّماواتُ السَّبْعُ ؛ در دو آیه: سوره اسراء، آیه ۴۴ و سوره مؤمنون، آیه ۸۶ آمده است. در این آیات هفتگانه، هفتآسمان مورد تصریح واقع شده است و نیز تعبیر وَ لَقَدْ خَلَقْنا فَوْقَکُمْ سَبْعَ طَرائِق ؛ در سوره مؤمنون، آیه ۱۷ و تعبیر وَ بَنَینا فَوْقَکُمْ سَبْعاً شِدادا در سوره نبأ، آیه ۱۲ اشاره به هفتآسمان دارد.
2. سوره بقره، آیه ۲۹.
3. بِطلَمیوس یکی از فیلسوفان و اخترشناسان یونان باستان بود که به خاطر فرضیهای که درباره کیهانشناسی ارائه داد، مشهور و معروف است. بر اساس فرضیه بطلمیوس، زمین، ثابت و ساکن بود و در مرکز دیگر کرات قرار داشت که بقیه کرات به دور زمین میچرخید. فرضیه بطلمیوس که بانام هیئت بطلمیوس از آن یاد میشود، بیش از هزار سال در جوامع علمی پذیرفتهشده بود. فرضیه وی را آنقدر محکم و استوار میپنداشتند که آیات و احادیثی که برخلاف نظریه بطلمیوس بود، تأویل و توجیه میکردند. تا اینکه بهوسیله چهار دانشمند معروف (کپرنیک لهستانی، کپلر منجم و ریاضیدان آلمانی، گالیله ایتالیایی و نیوتن) اساس آن فرضیه متزلزل شد و باطل گردید و نظریه جدید در هیئت و نجوم جای آن را گرفت. علیرغم اینکه در عصر نزول قرآن، هیئت بطلمیوس بر مجامع علمی جهان حاکم بود، ولی دیدگاه قران برخلاف آن نظریه است.
4. ر.ک: فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)،(۳۲ مجلد)، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ ق. ج۲، ص۳۸۱.
5. أوضحت الأبحاث الأخیره العمیقه فی الهیئه و الطبیعیات المؤیده بالحس و التجربه بطلان الفرضیات السابقه من أصلها فاضطر هؤلاء إلی فسخ تطبیقهم و رفع الید عنه». پس از روی کار آمدن فرضیه منظومه شمسی و متروک شدن فرضیه افلاک نهگانه، آنان نیز خط بطلان بر تطبیقات خود کشیده و از تحمیلهایی که بر قرآن و حدیث کرده بودند دست برداشتند. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، دوم، ۱۳۹۰ ه. ج۸، ص۱۵۴ – ۱۵۵ و نیز همو، ترجمه المیزان، سید محمدباقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعۀ مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم، ۱۳۷۴ ش. ج۸، ص۱۹۳.
6. رضایی اصفهانی، محمدعلی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، (دو مجلد)، رشت، مبین، ۱۳۸۱ ش. ج۱، ص۱۳۰ به نقل از: مرادی، ایمان، رازهای آسمانهای هفتگانه، ناشر: معاونت فرهنگی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، ۱۳۷۳ ش. ص۸۴.
7. کاربرد واژه «سبعه» (هفت) در معنای کثرت، موارد قابلتوجهی در کلام عرب و قرآن کریم دارد؛ مثلاً در آیه ۲۷ سوره لقمان میخوانیم: وَ لَوْ أَنَّ ما فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَهٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ یمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَهُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ کَلِماتُ اللَّهِ ؛ اگر درختان زمین قلم گردند و دریا مرکب و هفت دریا بر آن افزوده شود، کلمات خدا را نمیتوان با آن نوشت. بهخوبی روشن است که منظور از لفظ «سبعه» در این آیه، عدد مخصوص هفت نیست، بلکه اگر هزاران هزار دریا نیز مرکب گردد، نمیتوان علم بیپایان خداوند را با آن نگاشت.
8. ر.ک: طنطاوی، الجواهر فی تفسیر القران، بیروت، دارالفکر، ۲۰۰۴ م. ج۱، ص۴۶؛ مغنیه، محمدجواد، تفسیر الکاشف، تهران: دارالکتب الإسلامیه، ۱۴۲۴ ق، ج۱، ص۷۸.
9. ر.ک: صدرالمتألهین، محمد بن ابراهیم، تفسیر القرآن الکریم، قم، بیدار، چاپ دوم، ۱۳۶۱ ش. ج۲، صص ۲۸۹- ۲۹۳.
10. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، دهم، ۱۳۷۱ ش. ج۱، ص۱۶۷.
11. ر.ک: طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، دوم، ۱۳۹۰ ه، ج۱۷، ص۳۶۹.
12. سوره صافات، آیه ۶.
13. سوره فصلت، آیه ۱۲.
14. ر.ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، دهم، ۱۳۷۱ ش، ج۱، ص۱۶۵؛ رضایی اصفهانی، محمدعلی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، (دو مجلد)، رشت، مبین، ۱۳۸۱ ش. ج۱، ص۱۴۰.
15. ر.ک: رضایی اصفهانی، محمدعلی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، (دو مجلد)، رشت، مبین، ۱۳۸۱ ش. ج۱، ص۱۴۰.
















